سیاست نوعثمانی‌گری ترکیه و لزوم فعال‌تر شدن علویان

طی سال‌های اخیر، ترکیه در عرصه‌ی سیاسی اجتماعی دچار فراز و فرودهای گوناگونی بوده، در مواردی توانسته پروسه‌ی رشد و توسعه‌ی خود را به خوبی بپیماید. از دیگر سو، در مواردی نیز به علت برخی اشتباهات استراتژیک و یا تاکتیکی، عقب‌گرد داشته است. اوج این عقب‌گرد، خود را در کودتای نافرجام پانزدهم و شانزدهم ژوئیه‌ی ۲۰۱۶ نشان داد. اما پس از این کودتا شرایط به‌گونه‌ای پیش می‌رود که لازم است علویان ترکیه، با درک صحیحی از شرایط موجود ترکیه و منطقه، نقش فعال‌تری در سیاست داخلی ترکیه ایفا کنند. مطالب ذیل، چگونگی پررنگ شدن این نقش را تبیین می‌کند.

صحنه‌ی اوّل:

پس از کودتای ۲۰۱۶، بسیاری، ترکیه را در موضع‌گیری‌های مختلف، دچار سردرگمی‌یافتند؛ به‌طوری‌که هنوز نمی‌توان ثبات و وحدت رویه‌ای از سیاست‌مداران این کشور مشاهده کرد. به‌عنوان مثال، مواضع این کشور در قبال ایران، غیرقابل پیش‌بینی است. گاه موضع انتقادی وتند داشته؛ گاه خود را به عنوان همراه ایران، در مسائل بین‌المللی نشان داده است. همچنین در مسأله‌ی سوریه دوگانگی در موضع‌گیری به تعارض می‌رسد. چند روز پیش اردوغان علت لشکرکشی به سوریه را براندازی حکومت بشار اسد برشمرد،[۱] درحالی‌که پیش از این و در پی تقویت ارتباط با روسیه پس از کودتا، از مواضع این‌چنینی دست برداشته بود. مواضع ترکیه در مورد عراق، روسیه و اروپا هم به همین منوال است.

تزلزل و عدم ثبات در مواضع ترکیه، نسبت به عملکرد اردوغان سؤال‌برانگیز شده، به تبع آن، موجب بی‌اعتمادی به رویکردهای سیاسی وی از جانب دیگر کشورها شده است. البته گیجی در سیاست بین‌المللی ترکیه، در شرایط موجود تا حدی طبیعی است، زیرا ترکیه و رهبرانش هنوز از شوک کودتا خارج نشده‌اند. حتی به نظر می‌رسد به همین دلیل، دیگران نیز هنوز به جمع‌بندی دقیقی درمورد چگونگی مراوده با ترکیه‌ی پس از کودتا نرسیده‌اند.

صحنه‌ی دوم:

طی دهه‌ی گذشته، روند جاری در سیاست خارجی، بلکه سیاست داخلی ترکیه، دامن زدن به سیاست عثمانی‌گری بوده؛ از اهداف اصلی آن، احیای امپراطوری از دست رفته‌ی عثمانی است. سابقه‌ی عثمانی‌ها به پیش از هفت قرن قبل (۱۲۹۹م) می‌رسد و تا اوایل قرن بیستم (۱۹۲۲م) نیز ادامه داشتند. این الگو، برخواسته از دیدگاه‌های شخص اردوغان است. البته برخی دیگر هم‌حزبی‌های وی نیز چنین تمایلی دارند. کتاب معروف نخست‌وزیر سابق ترکیه، احمد داووداوغلو به نام «عمق استراتژیک» به نوعثمانی‌گرایی تصریح می‌کند. در حال حاضر، رویکرد سیاسی حزب عدالت و توسعه در منطقه‌ی خاورمیانه، بازگشت به این دکترین است.

اجرای چنین دکترینی اما، دچار چالش‌های اساسی ومتعدد شده است. یکی از چالش‌های مهم آن مسأله‌ی سوریه است. آن‌گونه که حاکمان ترکیه تصور می‌کردند، ماجرا به خوبی پیش نرفت و این، موجب انتقادات داخلی نسبت به این دیدگاه و نیز حزب حاکم شده است. سوریه‌ای که آنان تصورش را کرده بودند، با سوریه‌ی کنونی تفاوت فراوان دارد. تقریبا تمام تیرهای ترکیه برای گسترش نفوذ خود در این کشور به سنگ خورده است. البته در برخی از کشورهای دیگرمنطقه نیز قضیه به همین منوال بوده، بعید نیست، دیگر این دکترین را یک سیاست کلان شکست خورده از جانب ترکیه بدانیم.

صحنه‌ی سوم:

علویان ترکیه در طول تاریخ این کشور، همواره تحت فشار بوده‌اند. بیشترین فشارها در دوران سلطان سلیم و سلطان سلیمان بر آنها اعمال می‌شده است. فشارهای زیاد سلاطین عثمانی طی قرن‌های گذشته، موجب شد علویان به‌رغم جمعیت بالا منزوی شوند. این تبعیض‌ها آنان را به حاشیه راند و تأثیرگذاریشان در جامعه را به حداقل رساند. طی این مدت، تاریخ علویان عجین با تقیه و سکوت بوده است و گاه، این خصوصیت، تبدیل به ذاتیات این اقلیت بزرگ شده است.

