سلفیه البانی، احیاگر اسلام غیر سیاسی

نویسنده: محمد جواد خلیلی

سلفیه البانی، احیاگر اسلام غیر سیاسی

 

جریان های سلفی در جهان اسلام، بعد از پیدایش به گروه های خرد و کلان بسیاری تقسیم شدند. بسیاری از این جریان ها در کلیات اشتراک نظر دارند اما به دلیل اتخاذ یک رای خاص در مسائلی مانند قدرت، حکومت، انتخابات، سیاست، تحزب، فعالیت های سازمانی و یا مشروعیت سلطان جائر به یک جریان خاص سلفی تبدیل شدند. سلفیه حرکی یا سروری، سلفیه جهادی، سلفیه مدخلی، سلفیه جامی، سلفیه البانی و دیگر انواع سلفیه، به دلیل وجود این تمایزات، شکل گرفته و از دیگر جریان ها متمایز شدند. یکی از جریان های مهم سلفی در جهان اسلام سلفیه البانی است که آن را جزء جریان های سلفی سنتی (تقلیدی) دسته بندی می کنند. این جریان با نام های دیگری مانند سلفیه علمی و یا سلفیه وهابی نیز شهرت دارد اما نام گذاری سلفیه وهابی برای این جریان، بازتاب دهنده تمام واقعیت بیرونی نیست. این جریان سلفی، توانست پایه های تئوریک سلفی هایی که گرایش های غیر سیاسی داشتند را مستحکم کند و اغلب طبقات متدین و یا توده متشرع اهل سنت را که روحیه محافظه کاری داشتند را نسبت به حفظ وضع موجود ترغیب کند. اهمیت این جریان از ناحیه علمی می باشد که غالب جریان های سلفی وهابی خصوصا در عربستان به آن اقبال نشان دادند و در زمانی که امواج گسترده انقلابی گری سنی، در حال درنوردیدن جهان اسلام بود، عربستان سعودی به خوبی توانست از فراگیری این جریان و نیز محبوبیت اش نزد توده ها برای کنترل سلفیه جهادی و اخوان المسلمین در شبه جزیره بهره برداری کند. دو جریان مهم سلفی با نام های سلفی جامی و سلفیه مدخلی از این مدرسه منشعب می شوند و به نحوی ادامه سلفیه البانی هستند اما به اعتبار مشایخ و برخی فروع اعتقادی، با هم اختلافاتی نیز دارند.

عبدالغنی عماد، نویسنده کتاب “جریان های اسلامی معاصردر جهان عرب” در بخش مربوط به جریان های سلفی، جریان البانی را این گونه معرفی می کند: این جریان یک جریان سلفی است که به اصول علمی و عملی سلف صالح که صحابه حاملان اصلی آن هستند دعوت می کند. این جریان به کار سازمانی و حزبی باور ندارد و تمرکز آن بر مسایل تربیتی و تبلیغی است و تحزب را یک بدعت می داند . این جریان به بازسازی جامعه اسلامی بر اساس دستورات سلف صالح باور دارد و خواهان پیاده شدن شریعت در جامعه و متمایل به دست یابی به قدرت به شکل غیر مستقیم است. به این معنی که با اسلامی سازی جامعه، حکومتی که از آن متولد می شود نیز قطعا یا اسلامی است یا ناگزیر به رعایت حدود شریعت است. این جریان با دولت های مدرن امروزی به هیچ وجه درگیر نمی شود و آنها را به عنوان “ولات امر” به رسمیت می شناسد.[۱] نکته جالب توجه در این جریان آن است که نظریه پرداز اصلی آن باب اجتهاد را تا روز قیامت باز می داند و راه پاسخ گفتن به سوالات دنیای کنونی را اجتهاد مستمر می داند. نظریه پرداز مهم این جریان که نام او با نام این جریان در هم آمیخته است ناصر الدین البانی است.

موسس و مبانی جریان

شیخ ناصر الدین الالبانی (۱۹۱۴-۱۹۹۹) بنیانگذار این جریان، آلبانی الاصل بود و پدرش در سال ۱۹۱۳ از آلبانی به دمشق مهاجرت کرد و در آن سرزمین اقامت گزید[۲]. او معارف اسلامی و علوم حدیث را در سوریه آموخت و بعد از اشتهار به علم و دانش با دعوت مفتی سعودی، عبداللطیف آل شیخ به دانشگاه اسلامی عربستان عزیمت نمود. شیخ در آن دانشگاه به تدریس و تحقیق مشغول گردید و توانست دانش ” اسناد” را به سیستم آموزشی دانشگاه وارد کند. در دوران او دانش حدیث و اسنادآن در جهان اهل سنت رونق بسیاری یافت. بی تردید اکثر قریب به اتفاق جریان های سلفی معاصر وامدار تلاش گسترده علمی او به عنوان یک احیاگر هستند. او با تولید ادبیات مناسب و نیز کاوش در احادیث پایه های علمی سلفیت را استحکام بخشید.

