تحول در روابط آمریکا-عربستان

کنگره آمریکا اخیرا قانونی را با عنوان “اجرای عدالت علیه حامیان تروریسم (JASTA)” به تصویب رسانده که طی آن، خانواده های قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر می توانند علیه دولت های سایر کشورها از جمله عربستان سعودی در دادگاه های این کشور شکایت کنند.

علیرغم تهدیدهای عربستان سعودی به فروش سهام و دارایی های خود در آمریکا و تجدید نظر درباره روابط چند جانبه خود با آمریکا، کنگره عملا با تصویب این لایحه و سپس ابطال وتوی اوباما، بی اعتنایی خود را نسبت به تهدیدهای سعودی ها نشان داد.

این تنها یکی از شواهد بسیاری است که افول روابط دوستانه آمریکا-عربستان را به تصویر می کشد. شاید چند سال قبل کمتر کسی از اتحاد سیاسی آمریکا و عربستان که دهها سال از عمر آن می گذرد، انتقاد می کرد اما در حال حاضر و در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، به دلیل جنگ خونین یمن که توسط عربستان بر این کشور تحمیل شد، موجی از اعتراضات توسط قانون گذاران کنگره آمریکا و همچنین سازمان های حقوق بشر به هدف تجدید نظر در مورد رابطه با عربستان شکل گرفت.

در دوره ریاست جمهوری اوباما، ۴۲ قرارداد سنگین تسلیحاتی به ارزش ۱۱۰ میلیارد دلار میان آمریکا و عربستان به امضاء رسید. این در حالی است که آخرین قرارداد به ارزش ۱.۱۵ میلیارد دلار به دلیل نگرانی جامعه بین المللی از جنایات جنگی عربستان در یمن، با مخالفت بی سابقه ای مواجه شد.

در نامه ای به کاخ سفید، ۶۴ عضو مجلس نمایندگان از اوباما درخواست کردند که قرارداد تسلیحاتی را ابطال کند و ۲۷ سناتور آمریکا نیز در اقدامی علیه این قرارداد به بازبینی آن رأی دادند.

سازمان های بشر دوستانه و حقوق بشری همانند اوکسفام (OXFAM)، سازمان عفو بین الملل و سازمان دیده بان حقوق بشر نیز با اشاره به حملات سعودی ها در یمن که با استفاده از تسلیحات و جنگنده های آمریکایی انجام پذیرفته و منجر به کشته یا زخمی شدن بیش از ده هزار نفر شده است، به صف مخالفان پیوستند.

روزنامه های معروف آمریکا از جمله نیویورک تایمز نیز در این راستا ساکت ننشسته و در سرمقاله های خود این معاملات را محکوم کردند.

این اقدامات برای بسیاری که معتقدند جنایات جنگی سعودی ها در یمن نباید بی پاسخ بماند، به مثابه یک تحول، اگرچه دیرهنگام، در سیاست های خارجی آمریکا و در عین حال لحظه بسیار مهم برای تجدید نظر در اتحاد آمریکا و عربستان و همچنین نقش آمریکا در خاورمیانه است.

این تنش تنها به دستگاه قانون گذاری آمریکا منحصر نمی شود چرا که دستگاه مجریه نیز به پادشاهی عربستان هشدارهای صریحی را متذکر شده است.

در سال ۲۰۱۵، بارک اوباما به همراه وزیر امور خارجه خود جان کری، یکی از موفقیت آمیز ترین دیپلماسی های بین المللی آمریکا را رقم زدند: توافق هسته ای با ایران. پادشاهی عربستان با ابراز نگرانی از افزایش گرایش ژئوپلیتیکی و فرقه ای در خاورمیانه به مخالفت با روند مذاکرات پرداخت و به لابی های خود در واشنگتن متوسل شد.

با این حال، کاخ سفید به روند مثبت خود در مذاکرات ادامه داد تا حدی که این اقدام منجر به سرافکندگی پادشاه و شاهزادگان سعودی شد.

اگرچه، سردی و فرسودگی روابط با عربستان مورد استقبال کم نظیری در داخل آمریکا قرار

گرفته است چرا که دولت آمریکا بعد از گذشت سالیان متمادی از جنایت و نقض حقوق بشر توسط عربستان و سایر متحدین منطقه ای خود، از پذیرش این حقیقت تلخ سرباز نزده است، اما آینده این تغییر موضع سیاسی چندان واضح و روشن نیست.

هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ، هر دو دیدگاه های متناقض و چالش برانگیزی در مورد ارتباط با رژیم سعودی را مطرح کرده اند.

ترامپ، یک ضد اسلام معروف که به دنبال اجرای محدودیت های گسترده بر مسلمانان تازه وارد در آمریکا است و همچنین عربستان را به خاطر حوادث ۱۱ سپتامبر مورد سرزنش قرار داده است، هنوز نتوانسته موضع صریحی را در مورد روابط میان دو کشور اتخاذ کند. از سوی دیگر، هیلاری کلینتون ترجیح می دهد که به صورت تمام عیار از متحدین سنتی-منطقه ای آمریکا از جمله عربستان حمایت کند.

در حالی که به نظر می رسد آمریکا وارد فرصت جدیدی برای تغییر نوع رابطه خود با رژیم سلطنتی سعودی می شود، اما بدیهی است که تحول واقعی در عرض چند هفته و یا چند ماه اتفاق نمی افتد. سالها طول می کشد تا دولت بعدی متقاعد شود که این تجدید نظر در مورد موضع سیاسی-بین المللی امریکا اولا به نفع خود آمریکا و ثانیا به نفع کشورهای منطقه به ویژه قربانیان خشونت در منطقه است.

Print Friendly, PDF & Email
محمدرضا حضوربخش
محمدرضا حضوربخش
استاد حوزه، سطح سه مطالعات اسلامی، دکتری فلسفه تطبیقی، پژوهشگر انجمن آمریکای شمالی و موسسه مطالعات راهبردی جهان اسلام