کتاب: ژئوپلیتیک خلیح فارس؛ عربستان و شیخ نشین ها

عنوان: ژئوپلتیک خلیج فارس عربستان و شیخ نشینها
نویسنده: محمد مسجد جامعی
ناشر: موسسه اطلاعات، تهران، ۱۳۹۵
کتاب حاضر که پایان نامه دکتری نویسنده در دانشگاه پیزای ایتالیا میباشد، یکی از تلاشهای عالمانه برای شناخت و تحلیل منطقه پرآشوب و متلاطم خاورمیانه است. هر چند زمان تدوین رساله در سالهای ۲۰۰۹-۲۰۱۱ بوده اما به توصیه ناشر برخی مطالب روزآمد و به رساله افزوده شده است. این رساله در پی فهم همدلانه تحولات و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی شیخ نشین های خلیج فارس است. کشورهای عربستان، کویت، امارات، بحرین و قطر از مهمترین این شیخ نشینها هستند که به علت دارا بودن منابع عظیم نفت و گاز و نیز ثروت سرشار و همچنین واقع شدن در منطقهای حساس و مهم، همواره مورد توجه دانشمندان علوم سیاسی و نیز استراتژیستهای حرفهای بوده است. این کتاب میکوشد طی شش فصل مستقل به بررسی دقیق مناسبات قدرت، فرهنگ و اقتصاد در این کشورهای عربی بپردازد.
فصل اول:
این فصل که با عنوان مدخل تاریخی گذشته و حال میباشد، بیشتر به عناصر تاریخی در منطقه خاورمیانه تاکید کرده و آنها را حتی المقدور معرفی نموده است. ابتدای این فصل مساله اهمیت کعبه و سرزمین حجاز و نیز حضور چندین قرنی حکومت عثمانی بررسی شده است. سپس به نحوه مواجه و آشنایی کشورهایی مانند کویت و بحرین با دنیای مدرن، نگاه تحلیلی شده است. مسائلی مانند انقلاب اسلامی و نیز کشف نفت در اوایل قرن بیستم میلادی و سپس القاعده و سقوط طالبان و صدام از دیگر عناوین این فصل میباشد.
فصل دوم:
عنوان این فصل سیاست و ساختار قبیلهای است که در آن نویسنده کوشیده است رابطه بین حوزه سیاست و ساختارهای قبیلهای موجود در کشورهای عربی که عمدتا فاقد سابقه زیست شهری بوده و متشکل از قبایل بیابان نشین است را روشن کند. مولف معتقد است تنها راه درک تحولات کشورهای حاشیه خلیج فارس، فهم عمیق ساختار قبیلهای و حاکمیت مطلقه در جامعه حاصل از توسعه قبیله است. بر این اساس، پیش فرض نویسنده آن است که هنوز قبیله و ساختار آ در همه جا و در تمامی موارد، همچون گذشته نیرومند و تعیین کنند است. از سوی دیگر ورود این کشورها به دنیای جدید در بستر و پرتو ساختاری استبدادی صورت گرفته است لذا جامعه سنتی این کشورها تحولی طبیعی را تجربه نکرده است. در پایان فصل پیامدهای اجتماعی این ساختار قبیلهای بررسی شده است.
فصل سوم:
در فصل سوم که به نام سیاست و تحولات اجتماعی است، نویسنده وارد بررسی عمیق تحولات از منظر تاریخی میشود. ابتدا مسئله پیدایش کویت و سپس تحولات بحرین در هنگامه استقلال از ایران بررسی شده و پیش دارمدی میشود برای تمرکز بر تحولات مهمترین کشور این حوزه یعنی عربستان سعودی. ظهور عربستان، بخش عمدهای از این فصل را به خود اختصاص داده است. پیوند این کشور و مساله وهابیت و تاکید عناصر حاکمیتی بر آموزههای وهابیت و تاثیر آن بر حوزه سیاست از دیگر عناوینی است که در این فصل به آن پرداخته شده است. تحول در سیاست دینی عربستان، خاتمه فصل را تشکیل میدهد.
فصل چهارم:
در فصل چهارم که به عنوان دین و فرهنگ مزین شده است به این دو عامل در حوزه کشورهای خلیج فارس میپردازد. نویسنده بر این باور است که انتقال کم و بیش بدون چالش این کشورها از دنیای سنت و قدیم به دنیای جدید و آشنایی آنان با مدرنیته مرهون شرایط دینی و فرهنگی این کشورهاست. رابطه اسلام و عناصر هویتی قبیله از اساسیترین فرازهای تشکیل دهنده این فصل است. نویسنده معتقد است که اسلام حاضر در این بخش، اسلامی قبیلهای است. این اسلام، مجموعهای از دستورات عبادی و عملی و رفتاری به صورت بسیار صریح و ساده که بدون هیچ پیچیدگی کلامی و فقهی و فلسفی تجلی یافته است. در حالی که اسلامی که در ایران شاهد هستیم اساسا متفاوت است. در پایان فصل مساله ناسیونالیسم عربی و نیز مفهوم خلافت عربی در این چهار چوب نقد و بررسی شده است.
فصل پنجم:
عنوان فصل پنجم، از محافظه کاری تا براندازی وهابیت و سیاست خارجی سعودی است. در این فصل عوامل موثر بر سیاست خارجی عربستان که به نوعی راهبری کلیت کشورهای خلیج فارس است، واکاوی میشود. به عنوان سابقه شکلگیری کشور عربستان به ظهور محمد بن عبد الوهاب اشاره میرود سپس کارنامه عملی معمار اصلی کشور عربستان یعنی عبدالعزیز و ارتباط او با اخوان التوحید و انگلیس و تاثیرات عمیق آن تا کنون تبین میشود. در پایان فصل نیز مقابله و رقابت این کشور با عربستان و تاثیر آن بر منطقه طی دهههای اخیر مطرح میشود.
فصل ششم:
آخرین فصل این کتاب با عنوان بهار عربی و ثبات سیاسی به بررسی تحولات اخیر کشورهای عربی اختصاص دارد. این بخش از رساله بعد از اتمام کلیت آن، نگارش و به متن اصلی افزوده شده است تا به تحلیل کلی کتاب در تبیین تحولات منطقه مدد رساند. برخی علل این تحولات و نیز نتایج احتمالی این انقلابها به صورت گذرا بررسی شده است. خاتمه این فصل نیز به برخی مسائل سوریه و تاثیر آن بر ایران، اشاره شده است.