تمرکز اساسی سلفیه البانی بر مسائل علمی، تصحیح عقاید و عبادات مردم است. بدین جهت سلفیه البانی بر اصول علمی سه گانه ای که عبارتند از “التوحید” ،”التزکیه” و “الاتباع” تاکید می کنند. یکی از ویژگی های این جریان سلفی، تاکید خاص بر بخش های نظری مساله توحید است. آنان با پرداختن به انواع توحید و شرح و بسط دادن این مفهوم، سعی دارند خود را به عنوان تنها گروهی در جهان اسلام که درک صحیحی از توحید دارند، معرفی کنند. این جریان مخالفان خود را به ناتوانی در درک معنای حقیقی توحید متهم می کنند و آنان را جاهل به حقیقت توحید و مطالب عمیق علمی می پندارند.

البانی بر اساس معیار های متعدد، انواعی از توحید را معرفی می کند. این مفاهیم همگی برای عمیق شدن در مبحث توحید و خداشناسی جعل شده اند. این جریان مفاهیم الف: توحید در معرفت و اثبات، ب: توحید در طلب و قصد، ج: توحید علمی خبری، د: توحید اسماء و صفات، ه: توحید ربوبی، و:توحید الوهیت را برای توضیح مفهوم توحید ساخته است. از نظر آنان هر نوع عبادت و استغاثه، مختص ذات الهی است و شرک، ریا، نذر و قربانی برای غیر خدا، همگی با توحید ناسازگار است.

مفهوم دومی که جریان البانی به آن شهرت دارند مفهوم تزکیه می باشد. او بر این باور بود که تزکیه می تواند بهترین و نزدیکترین راه برای اسلامی کردن جامعه باشد. در اندیشه البانی تجلی تغییر در جوامع اسلامی به ثمر رساندن پروژه تزکیه است. تزکیه شامل دو بخش به نام های “تصفیه” و “تربیه” می شود. در بخش تصفیه باید علمای مسلمان با مبنا قرار دادن حدیث صحیح، کلیه کتاب های فقهی کلامی و حدیثی را پاکسازی کنند. در این مرحله علما می بایست تمام احادیث ضعیف و جعلی و اسرائیلیات را از کتاب های میراث اسلامی پاک و منزه کنند. در مرحله دوم باید بر اساس کتب پاکسازی شده، به تبلیغ و تربیت عموم مسلمانان اقدام نمایند.

این رویکرد البانی در تعامل با میراث حدیثی، نتایج متفاوتی را در حوزه های نظری و عملی رقم زده است. او در خصوص مفهوم کلی “تصفیه” می گوید: تصفیه عبارت است از ارائه اسلام ناب، بدون زوایدی از قبیل خرافات و بدعت ها که در طول قرون به آن افزوده شده است. اسلامی که بعد از فرایند تصفیه به دست می آید، همان اسلامی است که در قرون نخستین، مانند اکسیر شفابخشی عمل کرد و عرب جاهلی را بر صدر نشاند. اگر مسلمان اکنون مایل اند آن دوران باشکوه را تکرار کنند و اقدام به اصلاح امور خود نمایند، بدون در نظر داشتن تصفیه غیر ممکن است. از این زاویه او هر گونه عمل اجتماعی را بدون گام نخست بی فایده می انگارد. نتیجه این سخن آن است که او مبنای گروه های سیاسی مانند اخوان المسلمین را مردود می داند. آنان به کنش سیاسی اجتماعی پرداخته اند و با شعار “الاسلام هو الحل” به میدان کارزار شتافتند اما با توجه به اینکه اعتقادات آنان از خان تصفیه گذر نکرده است، لذا این احزاب و تشکل های اسلامگرا، راه به جایی نمی برند و در نهایت شکست شان حتمی است. البانی از همین خاستگاه هر گونه پیش دستی و عجله در مساله جهاد را رد و سلفی ها را به بردباری و شکیبایی توصیه می کند.وی معتقد است که دعوت به توحید، مقدم بر تشریع است و در تاریخ اسلام و حتی در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام ابتدا مردم به توحید و یکتاپرستی دعوت شدند، سپس نوبت به تشریع رسید. این واقعه تاریخی از نظر البانی یک دلیل مهم بر تقدم تصفیه بر سایر اعمال است.

