چرخش اردوغان؛ تاکتیک یا راهبرد

پس از کودتای نافرجام پانزده ژوئیه‌ در ترکیه، رسانه‌های جهان، مملو از اخبار مربوط به این کشور بود. آنچه در صدر خبرها، گمانه‌زنی‌ها و تحلیل‌ها، نمود بیشتری داشت، واکنش مقامات ترکیه به کودتا در بعد سیاست خارجی بود. تغییر موضعی محسوس از سیاست‌مداران ترکیه دور از انتظار نبود. دیدار با پوتین، نشان داد این تغییر موضع به چرخشی صد و هشتاد درجه‌ای تبدیل شده است. در این زمینه، نظرات فراوانی از سوی تحلیل‌گران ارائه شده، برخی تحلیل‌گران، معتقد به جایگزینی استراتژیک و کلان در روابط خارجی ترکیه از غرب به روسیه هستند. آنها معتقدند، نتیجه‌ی این تغییر سیاست، خود را در بحران سوریه نشان خواهد داد. در این فرصت کوتاه نگاهی گذارا و نقادانه به تحلیل‌های موجود خواهیم داشت.

چرخش در روابط خارجی     

یک. در روزهای اخیر، رفت و آمد اردوغان به برخی کشورها، نقل محافل سیاسی است. مهمترین دیدار وی، مربوط به پوتین در سن‌پترزبورگ می‌شود. ماجرا به یک دیدار، منحصر نشد، بلکه بسته‌ای از کنش‌ها و واکنش‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی بین دو کشور بود. اردوغان، رسماً و با زبان روسی از پوتین درمورد ماجرای سرنگونی جنگنده‌ی روسی عذرخواهی کرد. پوتین هم وعده‌ی شروع فصل جدیدی از روابط اقتصادی به وی داد. خط ویژه‌ای امنیتی نیز میان روسیه و ترکیه برقرار خواهد شد تا اتفاقات‌ مشابه، مجددا رخ ندهد.  در همین راستا، تغییر رویکردهایی از سوی ترکیه، درمورد مسأله‌ی سوریه هم صورت پذیرد.

دو. پس از آنکه ایران، به سرعت، کودتای ترکیه را محکوم و به صورت چند جانبه و با زبان مسؤولین مختلف از اردوغان حمایت‌ کرد، وزیرخارجه‌، سفری به ترکیه داشت و به مدت سه ساعت پشت درهای بسته با اردوغان دیدار نمود. این دیدار نیز با لغو ممنوعیت تورهای ایرانی، پیامدهای مثبتی برای اقتصاد تحت فشار ترکیه داشت. همچنین برخی خبرگزاری‌ها از احتمال سفر رئیس‌جمهور ترکیه به ایران، طی هفته‌های آینده خبر داده‌اند. گفته می‌شود ایران درصدد تشکیل کمیته‌ای سه‌جانبه، متشکل از ایران، روسیه و ترکیه جهت گفت‌وگو درباره‌ بحران سوریه است.

سه. به‌دنبال چگونگی مواجهه‌ برخی از کشورهای اروپایی با مسأله‌ کودتاچیان ترکیه و اعمال فشار به اردوغان در این زمینه، روابط ترکیه با این کشورها، کمی‌به سردی گراییده و در مواردی متنشج شد. حتی زمانی موضع ناتو مبنی بر مخالفت با سفر اردوغان به روسیه، بر منازعه‌ی لفظی افزود؛ به‌گونه‌ای که مولود چاووش اوغلو، وزیر خارجه ترکیه اظهار داشت: آنکارا به دنبال گزینه دیگری، خارج از چارچوب همکاری با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، در حوزه سیاست‌های دفاعی است. درعین‌حال وی ابراز داشت: همکاری با ناتو هم‌چنان اولویت نخست آنکارا در این زمینه است. اومیت یاردیم، سفیر ترکیه در مسکو پیشتر گفته بود:  ناتو هیچ حقی ندارد به ترکیه بگوید با کدام کشور رابطه داشته باشد و با کدام نداشته نباشد.

چهار. روابط ترکیه با آمریکا نیز دچار تنش‌هایی شد. سلیمان سویلو، وزیر کار ترکیه، آمریکا را متهم به دخالت در کودتا کرد. گرچه جان کری، وزیر خارجه آمریکا آن را تقبیح و محکوم کرد. همچنین مقامات ترکیه، خواهان استرداد، فتح ا… گولن از آمریکا شدند، ولی آمریکا این درخواست را نیز رد می‌کند.