البته این فشارها در طول تاریخ، کم و زیاد داشته است و در مواقعی کاهش یافته و مقداری روی آزادی را دیده‌اند. در قرن بیستم، شروع دوران آزادی علویان به زمان آتاتورک بازمی‌گردد. در آن دوران، علویان توانستند در ترکیه نفسی تازه کنند. این آزادی طی دهه‌های ۷۰ و ۸۰ بیش از پیش شد، زیرا تمایل ترکیه به پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا، این کشور و سیاست‌مدارانش را مجبور کرد تا با اقلیت‌های قومی‌و مذهبی خود با نرمش بیشتری برخورد کنند. زمانی هم که اردوغان قدرت را در دست گرفت، تا فبل از انقلاب‌های عربی، به همین رویه ادامه داد، بلکه چه بسا رشد آزادی بیش از پیش سرعت گرفت و به نظر می‌رسید راه برخورد مسالمت‌آمیز با اقلیت‌ها، برای ترک‌ها برگشت‌ناپذیر شده؛ دیگر نمی‌توانند با اقلیت‌های خود، برخوردهای خشنی به‌مانند قبل داشته باشند. زیرا هم جامعه‌ی ترکیه، چنین رفتارهایی را پذیرا نبود و هم زیر فشارهای اروپایی‌ها دیگر، توان عملکردهای سخت و دفعی را نداشتند.

صحنه‌ی چهارم:

بعد از تحولات در کشورهای عربی، سیاست عثمانی‌گری اردوغان که قبلاً به صورت نامحسوس و بسیار خفیف دنبال می‌شد، شدت گرفت و حتی این سیاست اکنون، هرچه رو به جلو می‌رویم، بیش از قبل شدت می‌گیرد. یکی از عوامل آن، موضع غیرمنفعلانه‌ی اروپا در مورد پیوستن ترکیه به اتحادیه است. درخواست پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا سابقه‌ی زیادی در ترکیه دارد. اما گونه و سنخ این درخواست درحال‌حاضر تغییر کرده است. قبلاً درخواست ترکیه از سنخ نیاز بود، اما اکنون ترکیه به‌میزانی رشد و توسعه یافته که اروپایی‌ها بیش از ترک‌ها نیازمند به الحاق ترکیه به اتحادیه‌اند. بررسی دلایل استنکاف اروپا از الحاق ترکیه به اتحادیه، مجال دیگری می‌طلبد. ولی به هر‌حال، این ممانعت، موجب تشدید سیاست عثمانی‌گری ترکیه شده، تلاش آنها را به گسترش نفوذشان بدون درنظر گرفتن اروپا معطوف کرده است. اما پیگیری این سیاست برای علویان، مخاطره انگیز است و احتمال زیاد شدن فشارها علیه آنها را دارد. طبیعی است با این نگاه، آنها با سیاست عثمانی‌گری مخالفت کنند و به حاکمیت فشار آورند تا بازگشت به قبل نداشته باشند.

صحنه‌ی پنجم:

دکترین نوعثمانی‌گرایی، بالقوه بیشترین ضرر و خطر را متوجه ایران می‌کند. زیرا بیشترین جنگ‌ها و دشمنی‌ها بین دو کشور ایران و ترکیه در این دوران بوده است. البته درست است که بعید است چنین دورانی دوباره تکرار شود، اما طبیعتاً این سیاست در سطح عوام دو ملت و نیز در سطح تصمیم‌گیران، با زنده شدن خاطراتش، ایجاد هیجان می‌کند و این هیجان، فی‌نفسه برای دو ملت مخرب و مضر است و توان ایجاد تنش کاذب بین دو کشور را دارد. کنترل هیجانات ملت‌ها حتی برای خود حکومت‌هایشان، هزینه‌بردار است؛ چه رسد به کشور مقابل و متخاصم. زنده کردن یاد جنگ‌هایی مانند چالدران، بزرگ کردن افرادی چون سلطان سلیم که تا نزدیک قزوین پیش آمد و … برای هر دو کشور تهدید‌آمیز است و به صلاح هیچ‌کدام نیست.

جمع‌بندی

با لحاظ تمام نکات و دلایل مذکور، لازم است، قدرتی از درون ترکیه با سیاست و دکترین عثمانی‌گری مخالفت کند تا کشور ایران؛ و بهترین مصداق برای مخالفت از درون، علویان هستند؛ البته این موضع‌گیری علولیان، نه به خاطر ایران و منافعش است، بلکه به این علت که با این دکترین، بیشترین آسیب را خود علویان ترکیه (حتی بیش از کردها) خواهند دید. لذا بی‌دلیل نیست افتتاح و نامگذاری بزرگ‌ترین پل معلق جهان در تنگه‌ی بسفر استامبول در اوت ۲۰۱۶ به نام سلطان سلیم، اعتراض علویان ترکیه را به همراه داشت.

[۱] http://fa.alalam.ir/news/1891008

Print Friendly
علی الماسی
علی الماسی
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم دکتری مطالعات اسلامی پژوهشگر مطالعات راهبردی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *