ترامپ و خطر سقوط نظام پترو-دلار

در این سخنرانی دونالد ترامپ به عربستان و روابط آمریکا با این کشور اشاره کرده است. همان‌طور که می‌دانید، ما امروز قصد داریم تا در مورد ترامپ و اظهارنظرهای او در مورد وادار کردن عربستان به پرداخت غرامت‌های مالی به آمریکا به جهت مبارزه با داعش صحبت کنیم.

“ما هر موقع که عربستان سعودی در خاورمیانه با مشکل مواجه شده است از آنها دفاع کرده‌ایم. ما کشتی‌ها و ناوهای خود را به آن منطقه فرستادیم. این دیوانگی است. ما هزینه‌های هنگفتی را پرداخته‌ایم و در عوض تنها بادام‌زمینی (درآمد بسیار اندک) نصیبمان شد. آن‌ها روزانه میلیاردها دلار درآمد دارند. من نمی‌گویم که از آنها دفاع نکنیم. من می‌گویم که باید قرارداد بازپرداخت جدیدی را به امضاء برسانیم. آن‌ها برای اقدامات ما باید پول پرداخت کنند.”…”ما بیش از 15 سال در عراق بودیم ولی آنها دلیل اصلی از بین رفتن بازار تجارت جهانی نبودند. این عراقی‌ها نبودند که بازار تجارت جهانی را آشفته کرده بودند. ما این کشور را نابود کردیم. شما خواهید فهمید که چه افرادی این بازار را دچار آشوب و تنش کردند. مستنداتی وجود دارد. شاید شما به سعودی‌ها فکر کنید اما به‌طور حتم خواهید دانست.”[2]

در این سخنرانی دونالد ترامپ به عربستان و روابط آمریکا با این کشور اشاره کرده است. همان‌طور که می‌دانید، ما امروز قصد داریم تا در مورد ترامپ و اظهارنظرهای او در مورد وادار کردن عربستان به پرداخت غرامت‌های مالی به آمریکا به جهت مبارزه با داعش صحبت کنیم. اگر نگاهی گذرا به روابط اخیر آمریکا و عربستان و یا به‌طورکلی آمریکا و خاورمیانه داشته باشیم، رفتارها و اظهارنظرهای عجیبی را مشاهده می‌کنیم که بسیار طعنه‌آمیز است. بسیاری از معاملات پشت پرده، بسیاری از قراردادهای سازمان سیا که در سالیان متمادی بر اساس نظام پترو ـ دلار ادامه پیدا کرد نیز در این میان تأمل‌برانگیز هستند. در حال حاضر آمریکا چیزی در حدود 20 تریلیون دلار بدهی ملی دارد و از سوی دیگر ارتش و نیروی نظامی، علیرغم اختصاص منابع مالی انبوه، اوضاع وخیمی را تجربه می‌کند چراکه تقلب و فریبکاری زیادی در ارتش آمریکا وجود دارد. بر این اساس نه‌تنها پنتاگون بلکه نظام بانکی فدرال آمریکا نیز باید موردحسابرسی قرار بگیرند. و امروز، نماینده حزب جمهوری‌خواه را در مقابل داریم که من تابه‌حال در زندگی خود هیچ جمهوری‌خواهی را ندیده‌ام که به این شکل درباره عربستان سعودی اظهارنظر کند.

روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی از چگونگی سیاست خارجی ترامپ به نقل از وی بیان می‌کند که در صورت انتخاب شدن به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، “عربستان و سایر متحدان عربی با ممنوعیت فروش نفت به آمریکا مواجه خواهند شد مگر اینکه این کشورها خود به اعزام نیروی زمینی برای نبرد علیه داعش اقدام کنند و یا قرارداد جدید مالی با آمریکا برای ارسال نیروهای خود به امضاء برسانند.” حال ما به‌عنوان شهروندان آمریکایی که در حال تماشای این مبارزه انتخاباتی هستیم و رابطه مبهم و خائنانه آمریکا و عربستان را درک می‌کنیم، باید در این رابطه بیشتر فکر کنیم. ما در اینجا با یک نماینده افراطی حزب جمهوری‌خواه که هیچ بختی برای پیروزی در انتخابات ندارد و درعین‌حال حقیقت را بازگو می‌کند، مواجه نیستیم. بلکه شما با دونالد ترامپی روبرو هستید که اولین کاندیدای حزب جمهوری‌خواه است و او اعلام می‌کند که عربستان سعودی به‌احتمال بسیار قوی در حملات یازده سپتامبر دست داشته است.

