چامسکی: اسرائیل شعبه نظامی آمریکا در منطقه است

چرا آمریکا از اسرائیل حمایت می‌کند؟ خوب، این قضیه تاریخچه‌ای دارد؛ تاریخچه خیلی جالبی هم دارد. در واقع، سابقه این حمایت به زمان‌های خیلی دور بازمی‌گردد. چیزی که باید به یاد داشته باشیم این است که صهیونیسم مسیحی نیرویی بسیار قدرتمند است که سابقه آن به زمانی بسیار پیش‌تر از صهیونیسم یهودی برمی‌گردد.

 به ویژه در انگلستان، صهیونیسم مسیحی در میان خواص (اِلیت) بریتانیایی، یک نیروی قدرتمند بود. این مسئله بخشی از انگیزه برای اعلامیه بالفور[۲] و همچنین برای حمایت بریتانیا از مهاجرت استعماریِ (کولونیزاسیون) یهودیان به اسرائیل بود.

مطالب کتاب‌مقدس [درباره یهودیان و سرزمین موعود آنان] را به یاد داشته باشید. این بخش بزرگی از فرهنگ خواص (اِلیت) در بریتانیا است. در آمریکا هم همین طور است. ودرو ویلسون[۳] یک مسیحی متدیّن بود و هر روز کتاب‌مقدس می‌خواند. هری ترومن[۴] هم همین طور بود. در دولت روزولت،[۵] یکی از مقامات بلندپایه، یعنی هارولد ایکیز،[۶] یکبار بازگشت یهودیان را به فلسطین به عنوان بزرگترین رویداد تاریخ توصیف کرد و گفت که این بازگشت در واقع تحقق آموزه کتاب‌مقدس است. این‌ها کشورهایی عمیقاً مذهبی هستند و کتاب‌مقس را کاملاً، به اصطلاح، تحت‌اللفظی می‌فهمند.

قضیه اسرائیل، بخشی از کولونیزاسیون نیز هست؛ این آخرین مرحله کولونیزاسیون اروپایی است. و توجه داشته باشید که این فقط ایالات متحده نیست که به شدت از اسرائیل حمایت می‌کند. کشورهایی که با شدتی بیش از بقیه از اسرائیل حمایت می‌کنند عبارتند از ایالات متحده، استرالیا و کانادا. همه این‌ها انشعاب‌های انگلستان هستند؛ این را گاهی «حوزه انگلیس»[۷] می‌گویند، که شکلی غیرمعمول از امپریالسم است. این کشورها جوامع مهاجرنشین مستعمراتی هستند- البته نه مانند هندوستان و حضور بریتانیایی‌ها در آن کشور، بلکه شاید بتوان گفت کمی شبیه به آنچه در افریقای جنوبی یا در الجزایرِ تحت حاکمیت فرانسوی‌ها اتفاق افتاد- جوامعی که مهاجران به آن‌ها وارد شدند و جمعیت بومی را اصولاً ریشه‌کن کردند.اانگیزه آن‌ها از اصول و مبانی مذهبی نیز ناشی می‌شد. آن‌ها گروه‌های بسیار مذهبی و تحت تأثیر صهیونیسم مسیحی بودند. آنچه گفته شد، عوامل عمده فرهنگی بود.

عوامل بسیار مهم ژئواستراتژیک هم دخیل است. اگر به سال ۱۹۴۸ برگردید، متوجه می‌شوید که در آن زمان در آمریکا، در واقع درباره چگونگی واکنش به کشور جدید اسرائیل، بین وزارت امور خارجه و پنتاگون شکافی وجود داشت. وزارت امور خارجه نسبت به فتوحات اسرائیل و تأسیس کشور اسرائیل، دارای تعهد قوی نبود و نگران وضعیت آوارگان و به دنبال حل مسئله آوارگان بود. ولی پنتاگون واقعاً تحت تأثیر ظرفیت نظامی اسرائیل و موفقیت‌های ارتش اسرائیل قرار گرفته بود. اگر به گذشته و به اسناد داخلی که از طبقه‌بندی خارج شده است نگاه کنید، می‌بینید که ستاد مشترک فرماندهی آمریکا اسرائیل را به عنوان دومین نیروی بزرگ در منطقه- بعد از ترکیه- و به عنوان یک پایگاه بالقوه برای قدرت آمریکا در منطقه توصیف می‌کند.

این ادامه پیدا کرد. من نمی‌توانم همه مستندات را ارائه بدهم؛ ولی در سال ۱۹۵۸، یعنی در زمانیکه بحرانی جدی در منطقه وجود داشت، اسرائیل تنها کشوری بود که با قوت با بریتانیا و ایالات متحده همکاری کرد و به همین دلیل توانست که حمایت بسیار زیاد دولت‌ها و ارتش را به دست بیاورد.

سال ۱۹۶۷ زمانی است که روابط کنونی با اسرائیل تا حدود زیادی بنیان نهاده شد. اسرائیل با نابودکردن ناسیونالیسم عربیِ سکولار که دشمنی بزرگ برای ایالات متحده بود، و همچنین با حمایت از اسلام رادیکال که آمریکا از آن حمایت می‌کرد، خدمت بزرگی به ایالات متحده انجام داد؛ و این تا همین امروز ادامه پیدا کرده است.

