نشتری بر «تبلیغ بین­‌الملل»

از ویژگی‌های دنیای امروز سرعت بالای تحولات است. تا جایی که برخی در تعریف جدید «قدرت»، معتقدند توان درک و انطباق خود با شرایط جدید، ملاک قدرت یک کشور یا جامعه یا فرد است. ابرقدرت­‌هایی که زمانی برای دنیا برنامه­‌ریزی می­‌کردند نیز امروزه در بسیاری موارد سردرگم و پر اشتباه ظاهر می­‌شوند و برخلاف آنچه در نزد ماست که همه کارهای آنها به طور دقیق و پیچیده طراحی شده، گاه رفتارشان پرخطا و در لحظه است و فاقد طرحی بلندمدت به نظر می‌‌رسند.

فعالیت در عرصه فرهنگ به مراتب از کار در زمینه سیاسی و دیگر عرصه­‌ها دشوارتر و پیچیده­‌تر است. بنابراین یک مبلغ که قصد دارد در زمینه دینی و فرهنگی پیشگام و جلودار باشد نیازمند هوشمندی، روانشناسی، قدرت بیان خوب و دیگر استعدادها و توانمندی­ها در کنار داشتن گنجینه مناسب از معارف دینی است. هر فرهنگی اقتضائات و ضرورت­های خود را دارد که بدون شناخت آنها نمی­‌توان در ارائه درست مطالب موفق بود. دین دارای انبوهی از معارف و مطالب ارزشمند است. گزینش، اولویت­‌دهی و نوع ورود و خروج به بحث و نحوه نتیجه­‌گیری امری است که زاییده افکار گوینده است و ربط چندانی به دین ندارد.  در نتیجه یک مبلغ دینی که بخواهد در کشور خود فعالیت کند، می­‌بایست در کنار یادگیری آموزه­‌های دینی مطالب فراوان دیگری را آموزش ببیند و نکات بسیاری را نیز به تجربه کسب نماید. حال اگر قرار باشد طلبه­‌ای از یک کشور و با یک فرهنگ خاص رسالت خود را در عرصه بین الملل انجام دهد، به ابزار و توانمندی­‌های بیشتری نیاز خواهد داشت. بنابراین به جرئت می­‌توان گفت طلبه­‌ای که سطح عمومی از دانش طلبگی را دارا باشد، اما شناخت کافی از فعالیت در عرصه بین الملل را داشته باشد مفیدتر از کسی خواهد بود که در یک زمینه متخصص است، اما بافت ذهنی او مختص به داخل کشور است.

