اردوغان و مهندسی انتخابات: شواهد، مؤلفه ها

نویسنده: علی الماسی

اردوغان و انتخابات پارلمانی نوامبر ۲۰۱۵

 

 در سپتامبر ۲۰۱۳ شاهد برگزاری کمپینی از مخالفان اردوغان در میدان پاریزر برلین، کنار دروازه ی براندِنبورگ بودم. وقتی علت کمپین را از یکی از شرکت کنندگان پرسیدم، وی چنین جواب داد: مدتی است اردوغان جلو سیر رشد دموکراسی در ترکیه را گرفته و مشی او اقتدارطلبانه شده است.

ورود اردوغان در سال ۲۰۰۳ به صحنه ی قدرت در ترکیه، در زمانی بسیار مناسب رخ داد. در واقع، چند دهه تلاش حاکمان پیشین ترکیه، در حال به ثمر نشستن بود و میوه های توسعه ای پایدار در حال رسیدن. منتهی بیشترین سهم از این تلاش نصیب اردوغان شد. بدین شکل ترکیه در زمان اردوغان در برخی از سالها رشد بیش از ۱۰ درصدی اقتصادی را تجربه کرد و در مدت حدود یازده سال نخست وزیری وی، نزدیک به ۵۰ درصد رشد اقتصادی نصیب ترکیه شد. رشدی که کمتر کشوری در جهان در این دهه بر آن دست یافته است و این رشد، ترکیه را با رتبه ی شانزدهم اقتصاد جهان، تبدیل به یکی از قطب های اقتصادی کرد.

به موازات رشد و توسعه یافتگی ترکیه- که یکی از مؤلفه های آن نهادینه شدن دموکراسی در جامعه است و حاکمان ترکیه حتی تا اواسط دوره ی نخست وزیری اردوغان بدان ملتزم بود- کم کم تمایلات تمامیت طلبانه ی اردوغان بروز و ظهور نمود. این مسأله هم در عرصه داخلی و هم در عرصه خارجی مشهود بود. البته مشابه این تمایلات اردوغان را می توان از دکترین داوود اوغلو در پایان نامه ی دکتری اش نیز به خوبی دریافت کرد.

در بعد داخلی اردوغان تلاش نمود تا با تغییر قانون اساسی، سیستم ریاست جمهوری را در ترکیه جایگزین سیستم پارلمانی این کشور کند. هدفی که اگرچه تاکنون موفق به انجام آن نشده، اما قصد دارد در صورت پیروزی مطلق در انتخابات پارلمانی ترکیه، این مسأله را به همه پرسی بگذارد. با این تغییر، وی قصد دارد اختیارات رئیس جمهور را نیز بیشتر کند تا شاید به زعم برخی مدل پوتینی روسیه نیز در ترکیه اجرا شود و به اعتقاد برخی دیگر ترکیه راه خود را از دموکراسی به سوی اقتدار گرایی کج کند.

در بعد خارجی نیز همگان، به کرّات شاهد جاه طلبی های ترکیه به واسطه ی عملیات مداخله جویانه و گاه دست درازی و تجاوزهای نظامی به همسایگان خود- بخصوص سوریه و عراق- بوده اند.

این ها همه، اما از چشم نخبگان و نیز عموم مردم ترکیه پنهان نمانده است و موجب شده، محبوبیت اردوغان در دو سال اخیر بسیار سیر نزولی داشته باشد.

شاهد این مدعا، نمود مسأله در پیروزی حزب کرد دموکرات خلق ها-HDP- در انتخابات جون ۲۰۱۵ بود که با پیروزی خود، تمام نقشه های اردوغان و حزبش را نقش بر آب کرد و با به دست آوردن ۱۳ درصد از آراء و ۸۰ کرسی از کرسی های پارلمانی، موجب شد، حزب عدالت و توسعه ضعیف ترین رأی در ده سال اخیر را به دست آورد و با کمی بیش از ۴۰ درصد آراء، تنها ۲۵۸ کرسی از پارلمان نصیبش شود.

اما ظاهراً این تغییر رویکرد در جامعه ی ترکیه، مغفول اردوغان و دوستانش نمانده و آنها نیز به این واقعیت پی برده اند، لذا به نظر می رسد تلاش می کنند انتخابات زودهنگام پارلمانی در نوامبر ۲۰۱۵ را به نوعی مهندسی کنند تا آراء را به سمت خود سوق دهند. البته اصل بار این مهندسی، بر دوش همان حزب دموکراتیک خلق هاست و درصورت گذار از چالش این حزب بتوانند به احتمال زیاد به اهداف خود دست یابند.

زیرا در صورتی که بتوانند این حزب را از گردونه ی رقابت خارج کنند و این حزب طبق قانون، کمتر از ۱۰ درصد از آراء پارلمان را اخذ کند هیچ سهمی از کرسی­های پارلمان را نخواهد برد و تعداد ۸۰ کرسی از کرسی­ها میان دیگر احزاب، به نسبت تقسیم خواهد شد. در این صورت بیشترین سهم از این کرسی ها نصیب حزب عدالت و توسعه خواهد شد. لذا می توان تخمین زد که این حزب، تعداد کرسی لازم را برای برگزاری همه پرسی -۳۳۰ کرسی- به دست آورد.