نمونه‌ای از این همکاری را درست در جریان همین آخرین حمله به غزه مشاهده کردیم. به یاد دارید که در جریان حملات به غزه، زمانی رسید که مهمّات اسرائیل، به رغم اینکه تا بن دندان مسلح است، رو به اتمام بود و ایالات متحده از  طریق پنتاگون برای اسرائیل مهمّات اضافی فراهم کرد. توجه کنید که این مهمّات از کجا فراهم شد؟ این‌ها مهمّاتِ آمریکا بود که برای استفاده نهایی توسط نیروهای آمریکایی، از قبل در اسرائیل قرار داده شده بود. این یکی از علامت‌های بسیار زیادی است که نشان می‌دهد چگونه اسرائیل اصولاً انشعاب نظامی ایالات متحده به حساب می‌آید. ایالات متحده و اسرائیل روابط اطلاعاتی بسیار نزدیکی دارند که به زمان‌های دور باز می‌گردد. روابط بسیار دیگری هم با هم دارند.

رسانه‌های آمریکا معمولاً از سیاست دولت حمایت می‌کنند و نگاه‌های انتقادی بسیار ضعیفی دارند و اصولاً سیاست‌ها را قبول می‌کنند. یک نمونه دیگر بگویم؛ اشغال عراق توسط آمریکا را در نظر بگیرید. شما در رسانه‌های آمریکا نمی‌توانید عبارت «اشغال عراق توسط آمریکا» را بیابید؛ در حالیکه این یک اشغال واضح بود؛ یک اقدام خصمانه آشکار و بی‌شرمانه بود؛ نمونه کامل چیزی بود که در محاکمات نورنبرگ،[۸] «درجه نهایی جنایت بین‌المللی» نامیده شد. واقعاً غیر قابل گفتن است.

رئیس‌جمهور اوباما را به این دلیل که با اشغال عراق مخالفت کرد، تحسین می‌کنند. او چه گفت؟ او گفت: «این یک اشتباه است. این یک “خطای حماقت‌آمیز استراتژیک” است و ما سالم از آن بیرون نخواهیم آمد.» این از همان نوع مخالفتی است که شما شنیدید که در زمان اشغال روسیه توسط هیتلر، ستاد کل ارتش آلمان انجام داد و گفت که این یک «خطای حماقت‌آمیز» است و ما نباید آن را انجام دهیم و اینکه ابتدا باید انگلستان را شکست بدهیم. این را واقعاً می‌توان «مخالفت» قلمداد کرد.

در ویتنام هم [رسانه‌ها] همین طور بودند. اکنون زمان مراسم گرامیداشت نزدیک است، مراسم بزرگ گرامیداشتِ جانفشانی‌های آمریکا در ویتنام. ولی شما بروید بگردید و ببینید که آیا می‌توانید عبارت «اشغال ویتنام جنوبی توسط آمریکا» را پیدا کنید؟ از سال ۱۹۶۱ به این سو، شما مطلقاً در هیچ کجا نمی‌‌یابید که چنین چیزی اتفاق افتاده باشد. البته شاید بتوانید نوشته‌های خودم در [سایت] «اکنون دموکراسی»[۹] را بیابید؛ ولی این حتی در حاشیه هم نیست، بلکه بسیار دورتر از حاشیه است.

البته این منحصر به ایالات متحده نیست. مثلاً بریتانیا را در نظر بگیرید؛ همین الآن در نشریات ادبی بریتانیا، مانند ضمیمه ادبی نشریه تایمز، بحث‌های جالبی وجود دارد درباره اینکه آیا بریتانیا سرانجام باید ماهیت «نسل‌کُشانه»- این دقیقاً همان عبارتی است که استفاده می‌شود-  آیا باید ماهیت «نسل‌کشانه» کولونیزاسیون بریتانیا را در صدها سال قبل بپذیرد؟ و اینکه آیا بریتانیا نباید رفته‌رفته این مسئله را قبول کند؟ شما این سؤال را می‌توانید برای بسیار از جاها مطرح کنید.

تمایل جامعه روشنفکران به حرکت‌کردن به مانند یک «گَلّه» در حمایت از قدرتِ حکومت و قدرتِ بخش خصوصی، واقعاً بیش از اندازه است. روشنفکران دوست دارند فکر کنند که مخالفان ناآرام، منتقد و شجاعی هستند که در برابر قدرت می‌ایستند. ولی این مطلقاً واقعیت ندارد. اگر به اسناد و مدارک تاریخی نگاه کنید، متوجه می‌شوید که افرادی با این خصوصیات، اقلیت بسیار کوچکی هستند که معمولاً مجازات می‌شوند. اکثریت آنان معمولاً همان چیزی هستند که زمانی «گَلّه اندیشمندان مستقل» خوانده شد، گَلّه‌ای که در حمایت از قدرتِ حکومت رژه می‌رود.

و چیز جدیدی هم اتفاق نیافتاده است. متأسفم. باید با این مبارزه کنیم. و این هم چیز جدیدی نیست.

[۱] این نوشتار حاصل ترجمه فیلم کوتاهی است که در آن نوام چامسکی (Noam Chomsky) در یک کنفرانس، به پرسش یکی از حضار مبنی بر اینکه آمریکا چرا از اسرائیل حمایت می‌کند، پاسخ می‌دهد. به‌رغم جستجوی فراوان، مترجم نتوانست تاریخ دقیق و مکان این کنفرانس را بیابد؛ اما از محتوای سخنان چامسکی چنین بر می‌آید که این سخنان در دوران ریاست جمهوری اوباما ایراد گشته است. فیلم مزبور در اینجا قابل دسترسی است. متن انگلیسی آن را نیز می‌توانید در اینجا بیابید.

[۲] Balfour Declaration

[۳] Woodrow Wilson

[۴] Harry S. Truman

[۵] Franklin D. Roosevelt

[۶] Harold L. Ickes

[۷] Anglosphere

[۸] Nuremberg trials

[۹] Democracy Now

Print Friendly, PDF & Email