ما باید به “مستند 28 صفحه‌ای” که محرمانه اعلام شده است و در معرض دید آمریکایی‌ها گذاشته نشده، دسترسی داشته باشیم. این همان نکته‌ای است که ترامپ بدان اشاره می‌کند. اگر سرنخ این 28 صفحه را دنبال کنید به‌آسانی درمی‌یابید که در گزارش کمیسیون از افرادی که از حمله به برج‌های دوقلو حمایت مالی کرده‌اند نامی برده نشده است. آن‌ها می‌گویند “که این مطلب مهمی نیست. اینکه چه کسی هزینه‌های این حملات را پرداخته است. این مطلب به‌طور مشخص برای ما اهمیت ندارد.”

به‌هرحال، ما در این گزارش به دنبال جواب این سؤالات هستیم و همانند هر آمریکایی دیگر، بسیار کنجکاو هستیم تا بدانیم چه افرادی عهده‌دار تأمین بودجه حادثه یازده سپتامبر بوده‌اند اگرچه کمیسیون بعد از درک پاسخ این سؤال ترجیح داد تا از اعلام عمومی آن صرف‌نظر کند. به همین دلیل آن را محرمانه اعلام کردند و در گوشه‌ای غافلانه رها کردند. بوش اعلام کرد، نه، نه، نه. ما نمی‌توانیم درباره این موضوع صحبت کنیم. اوباما وعده داد تا این 28 صفحه را برای عموم آمریکایی‌ها منتشر کند ولی همانند قبل هیچ حرکتی دراین‌باره صورت نگرفت تا مردم آمریکا متوجه شوند که چه کسی پشت این قضیه قرار دارد؟

کسانی که این مستندات را خوانده‌اند، همانند سناتور باب گراهام از فلوریدا و سایرین، دست‌به‌قلم شدند و افکار عمومی آمریکا را از محتویات این مستند 28 صفحه‌ای بیم دادند. این در حالی است که جریان اصلی رسانه‌ای، محافظه‌کاران نوین[3]، اکثر اعضای حزب جمهوری‌خواه و حتی دموکرات‌ها تمایل دارند، که تمایل مغرضانه‌ای است، این تحرکات را به ایران نسبت دهند. درهرصورت، ارتش نظامی ایران در مقیاس بسیار کوچک‌تری نسبت به ارتش عربستان سعودی قرار دارد. عربستان سعودی در سرعت رشد و گسترش به‌عنوان سومین ارتش دنیا مطرح است. آن‌ها دو برابر ایران بالگرد، دو برابر هواپیما، دو برابر بالگرد نظامی، دو برابر هواپیمای جنگی، دو برابر هواپیمای باری و درحالی‌که ایران تنها 6 میلیارد دلار در یک سال به ارتش خود اختصاص می‌دهد، عربستان بیش از 56 میلیارد دلار هزینه می‌کند که تقریباً 10 برابر هزینه‌های ایران است. بااین‌حال، رسانه ما در انتقاد و حمله به ایران به نفس‌نفس افتاده است. آیا می‌توان گفت که لابی‌های سعودی رسانه آمریکا را فیلتر و جهت‌دهی می‌کنند تا همواره به نیکی از متحدان عربی خود یاد کنند و در طرف مقابل از ایران بدگویی کنند، ایرانی که به‌نوعی عامل شکست متحدان عربی ما (در خاورمیانه) است.

اما سخنان دونالد ترامپ مبنی بر وادار کردن عربستان به پرداخت مالی به آمریکا برای حمایت نظامی و اینکه در غیر این صورت خرید نفت از آنها را متوقف خواهد کرد یک شکست کامل برای آنها به‌حساب می‌آید. عربستان سعودی، درهرصورت، یکی از بدترین رکوردها را در نادیده گرفتن حقوق بشر در میان تمامی کشورها دارد. اگر شما را در عربستان با یک انجیل دستگیر کنند، اعدام و یا حبس بسیار طولانی در انتظار شما خواهد بود. اگر شما را در حالی دستگیر کنند که دیدگاه دیگری غیر از اسلام افراط‌گرایانه را تبلیغ می‌کنید، به مرگ و یا زندان محکوم خواهید شد. این کشور همان رفیق صمیمی ما در خاورمیانه است و آنچه ترامپ پیشنهاد می‌دهد، ذاتاً، نظام پترو ـ دلار را در مقابل او قرار می‌دهد. من می‌توانم تصور کنم که سردمدارانی که در واشنگتن هستند چگونه از این اظهارات به تلاطم افتاده‌اند و به خاطر ترس از عواقب ناشی از این بیانات در حال مرگ هستند.

