شیفتگان شاه اسماعیل صفوی در آناتولی (قسمت اوّل)

در این نوشتار ابتدا پیشینه و تبار شاه اسماعیل صفوی تشریح خواهد شد تا با روشن شدن ویژگی­های نژادی و اعتقادی او، در حد امکان زمینه­‌های شیفتگی علویان ترکیه نسبت به او مشخص شود.

تبارشناسی شاه اسماعیل صفوی

نه تنها نام حکومت صفوی بلکه مشی و سلوک کلّی شیوخ و پادشاهان صفویه نیز متأثر از مسلک و مرام شیخ صفی‌الدین اردبیلی بود. او نخستین شیخ از سلسله شیوخ صفوی است. شیخ صفی‌الدین پایه‌گذار خانقاه صفوی در اردبیل به شمار می‌آید. او از پیروان شیخ زاهد گیلانی بود. شیخ صفی علاوه بر علم‌آموزی، به زهد و ریاضت نیز تمایل داشت، بسیار روزه می‌گرفت و شب‌زنده‌داری می‌کرد، بر سر قبور اولیا حاضر می‌شد و اهل رؤیا و مکاشفه بود. وی در عین بهره‌مندی از ثروت، زاهد و ساده‌زیست بوده و به دستگیری از فقرا اهتمام می‌ورزید خانقاه شیخ صفی‌الدین، برآورنده آمال ضعیفان و درویشانی بود که برای اطعام به آنجا پناه می‌آوردند. شیخ به دلیل کثرت در به‌جاآوردن ریاضت، در اواخر عمر غذا نمی‌توانست بخورد و به سختی زندگی می‌کرد امّا همچنان به ادای فرایض شرعی پایبند بود.

مورخان اجداد وی را به خاندان سادات بنی‌هاشم منتسب می‌دانند و معتقدند او از نسل فیروزشاه زرین کلاه است که گفته می‌شود انتسابش به امام موسی کاظم علیه‌السلام برمی‌گردد؛ به همین دلیل صفویان پس از به قدرت رسیدن، هویت خانوادگی مقبولی در بین مردم داشتند. شیخ صفی سنّی شافعی بوده اما مهر و ارادت فراوانی به حضرت علی علیه‌السلام و اهل بیت علیهم‌السلام نشان می‌داده است. او قریحه شعری داشته و علاوه بر زبان ترکی و فارسی، از زبان عربی و مغولی نیز بهره می‌گرفت و از وی دیوان اشعاری به جا مانده است.

مردم زمان شیخ صفی‌الدین از او به بزرگی یاد می‌کردند و او را با نام پیر و رهنما خطاب می‌کردند. سبک زندگی و جاذبه معنوی شیخ به ایران محدود نماند و بسیاری در ترکیه و شام نیز مرید او و فرزندانش شدند. در کتابی که به نام «بویروق»[۱] مشهور است، سخنان شیخ صفی‌الدین و پسر او موسی صدرالدین گردآوری شده و علویان به آن استناد می‌کنند. شیخ صفی‌الدین در باب آدابی که مریدان راه حقیقت باید رعایت کنند آورده است: «طالب باید سعی کند وارد دل مربّی شود و تمام هستی خود را به مربی تسلیم کند. این تسلیم باید از روی عشق و علاقه باشد. طالب باید اسرار اولیا و ایمان خود را از شرّ شیطان نگاه دارد، از مربی اطاعت کند و به تمامی داده‌های وی راضی باشد.»

مریدان بسیاری برگرد شیخ صفی‌الدین اردبیلی در شهر اردبیل  حلقه زده بودند. او حتّی با فرمانروایان مغول نیز روابط  نیکویی داشت و طبع علم‌دوست و هنرپرور  آنان را به خود جلب کرده بود. شیخ صفی در زمان سلطان محمّد خدابنده، از سلاطین ایلخان مغول می‌زیست. شیخ صفی در نزد سلطان جایگاه والایی داشت.

شیخ صفی در سال ۷۳۵ قمری برابر با ۱۳۳۴ میلادی در هشتاد و پنج سالگی چشم از جهان فرو بست. پس از شیخ صفی‌الدین اردبیلی، فرزندش شیخ صدرالدین موسی پیر و مرشد خانقاه صفوی شد. او همان روش ساده‌زیستی پدرش شیخ صفی را ادامه داد. در دوران شیخ صدرالدین نیز خانقاه صفوی رونق داشت و حتی بر تعداد هواخواهان صفوی افزوده شد. شیخ صدرالدین در سال ۷۹۳ قمری از دنیا رفت و بعد از او فرزندش خواجه علی سیاهپوش سرپرستی خانقاه صفوی را به عهده گرفت. خواجه علی در روزگار تیمورلنگ زندگی می‌کرد و همچنان مشی جدّ خود، شیخ صفی‌الدین را پی می‌گرفت. زمانی که تیمور، اسیران جنگی را به اردبیل می‌آورد، اسرا به تدریج جذب خانقاه صفوی می‌شدند و حالت شیفتگی و ارادت به خاندان صفوی پیدا می‌کردند. نقل است که خواجه علی سیاهپوش، چند قبیله تاتار شام را از دست تیمور رهانید که همین عدّه بعدها پایه‌گذار گروه قزلباش شدند.