بر ادعای مهندسی انتخابات، شواهدی وجود دارد که برخی از آنها به شرح ذیل است:

  1. داوود اوغلو- نخست وزیر- که می توانست با کمی کوتاه آمدن از برخی خواسته های حزبی، پس از انتخابات پارلمانی جون ۲۰۱۵، دولتی ائتلافی را تشکیل دهد، از خواسته هایش کوتاه نیامد و ظاهراً عمداً تشکیل دولت ائتلافی را به بن بست کشاند. با این کار، وی راه را مساعد نمود تا انتخابات زودهنگام برگزار شود و از این رهگذر، حزب عدالت و توسعه، مجدداً یک بار دیگر شانس خود را امتحان کند.

۲.آنچه موجب شد کردها و حزب دموکراتیک خلق ها بتوانند میزان رأی لازم برای ورود به پارلمان را به دست آورند، نه فقط اتحاد کردها برای رأی دادن به کاندیداهای این حزب بود، بلکه احزاب و چهره های مهم و مخالف حزب عدالت و توسعه، کمک شایانی به این امر کردند. نمونه ای از این مسأله در دعوت مجدت گزن سینماگر مطرح ترکیه ای برای رای دادن به حزب دموکراتیک خلق ها بود. اگر چه شیرینی پیروزی کردها با عدم توافق بر سر دولت ائتلافی دوام زیادی نیاورد، اردوغان اما پیام ملت را شنید. مهم است که اردوغان بتواند مانع رأی آوردن مجدد حزب مذکور شود.

  1. اگر چه در چند سال اخیر میان حکومت ترکیه و کردهای پ. ک. ک آتش بس برقرار بوده است، ولی در چند ماه پس از انتخابات پارلمانی ۲۰۱۵ مجدداً آتش بس میان طرفین نقض شده و درگیری­های خونینی آغاز شده است.

در واقع در چند سال اخیر، کردها و پ. ک. ک دلیلی برای عملیات جدایی طلبانه و جنگ طلبانه نداشتند، زیرا در این مدت ترکیه هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ ثبات سیاسی به گونه ای بوده است که نفع کردها در همراه بودن با حکومت ترکیه بوده است تا انجام عملیات جدایی طلبانه و در این راستا آرامش نسبی بر ترکیه حکم فرما بوده است؛ لذا حزب دموکراتیک خلق ها نیز با تکیه بر همین آرامش بوجود آمده، التزام خود را به قانون اساسی ترکیه اعلام نمود و با اشتراکی نمودن ریاست حزب بین آقای دمیرتاشِ کرد و خانم یوکسکداغِ ترک، اعتماد بسیاری از مردم ترکیه را بدست آورد.

در واقع بیشترین ضربه از جنگ بین پ ک ک و حکومت ترکیه را حزب دموکراتیک خلق ها می خورد، زیرا این اعتماد مردم ترکیه، بسیار سیال و ناپایدار است و چنین نزاع های مجدد، سیر بدبینی به کردها و نیز حس ناسیونالیستی ترک ها را بر می انگیزد. اخیراً خانم یوکسکداغ به همین نکته اشاره نموده است و دولت ترکیه را متهم کرده است که: « هدف از این جنگ، زیر حد نصاب قرار دادن حزب دموکراتیک خلق ها در انتخابات اوّل نوامبر ۲۰۱۵ پارلمان ترکیه است.»

دمیرتاش البته، در عین درخواست از پ ک ک و آنکارا برای پایان دادن به جنگ، صریحاً حساب حزب خود را از کارهای پ ک ک جدا کرد، در عین حال تلاش کرد تا افکار عمومی کردها را برای خود حفظ کند. وی در مصاحبه با روزنامه آلمانی گفت: « نه رقیب پ ک ک است و نه شریک، این حزب برنامه خود را دارد.» وی اقدامات خشونت آمیز پ ک ک را تایید نکرد و در این راستا خواستار خلع سلاح پ ک ک در جبهه ی ترکیه شد.

  1. عامل دیگر، تصمیم حکومت مبنی بر برپا نشدن رأی گیری در برخی از مناطق کردنشین است. خانم بشتاش نماینده شهر آدانای ترکیه در پارلمان و معاون حزب دموکراتیک خلق ها به تصمیم شورای عالی انتخابات مبنی بر عدم برپا شدن صندوق های رأی در برخی مناطق شهر جیزره­ی کردنشین اعتراض کرد.

با این شواهد و مؤلفه ها به نظر می رسد، حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان تلاش می کند تا با مهندسی انتخابات، بتواند به میزان کرسی مورد نیاز خود در انتخابات دست یابد و اهداف خود را محقق سازد. حال باید نظاره گر بود که آیا این اردوغان است که خواست خود را در مورد کرسی های پارلمان به کرسی خواهد نشاند، یا این مردم هستند که تصمیم دیگری در مورد او و حزبش خواهند داشت.

علی الماسی/ مهر ۱۳۹۴

Print Friendly, PDF & Email
علی الماسی
علی الماسی
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم دکتری مطالعات اسلامی پژوهشگر مطالعات راهبردی