بعد از تصفیه نوبت به تربیت و تزکیه می رسد. او می گوید تا توده مردم در جامعه به خوبی بر اساس عقاید صحیح تربیت نشوند، امکان برپایی حکومت اسلامی وجود ندارد. از نظر او نهادینه شدن عقاید در قلب مومن نوعی از بازدارندگی را ایجاد می کند و اصطلاحا او را برای

آزمون ها و فتنه ها آماده می سازد. بعد از تزکیه دیگر حب مال، حب شهوات، ترس از مرگ و دیگر مشکلات نمی تواند مومن مجاهد را از میدان خارج کند. البانی سخن حسن البنا را که می گفت: ” دولت اسلامی را ابتدا در دل های خود به پا دارید، در سرزمین ها به پا خواهد شد.” را بدون نام بردن از او نقل می نمود و در ادامه می گفت: نمی دانم چرا پیروان او (اخوان المسلمین) به این توصیه اش عمل نمی کنند. از نظر البانی شکل گیری حکومت اسلامی، بدون تصفیه و تزکیه غیر ممکن است. هم چنین تشکیل حکومت اسلامی از طریق دموکراسی یا کودتا و انقلاب یک توهم است. انقلاب یک بدعت است زیرا در زمان پیامبر چیزی به این معنا وجود نداشت و دموکراسی نیز چیزی جز کفر و فساد نیست. او تمام حکومت ها را مرتد، کافر و فاسد می داند اما آنها را مولود جامعه ای می داند که سه ویژگی فساد و کفر و ارتداد در آن متحقق است. در این هنگام او نتیجه می گیرد که اسلام به راستی با این شرایط در غربت کامل به سر می برد.

البانی تاکید می کند که جریان (دعوت) او یک جریان سیاسی نیست. کلمات قصار بسیاری با مضمون سیاست گریزی از او نقل شده است. عبارات ” سیاستِ امروز، ترک سیاست است.” و ” بیاموز قبل از آنکه گرد هم آیید.” و ” فرهنگ (دینی) قبل از تحزب” همگی به مبنای او در ترک هر گونه عمل سیاسی اجتماعی، قبل از تصفیه و تزکیه اشاره دارند. این نگاه او تمام جریان های فعال در عرصه سیاسی اجتماعی مانند سلفیه جهادی، اخوان المسلمین، حزب التحریر اسلامی و حتی جریان های مقاصدی را به واکنش وادار کرد و سیل انتقادات به سمت او سرازیر گردید. برخی روشنفکران مذهبی البانی را به انحصار طلبی دینی متهم کردند. آنان مدعی بودند که این روش البانی و قضاوتی که نسبت به فعالان اسلام گرا دارد، در ادعای او یعنی، داشتن تنها فهم صحیح از اسلام، ریشه دارد.گروه های جهادی و انقلابی تر او را متهم کردند که روش مرجئه را در پیش گرفته است. این ناقدان بر این نکته تاکید می کردند که صبر او برای تزکیه و تصفیه، نتیجه ای جز خضوع و تسلیم در برابر طاغوت و نظام های فاسد حاکم ندارد. از نظر این منتقدان، رویکرد شیخ به فعالیت های اجتماعی با محوریت اسلام، باعث درهم شکسته شدن روحیه مقاومت در جوامع اسلامی می شود. آنان برای اثبات ادعای خود به فتوای مشهور شیخ در مورد فلسطینی ها استشهاد می کنند. البانی مدعی بود بر اساس آیات مربوط به مستضعفین فلسطینی ها باید از سرزمین خود مهاجرت نمایند[۳].