بعد از خواجه علی سیاهپوش فرزندش شیخ ابراهیم صفوی جانشین وی شد و پس از شیخ ابراهیم نیز شیخ جنید بر مسند خانقاه صفوی تکیه زد. او پدر شیخ حیدر و جدّ شاه اسماعیل اوّل است. شیخ جنید فراوان مرید داشت و از نظر آنها شیخ جنید مرشد کامل و صاحب سجاده ولایت بود. چنین شرایطی باعث تقویت جایگاه شیخ جنید شد. او به همراه مریدانش اردبیل را ترک کرد و مدّتی را در سوریه، تورابوزان و سایر سرزمین‌های عثمانی سپری نمود. شیخ جنید به همراه چندین هزار نفر از مریدانش وارد منطقه آمد آناتولی شد و به اوزون حسن یکی از مقتدرترین سلاطین آق قویونلو پیوست. اوزون حسن نیز از او استقبال کرد. او هم خواهر خود خدیجه بیگم را به عقد ازدواج شیخ جنید درآورد و هم به شیخ اجازه داد تا در قلمرو حکومت آق قویونلو به نشر و ترویج آموزه‌های طریقت صفوی بپردازد. شیخ جنید مدّتی بعد به‌منظور زیارت قبر اجداد خود به اردبیل بازگشت اما کثرت مریدان او، ترس و توهّم زیادی در دل خلفای محلّیبرانگیخت. شیخ جنید نیز چون ادامه اقامت در اردبیل را به صلاح ندید این شهر را ترک کرد و به قصد جهاد و مقابله با کفار قفقاز به سمت این منطقه حرکت کرد که در این راه ناکام ماند و کشته شد.

با پایان یافتن حیات شیخ جنید، پس از مدتی پسرش شیخ حیدر به جای او نشست. شیخ حیدر نیز همانند اجداد خود و در همان کودکی به‌عنوان مرشد کامل و صوفی اعظم، امور بقعه و خانقاه صفوی را پذیرفت. هر چند تا زمان حیات عموی پدر خود یعنی شیخ جعفر که ادعای مرشدی می‌کرد، مجال توسعه دعوت اجداد خود را نیافت. در طول این مدّت و حتی بعد از آن، تبلیغات خلفای شیخ جنید در بین طوایف ترکان شرق آناتولی و منطقه «دیار بکر» و «آمد»، ادامه داشت و نفوذ خانقاه صفوی را بیش از پیش تثبیت می‌کرد. با فوت شیخ جعفر، گروه‌های مختلف صوفیان و مریدان از آناتولی، شام، طالش و گیلان اعم از تاجیک و ترکمان به منظور تجدید عهد و عرض ارادت با پیر طریقت و مرشد کامل خود یعنی شیخ حیدر وارد اردبیل شدند. در همین ایام شیخ حیدر با دختر اوزون حسن، از شاهان آق قویونلو ازدواج کرد و علاوه بر جایگاه معنوی، موقعیت و اعتبار سیاسی ممتازی نیز پیدا کرد. پس از مرگ اوزون حسن، شیخ حیدر با هدف گسترش دعوت اجداد خود و گرفتن انتقام قتل پدرش شیخ جنید، با تکیه بر جایگاه معنوی و موقعیت بالای سیاسی، ایده تشکیل سپاهی قدرتمند را در ذهن می‌پروراند. او با کمک مریدان خود به جمع‌آوری  سلاح و سازماندهی سپاهی مجهز روی‌آورد و  خود در ساخت شمشیر، نیزه و زره مشارکت می‌کرد و به تمرین فنون نظامی می­پرداخت. همزمان با این تحولات اردبیل شهری مملو از تجهیزات و نیروهای نظامی شد. در همین راستا لباس معروف سپاهیان قزلباش که شامل لباسی با رنگ زرد کبود و کلاهی قرمز می­شد در زمان شیخ حیدر طراحی و به کار گرفته شد. سپاهیان قزلباش شیخ حیدر را هم فرمانده جنگی خود و هم مرشد کامل و پیر طریقت می­پنداشتند و مطیع و جان­نثار او بودند. شیخ حیدر با دلاوری­هایی که داشت و با کمک مریدان فراونش توانست غنایم و اسیران بسیاری به چنگ آورد و به اردبیل وارد کند. این فتوحات آوازه او را فراگیر کرد و بر تعداد مریدان و سپاهیانش افزود. چنین شرایطی سودای انتقام قتل پدرش شیخ جنید را در او زنده کرد که به‌همین‌منظور  جنگ و جدال‌های دیگری را تدبیر کرد  اما در نهایت ناکام ماند و در سال ۸۹۳ قمری در این درگیری­ها به قتل رسید. بعد از این حادثه همسر او و فرزندانش که اسماعیل میرزا نیز در بین آنها بود به قلعه استخر فارس تبعید و چندین سال در آنجا ماندگار شدند. اسماعیل میرزا همان کودکی بود که بعدها به شاه اسماعیل اوّل معروف شد و سلسله حکومت مقتدر صفوی را پایه­گذارد…

[۱] . به معنای دستور، فرمان

Print Friendly, PDF & Email
محسن مهریزی
محسن مهریزی
دانشجوی دکتری تصوف و عرفان اسلامی، پژوهشگر مطالعات راهبردی