چندی پیش میزبان شخصیت بودایی برجسته­‌ای از یکی از کشورهای آسیایی بودیم. وی به یکی از رشته­‌های خاص اسلامی علاقه داشت. از این روی یکی از اساتید مبرز این رشته را دعوت نمودیم تا به سوالات آن شخص پاسخ گوید. سوالات چندان پیچیده نبود و یک طلبه با آشنایی متوسط از آن مباحث هم می­‌توانست پاسخگوی آن سوالات باشد. هدف از دعوت آن شخصیت بودایی به ایران، ایجاد فضای مناسب برای همکاری و تعامل در عرصه­‌های علمی‌‌‌ فرهنگی بود و ضرورت این کار ایجاب می­‌کرد تا نقاط مشترک برجسته گردد تا گام­‌های نخستین برداشته شود. هدف این نبود که اثبات شود چه کسی حق و چه کسی باطل است، بلکه می­‌بایست با احترام به باورهای طرف مقابل،  مبانی و باورهای ما ارائه می­‌شد تا مخاطب به عمق و غنای این مکتب واقف شود، این نکات به استاد ایرانی نیز تذکر داده شد، اما ایشان از همان ابتدا در قامت یک مناظره کننده تمام‌عیار ظاهر شد و با چند جمله کوتاه مستقیم به سراغ اثبات پوچ بودن عقاید طرف مقابل رفت و از او می­‌خواست تا به سؤال­‌هایش پاسخ دهد. حسن کار در این بود که این استاد ایرانی زبان انگلیسی نمی­‌دانست و مترجمی که حاضر بود، این جملات را ترجمه نمی­‌کرد. چند بار به استاد مذکور تذکر داده شد که شما برای پاسخگویی در اینجا هستید و هدف از این گردهمایی داشتن یک مباحثه همدلانه و دوستانه است، اما دو مرتبه عنان از دست ایشان خارج شد و به عقاید طرف مقابل حمله کرد. با اینکه این استاد محترم بسیار شخص آرام و متینی است، اما در خلال گفتگو  خود را در کلاس درس فیضیه می­‌یافت و حمله را آغاز می­‌کرد و نمی­‌خواست توفیق هدایت کردن آن فرد به مکتب حقه را از دست بدهد.
به طور طبیعی کسی که سال­‌ها در فضای درسی داخلی تلاش کرده و ذهنی مجادله‌گر دارد، نمی­‌تواند از ظرف ذهن خود خارج گردد و اصولاً توقعی غیر از این هم نیست. ذهنی که برای داخل کشور تربیت شده هر قدر هم فضل و دانش بالایی داشته باشد، باید در همین ظرف حضور و فعالیت داشته باشد. بنابراین اگر یک نفر بخواهد از ایران به کشورهای دیگر برود و پیام تشیع و آرمان­‌های ناب انقلاب را تبلیغ نماید، نیازمند تخصص و دانش وسیع و مطالعه فراوان و داشتن ابزار متعددی از جمله زبان آن کشورها و آشنایی با فرهنگ­‌ها، نقاط حساس و احیانا تنش­‌زا، علاقه­‌ها و آداب و رسوم و بسیاری دیگر از ظرافت­‌های آن کشور میزبان است. علاوه بر آشنایی تخصصی در مورد یک فرهنگ خاص، باید دارای شناخت عمومی از فضای موجود جهان معاصر باشد. کسی که به غرب یا شرق افریقا می­‌رود باید تفاوت­‌های بسیار و تأثیرگذار این دو فرهنگ را بشناسد و به اقتضای این شناخت رفتار کند. اینها حداقل­‌های فعالیت فرهنگی در فضای بین الملل است. پرهیز از شتاب­زدگی و فهم اولویت­‌ها مهم است.
هدف اولیه در دنیای کنونی این نیست که کسی را به دین خود دعوت کنیم، بلکه اولویت این است که آنان کلام ما را بشنوند و سوء­تفاهم­‌های فراوانی که نتیجه تبلیغات مخالفان مسلمان و غیرمسلمان ماست خنثی شود و ارتباطی همدلانه با دیگران برقرار شود.
موسسات چندی که عمدتاً در قم هستند، برای تربیت طلاب زباندان فعال در عرصه بین الملل، مشغول به کار شده­‌اند و چند نسل از طلاب جوان از این موسسات فارغ‌التحصیل شده­‌اند و البته هنوز هم مشغول به فعالیت هستند. با این حال غالب این افراد پس از سال­‌ها تلاش و زمانی که آماده خدمت‌رسانی هستند با نامیدی و یأس که بدترین آفت یک طالب علم است، این فضای کاری را رها کرده و با حسرت بر گذشته و عمر تلف شده به عرصه­‌های دیگر کار طلبگی روی می­‌آورند.
مشکل اصلی در این است که سازمان متولی اعزام مبلغان بین‌الملل و دیگر نهادهای مشابه، غالباً افرادی را در لیست اعزام خود قرار می­‌دهند که دارای مناصب سیاسی و صاحب نفوذند. اعزام یک روحانی نماینده مجلس یا عضو برخی نهادهای خاص یا منتسب به برخی افراد ذی­‌نفوذ، بدون کمترین صلاحیت لازم، توجیه قابل فهمی ندارد.
باید پذیرفت که تبلیغ در عرصه بین­‌الملل بیش از آنکه یک ضرورت مهم و تأثیرگذار تلقی شود، به عنوان کالایی لوکس دیده می‌شود. بررسی لیست اعزام­‌های تبلیغی توسط یک نهاد نظارتی می­‌تواند به وضوح این مسئله را نشان دهد. نگارنده، افراد متعددی را می­‌شناسد که از طریق مجاری و کانال­‌های مذکور به کشورهای مختلف اعزام می­‌شوند بدون اینکه ذهنیت و توانایی این مهم را داشته باشند. غالب این افراد اعزامی به مراکز فارسی زبان مانند رایزنی فرهنگی و سفارتخانه­‌های ایران در آن کشورها رفته و در جمع معدودی از ایرانیان به سبک منبرهای مرسوم در ایران سخنرانی می­‌کنند. سازمان متولی این امر درکشور، اولویت خود رابه اعزام این دسته از مبلغان فارس زبان قرار داده است و از طرفی با دخالت هر نهاد دیگر برای اعزام مبلغان آشنا با عرصه بین­‌الملل و زبان­‌دان مخالفت می­‌کند و آن را در محدوده اختیارات خود می­‌خواند.
عجیب­‌تر اینکه برخی از شخصیت­‌های حوزوی هم بدون توجه به این واقعیت­‌ها و غالبا برای ابراز آگاهی و بینش خود از شرایط جهانی، دائماً طلاب را به یادگیری زبان­‌های خارجه و آماده­‌سازی خود برای میدان­‌های بزرگ تشویق می­‌کنند، بدون توجه به این واقعیت که این طلاب بر فرض موفقیت­‌های آموزشی و گذران عمر در این عرصه، مورد استقبال قرار نخواهند گرفت.

 

Print Friendly, PDF & Email
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی