بازتاب انتفاضه مسجدالحرام بر ضد آمریکا

نویسنده: مرتضی آقامحمدی

 

بازتاب انتفاضه مسجدالحرام بر ضد آمریکا

 

اشغال سفارت آمریکا در تهران مقارن با حج سال 1979 بود.  نظامیان حاضر در سفارت تهران بدون مقاومت و بدون شلیک حتی یک گلوله تسلیم شده و سفارت به اشغال دانشجویان درآمده بود. این ماجرا وجههای ضعیف و ناکارآمد از امریکا به اذهان جهانیان متبادر ساخت و نوعی آبروریزی سیاسی برای آمریکا بود. همزمان سفیر آمریکا در افغانستان نیز به اسارت پیکار جویان مسلمان درآمد و در درگیریها کشته شد. امریکاییها در عرصه بین الملل تحت فشار شدیدی قرار داشتند و در صدد راهکاری برای حفظ آبرو و هیمنه خود بودند. پس از گذشت چند روز حادثه دیگری اتفاق افتاد که مشکلات بیشتری را برای امریکاییها رقم زد و آن عبارت بود از اشغال مسجدالحرام توسط جهیمان العتیبی و هم قطارانش. بیاطلاعی از حال و انگیزه عاملان این جریان و پنهان کاری مرسوم سعودیها سبب شد تا فضا برای گمانه زنی باز شود و در این میان ، نوک پیکان حملهها در جهان اسلام ، امریکا را نشانه رفت. علت اصلی این مطلب ،  پیشگامی امریکا در نقل این خبر بود. نظام سعودی سراسیمه بود و تلاش کرد تا هیچ خبری از این ماجرا به بیرون درز نکند ؛ پس فرودگاهها را بستند و کلیه خطوط مخابراتی را مسدود کردند ، ولی در کمتر از 30 ساعت خبر این حادثه به همه دنیا مخابره شد. عامل پخش خبر هم رادیو صدای آمریکا بود. دولتمردان آمریکا گرچه اطلاعات زیادی در اختیار نداشتند ، موضوع اشغال مکه را مطرح کرده و هویت عاملان حدثه را نیز این چنین اعلام کردند: «اشخاص مسلح که گویی ایرانی هستند مسجد الحرام را به اشغال خود در آورده اند». صبح روز بعد این خبر تیتر اول همه روزنامه ها بود.حوادث مسجد الحرام به کانون شایعات تبدیل شده بود.
برای دولت آمریکا، اصلیترین پیامد بحران مسجدالحرام، حمله به دیپلمات های آمریکا در روز 4 شنبه 21 نوامبر یک روز پس از اشغال مسجد الحرام ، در پاکستان بود. مقامات دولت آمریکا از شدت احساسات ضد آمریکایی شوکه بودند. در این حمله دانشجویان پاکستانی به سفارت امریکا حمله کردند که منجر به کشته و زخمی شدن چند نفر گردید. گرچه از امریکاییها کسی در این حادثه کشته نشد اما اگر پرسنل سفارت در محفظه فلزی زیرین سفارت پنهان نشده بودند تلفات این حادثه زیاد میشد. در روز پنجشنبه تظاهر کنندگان خشمگین از اتفاقات مسجدالحرام ، محل اقامت کنسول آمریکا در ازمیر ترکیه را سنگ باران کردند. همین داستان در بنگلادش نیز اتفاق افتاد، تظاهر کنندگان سعی داشتند سفارت آمریکا را به آتش بکشند که پلیس مانع شد.   امریکاییها از حوادث به وجود آمده درمانده بودند و به سعودیها فشار میآوردند تا موضع صریحی گرفته و امریکا را از حوادث مسجد الحرام تبرئه نمایند. البته سعودیها که از شتاب امریکا در برملا کردن داستان ، ناراحت بودند در این زمینه کوتاهی میکردند. شاید علت دیگر اهمال کاری آنها این بود که به واقع هنوز شناخت درستی از همه آنچه در داخل حرم میگذشت نداشتند. البته آنان ، جهیمان و جماعت او و جنس مطالباتشان را میشناختند و از این جهت مسئله روشن بود. نایف در مورد مورد اتهام بودن امریکاییان اظهار داشت: «بعد از اينکه آمريکا پيش دستي کرده  و حادثه را اعلان کرد طبيعتا دیگران حق داشتند که در داستان اشغال حرم آمريکا را متهم کنند. واشنگتن به نقل خبر پيشي گرفت گويا که از قبل از حادثه خبر داشته باشد. به نظر من اين کار و موضع امريکا اشتباه بود…آنها بايد صبر ميکردند تا خبر را از ما بشنوند».
در نشست اتحادیه عرب در تونس نیز دیپلماتهای آمریکایی دنبال نماینده عربستان سعودی یعنی سعود الفیصل بودند تا پیام شخصی سفیر آمریکا در عربستان را به او برسانند. در این پیام نوشته بود :بسیار مهم است که دولت عربستان بیانیهای شفاف صادر کند و به صراحت بگوید که آمریکاییها در پشت پرده ماجرای مکه نیستند. چند ساعت بعد، سعود الفیصل درخواست آمریکاییها را با ولیعهد ، فهد مطرح کرد و با وعده اقدام ، این پاسخ را به سفیر آمریکا داد :دولت عربستان سعودی به طور قاطع می تواند بگوید هیچ ارتباطی بین آمریکا و حادثه  مکه وجود ندارد.   بعد از ظهر پنجشنبه ، شاهزاده نایف بیانیه‌ای صادر کرد و چنین گفت: “نه ایران، نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری در ماجرای مسجد الحرام نقش ندارد و گزارشهای مبنی بر دست داشتن آمریکا در این ماجرا کاملاً کذب و بی اساس می باشد.” اما در آن فضای مبهم و هیجان زده ، این اظهارات فایده چندانی نداشت بخصوص که همگان میدانستند که نمیتوان به مسئولین سعودی اعتماد کرد و آنها پیوسته پنهان کاری و دروغ پردازی میکردند و مدام اخبار ضد و نقیض از آنها شنیده میشد.
جهان اسلام همچنان ملتهب بود. در روز جمعه حدود 10 هزار نفر در داکار پایتخت بنگلادش به خیابان آمدند و فریاد مرگ بر آمریکا سر دادند. تظاهرکنندگان قصد داشتند وارد سفارت آمریکا شوند و آنجا را به آتش بکشند. سفیر عربستان در بنگلادش که همراه نمازگذاران آن روز در مسجد بود سخنرانی کرد و جان آمریکاییها را نجات داد. نماینده  عربستان توانست برخی از نمازگذاران را متقاعد کرد که آمریکا در فاجعه  مسجد الحرام نقشی ندارد.  اما خشم اسلامی در کلکته نمودی کاملا متفاوت داشت. حزب کنگره ملی هند که پشتیبان نخست وزیر قبلی ایندیرا گاندی بود از اقلیّت مسلمان در انتخابات حمایت کرد. این حزب روز جمعه برنامه تظاهراتی را در مقابل کنسول آمریکا سازماندهی کرد. سخنرانی پرشوری درباره توطئه آمریکاییها و صهیونیستها برای نابودی اماکن مقدس مسلمانان، ایراد شد که جمعیّت تظاهر کننده را به هیجان آورد. تظاهر کنندگان به سوی کنسولگری آمریکا حمله ور شدند و با سنگ به حلقه پلیس گارد کنسولگری حمله کردند. اما پلیس هند ، بر عکس گارد سفارت در اسلام آباد پاکستان، سرسخت بود و به سوی تظاهر کنندگان گاز اشک آور شلیک کرد. در درگیریها ، هشت نفر از افسران پلیس و دهها تن از تظاهرکنندگان زخمی شدند.  در کویت هم تظاهر کنندگان از تخریب سفارت آمریکا در پاکستان و حمله به سفارت آمریکا در ترکیه ، هند و بنگلادش الگو گرفتند. مسلمانان کویتی نزدیک سفارت آمریکا در کویت تجمع کردند و سعی در ورود به سفارت داشتند. نظامیان کویت با توسل به گاز اشک آور و نارنجک صوتی توانستند جمعیّت معترض را متفرّق کنند. دو روز بعد نوبت به طرابلس پایتخت لیبی رسید. سفارت آمریکا در لیبی که در خیابانی خلوت در مرکز شهر طرابلس قرارداشت در آن زمان به خاطر روابط سرد دیپلماتیک دولت کارتر و معمر قذافی ، با حداقل پرسنل به فعالیت خود ادامه میداد. روز یکشنبه ، 2 دسامبر بود که جمعیت معترض در لیبی به سفارت امریکا حمله ور شد. پرسنل سفارت با دیدن جمعیت از دور ، سفارت را تخلیه کردند و با شلیک گاز اشک آور فضای داخل را پر از دود کردند.
بدین شکل موجی از نفرت و انزجار در جهان اسلام در مقابل امریکا به وجود آمد.

شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۴

Print Friendly, PDF & Email
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی

دیدگاه ها بسته شده است