سیاست و فرهنگگفتگوی ادیانمصاحبهمطالعات منطقه ای

اعلام پایتختی بیت‌المقدس: زمینه‌ها و ریشه‌ها

اشاره

موضوع مصاحبه، اعلام پایتختی بیتالمقدس برای رژیم صهیونیستی از سوی ترامپ و بررسی دلایل این تصمیم است. محور اصلی سخنان جناب دکتر مسجدجامعی در این مصاحبه، داخلیبودن این سیاست است. ایشان با واکاوی ریشههای مذهبی این تصمیم و تأثیر ایونجلیکالهای امریکا در آن، به توضیح خصوصیات جامعه امریکا میپردازد، خصوصیاتی که این جامعه را به گونهای متفاوت ساخته است که میتواند زمینه را برای اتخاذ چنین تصمیماتی فراهم آورد.

متن کامل مصاحبه

لطفاً درباره جدیبودن ترامپ در اعلام بیت‌­المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل، و درباره اینکه آیا این تصمیم در چارچوب سیاست خارجی امریکا تعریف می‌شود یا اینکه به مذهب برمی­گردد، توضیح دهید. آیا اصولاً ترامپ می­تواند این کار را اجرایی کند؟

ترامپ حدوداً یک سال است که رئیس‌جمهور است و در این مدت یک سلسله کارهای خارج از چارچوب و گاهی در چارچوب اندیشه‌ها و سیاست‌های نومحافظ‌کاران امریکایی انجام داده است. می‌دانید که نومحافظه‌کاران گروهی هستند که از اواخر دهه۹۰، بعد از فروپاشی شوروی و بلوک شرق، تشکلی تازه یافتند؛ البته در زمان ریگان هم بودند. آن‌ها در دوران ریاست‌جمهوری کلینتون[۲] مجال زیادی برای عرض اندام نداشتند، ولی سال ۲۰۰۰ که بوش پسر[۳] روی کار آمد، برای آن‌ها یک نقطه‌عطف بود.

به هر حال، خودِ این مسئله که نومحافظه‌کارها چه کسانی هستند، چه تفکراتی دارند، چگونه جهانی، چگونه امریکایی، چه نوع سیاست خارجی و حتی چه نوع سیاست داخلی را می خواهند، این‌ها قابل بحث است؛ چون آن‌ها در همه این زمینه‎ها، تصورات و تفکرات خاص خودشان را دارند. این خودش بحث مفصلی است. اینها در مقایسه با دموکرات‌ها، در زمینه سیاست خارجی، به اعتباری توسعه‌طلب‌تر، نفوذگذارتر و به تعبیری افراطی‌تر هستند.

البته رویکرد ترامپ یک رویکرد خاص است و با رویکرد نومحافظه‌کاران امریکا در دهه‌های اخیر تفاوت دارد؛ شاید بتوان گفت که ترامپ و اطرافیانش به تعبیری، یک «فرقه» هستند. سیاست‌های او حتی در زمینه داخلی، حتی خارج از عرف جمهوری‌خواهان در معنی نومحافظه‌کاری آن است. به هر حال، او سیاست خاص خودش را دارد، ولی این سیاست اخیرش درباره بیت‌المقدس، واقع این است این مسئله بیش از آنکه متأثر از سیاست خارجی و مصالح و منافع امریکا، چه در قبال اسرائیل چه در قبال رقبای اسرائیل یعنی عرب‌ها یا به طور کلی افکار عمومی باشد، عمدتاً دارای بُعد دینی است. این بعد دینی نیز دارای دو قسمت است: یک قسمت به خود شخص ترامپ بر می‌گردد که مسیحی ایونجلیکال است، و قسمت دیگر به مسیحیان ایونجلیکال در داخل امریکا مربوط می‌شود.

ایونجلیکال‌ها چه ویژگی هایی دارند؟ اعتقادات آنها چگونه در رویکرد سیاسی آنها تاثیرگذار است؟

ایونجلیکال را می‌توان در فارسی به «انجیلی» یا «تبشیری» ترجمه کرد. آنها ویژگی‌های مختلفی دارند؛ گروهی خیلی متحرک، ثروتمند، با‌نفوذ و خیلی متحد و منسجم هستند. بررسی ویژگی‌های اعتقادی آن‌ها مفصل است، ولی یکی از مهمترین ویژگی‌های اعتقادی اغلب آن‌ها این است که قوم برگزیده‌ای را که کتاب‌مقدس از آن سخن می‌گوید، یهودی‌ها یعنی قوم بنی‌اسرائیل می‌دانند. دیگر مسیحی‌ها (غیر از گروه‌های ایونجلیکال)—اعم از کاتولیک‌ها و سایر پروتستان‌ها و کلیساهای دیگر—معتقدند که آن قوم برگزیده، تا پیش از آمدن حضرت مسیح یهودی‌ها بوده‌اند، ولی بعد از آن مسیحیان هستند، یعنی کسانی که به حضرت مسیح اعتقاد پیدا می‌کنند و مسیحی می‌شوند. ولی گروه‌های ایونجلیکال فهمشان نسبت به متن، فهمی تحت‌الفظی است و بر همان اساس هم فکر و عمل می‌کنند.

معنی این تحتالفظیبودن چیست؟

یعنی آنها خودِ کلمات را در نظر می­گیرند و معنی می‌کنند؛ مثلاً بعضی از آنها معتقدند که بر اساس آنچه در تورات آمده است، عمر دنیا پنج هزار و اندی سال است. واقعاً معتقدند عمر دنیا همین مقدار است! یعنی اصولاً نظراتی را که علم جدید ارائه می‌دهد، رد می‌کنند. آنها نه تنها در مسئله تکامل و انواع گونه‌ها، بلکه حتی درباره مسائل زمین‌شناسی و طول عمر دنیا نیز همین گونه می‌اندیشند. علت این رویکرد این است که آنها متن را با همان دلالت لفظی می‌فهمند، یعنی به اعتباری لیترالیست