آلترناتیو آل‌سعود: منافع شیعه و ایران

پس از فوت ملک عبدالله، پادشاه پیشین عربستان و آمدن ملک سلمان، پادشاه کنونی، روابط ایران و عربستان وارد مرحله‌ی جدیدی از پیچیدگی شد و بحران در روابط این دو کشور شدت گرفت. قبلاً اگر هر دلیل و مصلحتی موجب رعایت ظاهری حسن هم‌جواری بین این دو کشور می‌شد، اکنون دیگر این مصلحت‌های صوری هم نمی‌توانست مانع اظهارات خصومت‌آمیز توسط مقامات دو کشور نسبت به هم‌دیگر شود.

در‌این‌زمینه اما، عربستان گوی سبقت را ربود. بی‌پروایی عادل الجبیر وزیر‌خارجه‌ و برخی مقامات مذهبی عربستان بیش‌ترین نمود چنین مواضعی در قبال ایران است. حتی طی سال‌های اخیر، این دشمنی‌ها از انتقادات شدیداللحن نسبت به ایران گذر کرده، وارد فاز جدیدی به نام جنگ نیابتی از جانب آنها شده است. جنگ یمن، سوریه، حتی عراق، بحران سیاسی_اجتماعی بحرین و بحران سیاسی لبنان نمونه‌هایی از آن است.

از دیگر سوی، حس انزجار از سعودی‌ها در ایران هم به همان نسبت رشد داشته؛ نه‌تنها بین سیاست‌مداران و بزرگان مذهبی ما به یک گفتمان تبدیل شده؛ بلکه احساس نفرت از آنها در عموم مردم شیعه‌ی ایران نیز رخنه کرده است. البته این تنفر عمومی به ماجراهای چند ساله‌ی اخیر منحصر نمی‌شود، بلکه ریشه در تاریخ چند ده ساله‌ی پس از انقلاب اسلامی دارد. اکنون اما، این آتش زیر خاکستر، شعله کشیده و به اوج خود رسیده است. به‌حدی که حتی در مواردی مشاهده می‌شود مردم کوچه و خیابان نیز اضمحلال و سقوط آل‌سعود را آرزو کرده؛ به یکی از دعاهای آنان تبدیل شده است.

اما سؤال این‌جاست که آیا سقوط آل‌سعود، با تمام عملکرد نا‌بخردانه، فجیع و از روی خبث باطنی‌اش، از لحاظ راهبردی به نفع ما و جهان شیعه خواهد بود یا نه. آیا آلترناتیو و جایگزین آنها شرایط را برای ما و شیعیان منطفه بهتر می‌‌کند؟ در این زمان است که آرزوی جایگزین آل‌سعود، آرزویی از روی خرد است و نه از روس احساسات بدون پشتوانه‌ای معقول؛ زیرا عقل سلیم حکم می‌کند، ما آرزوی چیزی را داشته باشیم که در مآل به نفع ما و دیگر شیعیان جهان باشد.

ضرورتاً معلوم نیست پاسخ به این سؤال در شرایط کنونی مثبت باشد؛ بلکه چه بسا شواهدی که نشان از اوضاع معارضین و مخالفین درون عربستان حاکیست، خلاف آن را ثابت می‌کند. و در‌این‌صورت است که از باب «و عسی أن تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم» (بقره/ 216) تحمل همین رژیم کودک‌کش[1] برای شیعیان بهتر از دیگر گزینه‌های جایگزین باشد. برای یافتن پاسخ دقیق‌تر، لازم است جایگزین‌های احتمالی آل‌سعود را مورد بررسی قرار دهیم و بدانیم در حال حاضر، مخالفان آل سعود در عربستان چه کسانی هستند؟ آیا در میان معارضان حکومت، کسانی یافت می‌شوند که نسبت به ایران و شیعه نگاه مثبتی داشته باشند و درصورت آمدن جای سعودی‌ها، شرایط منطقه نسبت به شیعیان تغییر کرده؛ روابط ما با عربستان روی آرامش به خود ببیند؟

در این راستا، لازم است بدانیم، طیف‌های گوناگونی در داخل و خارج عربستان با آل‌سعود مخالفند. اما بیش از همه، دو دسته از مخالفان، دارای قدرت بیشتری بوده، می‌توانند آلترناتیو احتمالی حکام کنونی این کشور باشند.