دلیل اینکه واشنگتن از دونالد ترامپ هراسان است این است که او تمام مردم را از سراسر آمریکا، که یا به‌سختی در انتخابات شرکت می‌کنند و یا هرگز شرکت نکرده‌اند، را به انتخابات کشانده است و اگر شما به سیاستمداران جمهوری‌خواه و یا دموکرات گوش فرا دهید، متوجه خواهید شد که همه از این اتفاق شادمان هستند. البته این روند بسیار آهسته است اما این تغییر برای آنها یک نقطه عطف به‌حساب می‌آید. واشنگتنی‌ها به‌هیچ‌وجه به حضور همه‌جانبه مردم تمایل ندارند چراکه این باعث تزلزل بخت و شانس آنها برای انتخاب مجدد خواهد شد. همان‌طور که می‌دانید، این سیاستمداران نمی‌خواهند که روابط ما در خاورمیانه بهبود یابد. آن‌ها نمی‌خواهند که روابط ما با چین پیشرفت کند. همچنین آن‌ها نمی‌خواهند که روابط تجاری ما با جهان گسترش پیدا کند. این افراد تنها به انتخاب شدن مجدد فکر می‌کنند.

تد کروز البته به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند افراد زیادی را با خود در انتخابات همراه کند. هیلاری کلینتون هم که یک انتخاب کلیشه‌ای و البته بی‌خطری است. برنی سندرز هم که کمی از سوی حزب خود طرد شده و حزب دموکرات علاقه‌ای به پیروزی او ندارد.

درنهایت، مسئله درباره تغییر روند کشور نیست چراکه اگر بود در مدت 20 سال گذشته این تغییر، شکل گرفته بود. در عوض، مهم حرکت روبه‌جلوی آمریکا در همین مسیر فعلی است تا به‌طور حداکثری، قبل از اینکه کشور دچار بحران شود، بتوانند بر ثروت‌های خود بیفزایند. این همان هدفی است که واشنگتن به دنبال آن است.

هنگامی‌که دونالد ترامپ در مقابل دیدگان آمریکایی‌ها در برابر عربستان سعودی می‌ایستد و خطاب به مردم می‌گوید: “این سعودی‌ها هستند که ترس و ترور را در سرتاسر منطقه خاورمیانه گسترش داده‌اند”، این همان چیزی است که مردم آمریکا به دنبال آن هستند. آیا تابه‌حال فکر کرده‌اید که داعش چگونه تشکیل شد؟ و اینکه ایدئولوژی آنها چیست؟

جالب‌توجه است که بدانید، ایدئولوژی داعش همان وهابیت است، همان اعتقاد و نگرشی که در سراسر عربستان و در تمامی مدارس این کشور تدریس می‌شود. این طرز تفکر افراطی درباره اسلام همان نگرشی است که حتی بر تمامی اعضاء خانواده سلطنتی سعودی تفوق و تأثیر دارد. بنابراین زمانی که دونالد ترامپ به سعودی‌ها می‌گوید: “شما ترس و هراس را در سراسر منطقه گسترش داده‌اید. سپس می‌خواهید که فرزندان ما، جوانان ما اعم از دختر و پسر را به خاورمیانه اعزام کنید تا با نسل خود شما بجنگند؟ آن‌هایی که اعتقادی همچون شما دارند ولی کمی افراطی‌تر هستند.” حقیقت نابی را بیان می‌کند. آن‌ها اسلحه و پشتوانه دارند و به همین دلیل از سعودی‌ها جدا شدند. این مشکل کدام کشور است؟ داعش مشکل کیست؟

هنگامی‌که مردمی همچون داعش برای خود آزادانه در خاورمیانه می‌چرخند، درحالی‌که ایدئولوژی دینی یکسانی با سعودی‌ها دارند، از فقه و شریعت واحدی برخوردارند، طرز تلقی واحدی از دین و اسلام دارند، من فکر می‌کنم که پاسخ سؤال واضح است، این مشکل عربستان سعودی است.

بنابراین اقدامی که ترامپ درصدد آن است، پایان کار سعودی‌هاست. ترامپ می‌گوید: “اگر من رئیس‌جمهور آمریکا شوم، شما باید افتضاحی همچون داعش را پاک‌سازی کنید و یا حداقل تحت کنترل دربیاورید و برای این کار از خون جوانان خود سرمایه کنید و در غیر این صورت ما موقتاً از شما نفت خریداری نمی‌کنیم.” حال اگر شما فکر می‌کنید که این عقیده اشتباه است، درنتیجه باید با اعزام فرزندان خود به خاورمیانه برای نبرد با ترکه تروریستی سعودی‌ها موافق باشید. این یکی از آرمان‌های ترامپ است که ازنظر برخی عین دیوانگی است.