موارد بالا نشان از تغییر رویکرد، بلکه چرخش ترکیه از غرب به سمت روسیه دارد. پایگاه صهیونیستی دبکا فایل با اشاره به این نکته نوشت: مذاکرات اخیر پوتین و اردوغان، موجب ایجاد بیم و هراس در میان سیاست‌گذاران و رهبران نظامی‌اسرائیل شده است. آنها نگرانند درحالی‌که اردوغان به امریکا و ناتو پشت کرده به اتحاد روسیه و ایران بپیوندد. این سایت، اقدام اخیر اردوغان را زمینه‌ای برای ایجاد یک بلوک جدید قدرت در خاورمیانه متشکل از ترکیه، روسیه، ایران، عراق، سوریه و حزب‌الله لبنان دانست. از دید آنها، دیدار دو رئیس‌جمهور، تهدیدی است که می‌تواند برنامه‌های امریکا، اسرائیل و کشورهای عرب را بر باد دهد.

راهبرد یا تاکتیک؟

مسأله اینجاست که آیا این تحولات، نشان از چرخشی راهبردی و طولانی مدت از جانب ترکیه، نسبت به هم‌پیمانان غربی‌اش، به‌خصوص آمریکاست یا چنین عملکردی، تاکتیکی است موقت و زودگذر تا ترکیه به اهداف برنامه‌ریزی شده‌ خود در برابر غربی‌ها دست یابد.

 به نظر می‌رسد، تمام شواهد بالا در ابتدا، نشان از چرخش استراتژیک و طولانی‌مدت ترکیه در برابر دوستان غربی‌اش نباشد، بلکه به‌گونه‌ای گذرا، ترکیه تغییر رفتار داده باشد. به همین دلیل است که از سویی، ناتو در واکنش به دیدار رهبران روسیه و ترکیه پس از تنش اخیر میان دوکشور، از سرگیری روابط نزدیک میان آنکارا و مسکو را تحولی نگران کننده ندانست و با اعلام حمایت از اردوغان و محکوم کردن کودتا، بر حضور ترکیه در ناتو تأکید کرد. سخنگوی ائتلاف ناتو در ادامه گفت: «لغو عضویت ترکیه در ناتو اصلا محل بحث نیست.» سخنگوی کاخ سفید، الیزابت ترودو هم پیش از دیدار پوتین و اردوغان، «ترکیه را متحد آمریکا خواند» و اعلام کرد: «در کنار ترکیه هستیم.» این اظهارات نشان می‌دهد، غرب، موضع‌گیری‌های اخیر اردوغان را جدی نگرفته است. حتی طبق برخی اخبار، دیدار پوتین و اردوغان، با اطلاع و هماهنگی آمریکا بوده است. از دیگر سوی، روسیه هم ظرفیت و قابلیت این را ندارد که در برابر آمریکا و غرب، به عنوان یک متحد استراتژیک قد علم کند.

لذا بعید به نظر می‌رسد با نگاه بلند مدتی که ترکیه نسبت به جایگاه خود در منطقه و جهان اسلام دارد و دکترینش به او توصیه می‌کند، بخواهد با کودتایی نافرجام، سیاست‌های کلان، راهبردی و بلندمدت خود را تغییر دهد و یک‌شبه بدون هیچ برنامه‌ دقیق و مفصلی (که طرح‌ریزی آن به این زودی و سادگی نیست). با این نظر، چرخش مذکور از راهبردی کلان، به تاکتیکی گذرا تقلیل داده می‌شود.

ضرورت استفاده‌ ایران از فرصت

البته با تمام این احوال، رویکرد وزارت خارجه‌ ایران، معقول و درست به‌نظر می‌رسد. می‌توان از همین فرصت کوتاه نیز برای حل برخی از بحران‌های منطقه‌ای، به‌ویژه بحران سوریه استفاده کرد. بدین سبب، دیپلماسی فعال و سنجیده‌ی ایران، از همان زمان کودتا تا کنون، از دید رسانه‌ها و تحلیل‌گران پوشیده نمانده، آن را دست برتر ایران در برابر عربستان تفسیر کردند. سایت رای الیوم نوشت: سفر ظریف به ترکیه، فرق میان دیپلماسی عربی با ایرانی را آشکار کرد. این سفر، از یک سو برتری دیپلماسی ایرانی بر عربی و دست یابی به پیروزی‌های بزرگ ایران در منطقه را اثبات کرد و از سوی دیگر شکست سیاست‌ها نظام‌های عربی را به نمایش گذاشت. رای الیوم افزود: ایرانی‌ها زمان شناسان خوبی هستند؛ سفر ظریف به ترکیه نمونه‌ای از این زمان‌شناسی است. تصورها این بود که بعد از کودتای نافرجام ترکیه، وزیر خارجه عربستان، اولین کسی خواهد بود که به دیدار همتای ترک خود می‌رود، ولی ایران پیش‌دستی کرد. الحیات هم به پیش‌برد اهداف ایران نسبت به مسأله‌ی سوریه در این سفر اشاره کرد. نشریه‌ی ایندیپندنت هم  رفتار روسیه و ایران را در مورد کودتا هوشمندانه دانست. این‌ها، همه، نشان از فرصتی کوتاه است که نباید آن را از دست داد.

Print Friendly
علی الماسی
علی الماسی
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم دکتری مطالعات اسلامی پژوهشگر مطالعات راهبردی

دیدگاه ها بسته شده است