دسته‌ی اول، مذهبی‌های سلفی منتقد به حکومتند. این طیف، کاملاً به مذهب پایبندند و معتقد به حاکیت دین و احکام دینی در جامعه اند. یکی از گروه‌های مهم و تأثیرگذار در این طیف، به سلفیه‌ی سروری معروف است. جبهه‌گیری این طیف از سلفیه‌ی عربستان در مقابل سلفیه‌ی جامی است.[2] درست است این‌ها در دو مؤلفه‌ی گرایش به دین و مذهب و نیز التزام به سلف صالح (از منظر خود) با دیگر گروه‌های فکری کشورشان مشارکت دارند، اما برخلاف آنها معتقدند می‌توان حاکم جامعه اسلامی را مورد نقد قرار داد و عملاً نیز درصورت توان، گاه آنها را مورد نقد قرار می‌دهند. البته اوج این دسته‌بندی‌های فکری- سیاسی در دهه‌های هفتاد تا انتهای نود قرن بیستم بود؛ اما ریشه‌های چنین نگرشی در بسیاری از نخبگان عربستان باقی مانده است و درصدد فرصتی برای ابراز اعتقادات خود و بلکه در صورت توان تغییر حاکمیت هستند.[3]

به‌خصوص رهبر فکری سروری‌ها، به نام محمد سرور زین العابدین[4] از بارزترین مصادیق چنین نگاهی است. اما بااین‌حال، یکی از شاخص‌ترین دیدگاه‌های وی، در مورد مخالفت با ایران است که سابقه‌ای سی ساله دارد. وی کتاب معروف و جاء دور المجوس در مخالفت با ایران و انقلاب اسلامی را در دهه‌ی هفتاد نگاشت. وی در آنجا، شیعیان ایران را مجوسی می‌خواند و [امام] خمینی را در ارتباط با صهیونیسم جهانی می‌داند.[5] کتاب وی مملو از اتهامات بی‌اساس به شیعه، ایران، انقلاب اسلامی و امام خمینی است. همچنین وی ایرانی را معتدی به معنای متجاوز می‌داند.

یکی دیگر از نمونه‌های مهم دیدگاه فوق، در تاریخ معاصر عربستان، متعلق به جنبش اخوان عربستان به رهبری جهیمان العتیبی و محمد بن عبدالله القحطانی است. درگیری آنها با حاکمیت در سال 1400ق (1979م) با اشغال مسجدالحرام به اوج رسید. آنها که با ادعای مهدویت (به خوانش سلفی و نه با مفاهیم و پیش‌فرض‌های شیعی) دست به قیام علیه آل‌سعود زدند، به موارد مختلفی از چگونگی عملکرد حاکمیت منتقد بودند. جهیمان، یکی از انتقادات اصلی خود را نسبت به سعودی‌ها چنین بیان می‌کند: «دولت ما که خود را دولت توحید می‌نامد، (خود و علمايش) سهم وافري از فريب‌کاری و نیرنگ دارند. اين دولت بین صفوف مسلمین و نصاری و مشرکین وحدت ایجاد کرده؛ هر کسي مانند روافض را بر دین خود قرار داده است. با کسانی که با این تصمیم مخالفت کنند، برخورد می‌کند. حکومت با کسانی که بخواهند با مشرکانی که علی و حسین را می‌خوانند و قبور و قبه‌ها [آنها] و پول را می­پرستند، بجنگد، مقابله می­کند.»[6]  وی، شیعیان را مشرک می‌داند و مطالبه‌ی مخالفت، بلکه جنگیدن با آنها را از آل‌سعود دارد.

دسته‌ی دوم، عرب‌های فرنگ رفته، غالباً طی دهه‌های هفتاد تا نود میلادی هستند. این عده از تحصیل‌کرده‌ها، اگرچه بیشتر رنگ و لعاب روشن‌فکری به خود می‌گیرند و گاه، گرایشاتی نزدیک به تفکرات سکولاریستی از خود نشان می‌دهند، ولی به‌هرشکل از گرایشات مذهبی به دور نیستند.

در‌واقع، وجه مشترک تقریباً همه‌ی گروه‌های مختلف عربستانی با تمام سلایق و دیدگاه‌ها، اصالت و گرایش به مذهب است. چه موافق و حامی حاکمیت باشند و چه مخالف و معارض. و دقیقاً نکته‌ی مهمی که می‌تواند به یافتن جواب سؤال به ما کمک کند، همین مسأله است؛ یعنی مذهب. از دیدگاه یک عربستانی، (آن‌گونه که طی چندین دهه، آن‌گونه تربیت شده‌اند و بار آمده‌اند) مذهب در کلیت خود، کاملاً در تعارض با تشیع (وبه‌اصطلاح آنها رافضی‌گری) است. خصوصاً زمانی‌که (به اعتقاد آنها) رافضی‌گری از صفویه نشأت گرفته باشد واین، همان نگاهی است که به شیعیان ایران دارند و مفتیانشان –چه موافق حکومت و چه مخالف- از تصریح به آن ابایی ندارند. هرچه هم مذهبی‌تر باشند، چنین نگاهی پررنگ‌تر و افراطی‌تر می‌شود. بدین دلیل، اگرچه این طیف‌های مختلف عربستانی در امور داخلی کشورشان، با همدیگر اختلاف دیدگاه‌هایی دارند و هر کدام ناظر به نوع تفکر خود، برای اداره‌ی امور داخلی مملکتشان، برنامه‌ای پیشنهاد می‌کنند، اما همگی در سخت‌گیری به شیعیان، دارای اشتراک دیدگاهند.