اگر شما ازجمله محافظه‌کاران نوین باشید، پس علاقه‌مندید که بمباران خاورمیانه توسط آمریکا را نظاره‌گر باشید اما اگر از طرفدار سیاست محافظه‌کارانه مالی[4] هستید، و به بدهی 20 تریلیون دلاری آمریکا خیره هستید، پیشنهاد ترامپ برای شما عاقلانه‌ترین رویکرد در کل جهان است. اگر شما از نیوکان ها (محافظه‌کاران نوین) هستید که دوستدار جنگ هستند و از طرفی به منافع مالی جنگ هم نیم‌نگاهی دارید، بنابراین از نظریه ترامپ استقبال خواهید کرد.

با این وجود رسانه هیچ‌گاه دراین‌باره از ترامپ سؤال نکرد. آن‌ها حتی به این مسئله نزدیک هم نشدند. آن‌ها فقط تمایل دارند تا درباره ایران از او سؤال کنند. آن‌ها تنها به دنبال تخریب ایران هستند. این هدف مطلوب آنهاست. رسانه همواره خواهان بحث از ایران و سیاست‌های خطرآفرین ایرانی‌هاست و اینکه تأثیر آنها در خاورمیانه بسیار ظالمانه است. اما زمانی که نوبت به عربستان سعودی می‌رسد، همه ناگهان ساکت می‌شوند.

من حتی این هفته فمینیست‌ها را به‌دقت موردبررسی قراردادم. حتی آنها نیز، افرادی که قائل هستند زنان باید تجهیز شوند، ساکت بودند. البته من از تمامی فمینیست‌ها انتقاد نمی‌کنم اما بسیاری از آنها چنین رفتار متناقضی از خود نشان می‌دهند به‌ویژه مناظره اخیر سیان ان. که فمینیست‌ها به‌هیچ‌عنوان صحبتی از رویکرد اسلام در برابر زنان به میان نیاوردند. اگر به عربستان سفر کنید، متوجه خواهید شد که زنان حق رانندگی ندارند، بسیاری از آنان بدون شوهر نمی‌توانند از خانه خارج شوند. باید از سرتاپا پوشیده باشند. این مقوله‌ها برای من و شما غیرقابل فهم و احمقانه است اما به‌طور واضح برای فمینیست‌ها این‌گونه نیست! و آن‌ها نمی‌خواهند از حساسیت‌های اسلام سخن بگویند. آن‌ها نمی‌خواهند که دچار اشتباه سیاسی شوند. به‌عبارت‌دیگر، “هر که به کار خود و به راه خود!”

این بسیار طعنه‌آمیز است. برخی همیشه این‌گونه توجیه می‌کنند که “خوب جری! ایران می‌خواهد به اسرائیل حمله کند. و عربستان سعودی درصدد دفاع از اسرائیل است.” سؤال من این است که کدام کشور در سال 1948 در جنگ استقلال اسرائیل به این کشور حمله کرد؟ پاسخ عربستان سعودی است! حمله سال 1967، در جنگ شش‌روزه چطور؟ چه کشوری در این اقدام دخالت کرد؟ عربستان سعودی نه ایران! همین‌طور ادامه دهید. سال 1973؟ اگر ادامه دهید می‌بینید که ایران هرگز واکنش نظامی علیه اسرائیل انجام نداده است ولی این عربستان است که دائماً در دشمنی و خصومت با اسرائیل به سر برده است. اما نقطه سردرگم کننده اینجاست. آن‌هایی که از اسرائیل دفاع کردند در حقیقت حامی عربستان و بر ضد ایران بودند.

در حال حاضر ما با دونالد ترامپی مواجه هستیم که نظام پتروـ‌دلار را تهدید می‌کند. من قبلاً متذکر این نکته شده‌ام. این اتفاق در حال رخ دادن است، انفجار میان آمریکا و عربستان. ما هرگز دوست نبوده‌ایم. ما هرگز متحد نیستیم. این یک اتحاد دروغین است که هیچ واقعیتی ندارد. سعودی‌ها افراد صاحب نفت هستند و ما هیچ تناسبی با آنها نداریم و برای من جای سؤال است که چرا ما باید در خاورمیانه برای آنها و به نفع آنها بجنگیم.

[1]. دونالد ترامپ، سخنرانی، فوریه 2016.

[2]. neocons

[3]. fiscal conservation

منبع: سایت تخصصی اقتصاد ftmdaily.com

ترجمه تحلیلی از جری رابینسون Jerry Robinson

Print Friendly, PDF & Email
محمدرضا حضوربخش
محمدرضا حضوربخش
استاد حوزه، سطح سه مطالعات اسلامی، دکتری فلسفه تطبیقی، پژوهشگر انجمن آمریکای شمالی و موسسه مطالعات راهبردی جهان اسلام

دیدگاه ها بسته شده است