سرنوشت نهایی جریان

شیخ ناصر الدین البانی یکی از علمای موثر در احیاء تفکر سلفی در دوران معاصر است. کوشش های علمی او مبانی سلفیه سنتی را سامان داد و توانست حدیث پژوهی و اخباری گری سنی را قوام بخشد. از البانی با عنوانی مانند مجدِّد و یا بخاری دوران یاد می شود. او در اکتوبر ۱۹۹۹ درگذشت و میراث او در قالب مکتوبات و تعدادی از شاگران باقی ماند. برخی شاگردان برجسته شیخ عبارتند از ابراهیم شقره، علی حلبی، سلیم الهلالی، محمد موسی نصر و مشهور سلمان که بر سر برخی مسائل گرفتار اختلاف نظر شدند. این اختلافات گاهی بر سر مسائل مالی بود و در مواقعی، رنگ و بوی فقهی یا کلامی می گرفت. این نزاع که کماکان نیز ادامه دارد به شکافی اصلی تبدیل گردید. در سال های پایانی عمر شیخ، شاگردان او نشریه ای را با نام “الاصاله”منتشر می کردند، آنان هم چنین مرکزی را در عمان پایتخت اردن با نام ” الامام الالبانی” تأسیس کردند. این دو مجموعه به اضافه شهرت علمی شیخ و برخی شاگردان اش، بروز و ظهور عینی و خارجی(متمرکز) جریان سلفی علمی بود. بعد از فوت شیخ و شکل گیری اختلاف، این جریان دو پاره شد. یک سو شاگرد برجسته شیخ، ابراهیم شقره و عده ای از اطرافیان اش و آن سو برخی دیگر که خود را با نام ” تلامیذ الالبانی ” معرفی می کردند.این تحول سبب گردید در ۱۸/۱/۲۰۰۱ مجموعه ای متولد گردد که به تاسیس مرکزی با نام ” مرکز الامام الالبانی للدراسات العلمیه و المنهجیه[۴] ” اقدام نمود. هیئت مؤسس این مرکز از شاگردان شیخ بودند و در آن، سمت های کلیدی را عهده دار شدند. سلیم الهلالی مدیر مرکز، محمد موسی نصر معاون مرکز، حسن حلبی و مشهور حسن سلمان نیز جز کادر های اصلی آن انتخاب شدند. تاسیس این مرکز به نوعی عدول از مبنای شیخ در نفی هر گونه کار تشکیلاتی بود.

کلیت این جریان کما کان بر مواضع قبلی خود متصلب می باشد. در سال ۲۰۰۰ علی حلبی از نامداران این نحله، طی بیانیه ای رسما اعلام کرد که از بعد کلامی رویکرد مرجئه را پذیرفته و به آن عمل می کند. این اظهارات در فضای انقلابی و رادیکال شده،(متاثر از حمله غرب به عراق ) تاثیر منفی بر محبوبیت و مقبولیت میراث معنوی شیخ البانی گذارد. می توان گفت این جریان سلفی به نوعی، دین ورزی توده اهل سنت که گرایش سلفی دارند را نمایندگی می کند. این جریان توانست تدین سنتی عوام الناس، در قالب عباداتی که با فرهنگ و سنت های جامعه بدوی (به ظاهر شهری) همراه است را برجسته کرده و به عنوان یک قدرت دینی غیر رسمی به نمایش گذارد. این جریان نه تنها با قدرت رسمی دینی و مظاهرش مانند سازمان فتوا، قضاوت و اوقاف، درگیر نشد، بلکه کوشید به شکل غیر مستقیم آنرا تقویت کند. این جریان به دور از تشکیلات رسمی و دسته بندی های وابسته به سیاست توانست با توده متدین رابطه طبیعی برقرار کند و با شرایط جدید در کشورهای مختلف، خود را هماهنگ سازد. این جریان با تاکید بر دو مفهوم تزکیه و تصفیه ضمن قدرت یابی غیر رسمی در جوامع اسلامی، ایده خود را در تنزیه دین از شرک و بدعت پیش برد و از همه مهم تر با سازمان های امنیتی و کنترلی نیز هیچ برخوردی نداشت. با توجه به شرایط، به نظر می رسد هر چند امواج سلفیه جهادی و اخوان سهمگین باشند اما توان به حاشیه راندن این جریان را نداشته باشند و جریان فکری البانی بتواند در مقابل اسلام سیاسی، آلترناتیوی قوی پنداشته شود.

[۱] .الحرکات الاسلامیه فی الوطن العربی ج ۱ صفحه ۹۷۸ مرکز الوحده العربیه ۲۰۱۳

[۲] .برای آشنایی بیشتر با بیوگرافی ناصر الدین البانی می توان به سایت شخصی او مراجعه کرد آدرس سایتwww.albany.net

[۳] . فتاوای البانی صفحه ۸۷ هم چنین کتابی با عنوان السلفیون و قضیه فلسطین نوشته کامل القصاب به بررسی رویکرد سلفی ها به مساله فلسطین پرداخته است.

[۴] .می توان عنوان فوق را به “موسسه امام البانی برای پژوهش های علمی و روشمند” ترجمه کرد

Print Friendly, PDF & Email
محمدجواد خلیلی
محمدجواد خلیلی
دانش آموخته حوزه علمیه قم دانشجوی دکتری علوم سیاسی پژوهشگر اندیشه سیاسی اسلامی و جهان عرب