این درحالیست که به دلایل صوری هم که شده، حکومت کنونی عربستان تلاش می‌کند امنیت شیعیان خود را حفظ کند. هم دوسال پیش و هم محرم سال قبل، زمانی که عوامل تکفیری به عملیات تروریستی در میان شیعیان عربستان دست زدند، حاکمیت مدعی شد عاملان را شناسایی و دستگیر کرده است. آنها در مورد منازعه با ایران نیز تا چند سال قبل، سعی در مراعات ظاهر را داشتند.

درنتیجه، نمی‌توان انتظار داشت با رفتن آل‌سعود، گروه‌هایی حکومت را به دست گیرند که با ایران و شیعه روابط حسنه‌ای داشته باشند و یا حتی نسبت به حاکمان کنونی تندرو‌تر نباشند. چه رسد به اینکه برخی تصور می‌کنند با رفتن آل‌سعود، حتی احتمال دارد شیعیان عربستان در ساختار قدرت نقشی داشته باشند. شیعیانی که دهه‌ها و سال‌هاست زیر بار انواع فشارهای تندروهای سلفی، با کلکسیونی از سختی‌ها، محرومیت‌ها و کمبودها در این کشور دست و پنجه نرم کرده؛ همین که توانسته‌اند با الطاف الهی، موجودیت و مذهب خود را در این کشور حفظ کنند، جای بسی شکر دارد. این احتمال وجود دارد که جایگزین آل سعود، همین را هم برای آنان برنتابد.

آبان‌ماه 95

[1] طبق اعلام یونیسف، از ابتدای جنگ یمن تا تاریخ 27/7/95، 1163 کودک یمنی کشته شده اند. http://www.ghatreh.com/news/nn34166513/

[2] معرفی تفصیلی انواع سلفی‌گری در عربستان مقال دیگری می‌طلبد.

[3] برای آشنایی با برخی از نزاع‌های فکری-سیاسی درون جامعه‌ی عربستان، به‌خصوص ماجرای سلفیه‌ی جامی و سروری ر.ک: ترجمه‌ی مقاله‌ای از فهد الشقیران به نام «جامیه‌ السعودیه‌ و الموقف من الجماعات الاخری» با ترجمه و تلخیص رسول جعفریان: ‌ http://ferghenews.com/fa/news/1262/

[4] محمد بن سرور بن نایف زین العابدین، یکی از بزرگان سلفیه‌ی سروریه، مصادف با ایام نگارش یادداشت فوق، به سن هفناد و هشت سالگی در قطر فوت کرد. وی متولد سوریه بود، اما به کشورهای کویت، انگلیس و عربستان مهاجرت کرد. او نشریه‌ی السنه و نیز موسسه‌ی مرکز دراسات السنه النبویه را در انگلستان بنیان گذاشت. وی کتب زیادی تألیف نمود که برخی از آنان علیه ایران و شیعه بود. تاریخ فوت او 23/8/1395 مصادف با جمعه 11/2/1438 قمری می‌باشد. نک: http://www.almoslim.net/node/273340

[5]  http://www.almoslim.net/node/273340

[6] وامتازَت دولتُنا بقسط وافر من هذا التلبيس – منها ومن علمائها – والتي تسمي نفسَها اليوم بـ “دوله التوحيد”، وإنما وحَّدَت بين صفوف المسلمين والنصارى والمشركين، وأقرَّت كلاً على دينه – كالروافض – وحاربَت من خالف ذلك، وقاتلَت من قاتل المشركين الذين يدعون علياً والحسين، وقد حاربَت كذلك عبادة القبور والقباب وأرسَّت قواعد عبادة الريال. http://www.islamist-movements.com/25726

Print Friendly, PDF & Email
علی الماسی
علی الماسی
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم دکتری مطالعات اسلامی پژوهشگر مطالعات راهبردی

دیدگاه ها بسته شده است