یک دهه بعد از11 سپتامبر: درس های جاودانه برای جهان عرب

اجازه دهید تا موثرترین کتابی که از یازدهم سپتامبر منتشر شده است (حداقل از نظر من) را به شما معرفی کنم. این اثر در واقع یک کتاب نیست بلکه یک گزارش است- گزارش سازمان ملل که توسط یک کمیته نوشته شده است. من درباره گزارش توسعه عربی که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد صحبت می کنم.

بعد از یازدهم سپتامبر، در اثناء بحث از آنچه که در جهان عرب در حال رخ دادن بود، اینکه چرا خاستگاه تروریسم است، رئیس برنامه توسعه سازمان ملل،مارک مالوچ براون، دستور انجام یک مطالعه وسیع درباره جهان عرب از منظر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را صادر کرد. اما اصرار وی بر این بود که این تحقق باید توسط خود عرب ها به رشته تحریر در بیاید تا اتهاماتی مثل تعصب و نفوذ خارجی ها و یا طرح “نو استعمارگری” وارد نباشد. نتیجه، یک سند به شدت صریح بود که در عین حال بسیار بحث برانگیز جلوه کرد. سندی که بیش از یک میلیون مرتبه از اینترنت دانلود شد.

گزارش، زوال و افول چشمگیر دنیای عرب را مستند ساخت. اگر شما می خواهید شرایطی که القاعده را به وجود آورد بهتر بشناسید این گزارش را بخوانید. نگاهی به برخی از آمار محکوم کننده بیندازید. زمانی که ارگان غیر دولتی “خانه آزادی” مناطق مختلف جهان را بر اساس حقوق شهروندی و سیاسی طبقه بندی کرد، کشورهای عربی در رتبه آخر قرار داشتند. به اقتصاد این کشورها دقت کنید- گزارش برنامه توسعه سازمان ملل تاکید کرد که تولید ناخالص داخلی تمامی اعضاء اتحادیه کشورهای عربی- که عبارتند از ۲۲ کشور از جمله عربستان سعودی و مصر- حتی از تولید ناخالص داخلی اسپانیا نیز کمتر بوده است. ۱۵ درصد عربها بی کار بودند در حالی که میانگین جهانی بیکاری ۶ درصد بود.

بعد از این بخش، به گزارش علمی و سطح سواد و تحصیلات می رسیم. در سال ۲۰۰۲، ۶۵ میلیون بزرگسال، یکی از هر چهار نفر عرب، بی سواد بودند. از هر دو نفر زن عرب، یک نفر قادر به خواندن و نوشتن نبود. و برای اندک افراد باسواد عرب، گزینه های زیادی برای مطالعه وجود نداشت. کل این منطقه تنها در حدود ۳۳۰ کتاب در سال ترجمه می کردند، یک پنجم میزانی که یونان هر سال ترجمه می کند. تمامی این آمار نشان داد که اوضاع دنیای عرب بدتر و وخیم تر از سایر نقاط جهان به استثناء صحرایِ آفریقاست.

حال، آنچه که بعد از حدود یک دهه نظر من را به خود جلب کرده است این است که بسیاری از اطلاعات آن گزارش یا اصلا تغییر نکرده و یا تغییر اندکی داشته است. درباره مسئله شغل، این منطقه از یکی از بیشترین آمار بیکاری در جهان رنج می برد. تعداد ناامید کننده عرب هایی که قادر به خواندن و نوشتن نبودند حتی افزایش پیدا کرده است. معیارهای دیگر نیز از این وخیم تر شدند. در حال حاضر، سومالی از یک قحطی کشنده رنج می برد. و دهه گذشته، ناحیه دارفور در سودان بیشترین آمار جنایت را بر ضد انسانیت از آن خود کرده است.

اگر شما تمامی آمار را دنبال کنید، از سالی که گزارش توسعه سازمان ملل متحد منتشر شد، تنها شاخص سلامت جهان عرب که با بهبود مواجه بوده است، تولید ناخالص داخلی است. تولید ناخالص داخلی مجموع اتحادیه کشورهای عربی چهار برابر افزایش پیدا کرده است.

و اما آمار الهام بخش: قیمت نفت به همان میزان قبل افزایش داشته است. و این نوع رشد محصولات نفتی که حاصل افزایش قیمت نفت است به هیچ وجه باعث پویایی اقتصاد تراوشی نخواهد شد (به اقشار ضعیف جامعه کمک نخواهد کرد) و یقینا به دهها میلیون عربی که در پرجمعیت ترین کشورهای منطقه مانند مصر و سوریه زندگی می کنند که از کمترین میزان نفت برخوردارند، کمک نمی کند. بنابر اطلاعات بانک جهانی، از سال ۱۹۸۰ سه دهه طول کشیده است تا درآمد یک عرب از طبقه متوسط دو برابر شود. این در حالی است که تورم باعث افزایش دوبرابری قیمت اجناس بازار، تنها در هفت ساله اول این سی سال شد.

و حالا ما با بهار عربی مواجهیم- از تونس تا مصر و لیبی، دیکتاتورهای ظالم با قدرت مردم در حال سرنگونی هستند. بدون شک، این خبر خوبی است. اما به یاد داشته باشید، سایر رژیم های عربی با استفاده از رشوه و ارعاب توانسته اند قدرت خود را حفظ کنند. از اردن تا عمان تا عربستان سعودی و سوریه، افزایش یارانه ها شاید نارضایتی عمومی را به تاخیر بیندازد اما واقعیت ها را تغییر نمی دهد. نکته بسیار مهم و قابل توجه این است که حتی دموکراسی تنها در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که این آمار اجتماعی اساسی و بنیادین در مورد سطح سواد و اشتغال و حقوق زنان بهبود یابد.

ده سال از حادثه یازده سپتامبر گذشته است، و جهان عرب هنوز در غلفت و انکار به سر می برد. مطالعه اخیر سایت “پیو” نشان می دهد که اکثریت مردم در کشورهای مسلمان بر این باورند که عرب ها دخالتی در حملات یازده سپتامبر نداشته اند. به عنوان مثال، سه نفر از هر چهار مصری چنین می پندارند. این به نظر غیر عاقلانه می رسد. به جای تئوری های توطئه آمیز عجیب و غریب، جهان عرب نیازمند تمرکز بر آماری است که برنامه توسعه سازمان ملل در حدود یک دهه پیش منتشر کرد.

بهار عربی، برای آن کشورهایی که از آن متأثر شده اند، اولین قدم است اما این حرکت باید به یک سکوی پرتاب برای ۳۰۰ میلیون عرب تبدیل شود تا به شکل عمیق به درون جوامع خود نگاه کنند و به بنیاد گرایان بفهمانند که رهبران آنها در طول چند دهه، آموزش و تحصیلات، حقوق زنان، اصلاحات اقتصادی، اشتغال و در نهایت آزادی حقیقی را نادیده انگاشته اند.

نویسنده: فرید زکریا

مترجم: محمدرضا حضوربخش

Print Friendly, PDF & Email
محمدرضا حضوربخش
محمدرضا حضوربخش
استاد حوزه، سطح سه مطالعات اسلامی، دکتری فلسفه تطبیقی، پژوهشگر انجمن آمریکای شمالی و موسسه مطالعات راهبردی جهان اسلام