آیندۀ مواجهه ادیان با کرونا قابل پیش‌بینی نیست

دکتر محمد مسجد جامعی با محافل دینی در گوشه کنار اروپا در اثنای کرونا ارتباطاتی داشته است و بر اساس آن مواجهه الهیات با کرونا را مواجهه ای چندلایه، با شیوه های متفاوت می داند که از عمیق ترین و متفاوت ترینِ این مواجهات، آن چیزی است که در ایران رخ داده است. این مواجهه و جهانِ ادیان پس از شیوعِ کرونا موضوعِ مصاحبه ای است که در ادامه خواهید خواند.

در اثنای شیوع کرونا یکی از مباحث مهم در میان صاحبنظران مختلف، ارتباط میان الهیات و کرونا و گره‌های موجود در این بین بود، برخی از افراد این ارتباط را به ارتباط میان شرور و آفاتِ آن در علم کلام نسبت دادند و برخی از منظر فقه و احکام فقهی به آن پرداختند. به نظر جنابعالی شیوه مواجهه ادیان، مسیحیت، اسسلام و مذهبی مانند مذهب شیعه با کرونا چگونه است؟

مسئله کرونا عمومی‌تر و عام‌البلوی‌تر از مسأله شیعه و مسیحیت است و موضوعی جدی در جهان کنونی است که به شکل یک پدیده دفعی نمودار گشت و به سرعت هم گسترش پیدا کرد و به اعتباری همه را غافلگیر کرد.

این کلمۀ همه را با دقت می‌گویم، چراکه همه دوستانی که در ایتالیا، و اتریش و آلمان و فرانسه و هلند و حتی در کره هستند، گفتند کرونا بسیار غافلگیر کننده بود.  پس از این غافلگیری ابتدائی، بخش های مختلف، شروع به واکنش نشان دادن کردند و دین هم طبعاً واکنش خود را داشت.

این که واکنش دین به کرونا چگونه بود می‌باید در تفکیکی جزئی تر بیان شود. من از شرق شروع می‌کنم. در این بخش از زمین بودیست‌ها یا شاخه‌های مختلف بودیستی و دیگر ادیان آسیایی، از ژاپن و کره گرفته تا منتهی الیه قلمرو بودیستی در آسیا همچون سریلانکا، واکنش ها و به عنوانی نقطه نظرها همگی همان نقطه نظرهای دولت‌های مرکزی‌ کشورهایشان بود یعنی هیچ حرفی، هیچ سخنی متفاوت با آن چه که دولت‌هایشان می‌گفتند، نداشتند.

در همان مسیرمان از شرق به غرب، هندوئیسم هم به همین صورت بود. فقط تنها نکته‌ای که در مورد آنها وجود دارد این است که هندوئیسم کاملا یک دین درون هندی است و دولت موجود در هند گرایش افراطی هندویی دارد؛ لذا می‌شود گفت اگر دولتی غیر دولت این آقای نارندرا مودی و حزب بهاراتیا جاناتا که یک حزب افراطی است بر سر کار می‌بود، احتمالاً تنش‌هایی بوجود می‌‎آمد. ولی با توجه به این که این دولت، راست‌گرا و هندوئیستی است، هندوها هم مشکلی با سیاستهای دولت مرکزی نداشتند. بیان این نکته بدان علت است که عموماً هندوها مانند بودایی‌ها مطیع نیستند و افکار و ایده‌های خاص خود را دارند.

در مورد مسلمان‌ها هم، اهل‌سنت، کرونا را به عنوان یک واقعیت پذیرفتند و از مالزی و اندونزی گرفته تا ترکیه و بالکان، کم و بیش همان نقطه نظر را داشتند و در رعایت نکات و دستورالعملهای مطرح شده، همان مسائلی را رعایت کردند که دولت‌هایشان تعیین کرده بودند. البته این به معنای نفی مقاومت‌های حداقلی نیست، چرا که در همان ابتدای شیوع، خارج از توصیه‌های دولتی، مثلاً نمازجماعتی را تشکیل می‌دادند که اتفاقاً مشکلات زیادی را هم ایجاد کرد. این جریان هم در هند اتفاق افتاد و هم توسط گروه کوچکی، ده نفره، در جنوب ایتالیا که پلیس با آنها برخورد کرد. ولی در مجموع اهل سنت با سیاست‌های دولت‌های مرکزی موافق بودند، اگرچه برخی از تعطیلی مساجد و عدم برگزاری نماز جماعت و خصوصاً نماز تراویح ناراحت بودند و انتقاد می‌کردند.

یهودی‌ها هم اکثر قریب به اتفاق‌شان به نقطه نظرات دولت‌ها چه در داخل و چه در بیرون اسرائیل ملتزم شدند. ولی در بین آن‌ها یهودی‌های ارتدوکس‌منش که به آن‌ها می‌گویند یهودیان ارتدوکس، در اسرائیل عَلَم مخالفت برداشتند و توصیه ها را رعایت و متابعت نکردند که به درگیری با پلیس انجامید. در امریکا برخی از هم یهودیان همچون کلیساهای انجیلی، مقاومت‌هایی کردند.

برای مثال یکی از خاخام‌های یهودی حدود یک ماه پیش در آمریکا فوت شد وتعداد قابل توجهی از یهودی‌ها به مراسم تشییع و تدفین او در نیویورک رفتند که این موضوع شهردار نیویورک، آقای بیل دی بلازیو را به شدت عصبانی کرد.

در مورد مسیحی‌ها بحث مفصل است؛ شاخه‌های اصلی‌مسیحی‌ یعنی کاتولیک ها و ارتدکس ها و پروتستان‌های اروپایی و شاخه‌های مسیحیان شرقی، که در منطقه بزرگ خاورمیانه هستند، مانند قبطی‌ها و کلدانی‌ها و آشوری‌ها و ارمنی‌ها هیچ نوع مسأله‌ای با رعایت پروتکل‌ها نداشتند.

اما کلیساهای مسیحیت اوانجلیکال که خیلی هم متنوع هستند مقاومت بسیاری از خود نشان دادند. این گروه ها بیشترین مقاومت را در قبال توصیه‌ها و اقداماتی که توسط دولت‌ها یا سازمان‌هایی مثل بهداشت جهانی می‌شد، انجام دادند. جرالد گلن کشیش کلیسای انجیلی ایالت ویرجینیای آمریکا در سخنرانی خود می‌‌گفت: خداوند بزرگتر از کرونا است و علیرغم این که مقامات منطقه ویرجینیا گفته بودند که تجمع بیش از ده نفر ممنوع است، آنها اجتماعات خود را داشتند. این آقا چند روز پس از مطالبی که گفته بود، بر اثر کرونا فوت شد. این تنها مورد در این بخش نیست و موارد زیادی در آمریکا است که در قبال بستن کلیسا مقاومت کردند و با شعارها و بیانیه‌های مختلف خود گفتند که کلیسا تا آمدن مجدد مسیح باز خواهد بود و کسی نمی‌تواند آنها را تعطیل کند. دو رئیس‌جمهور متمایل به اونجلیست‌ها، یعنی ترامپ و بولسورانو در برزیل، کم‌وبیش چنین موضعی داشتند.

مقاومت کلیساهای اوانجلیکال مختصِ به کلیساهای درونِ امریکا هم نیست. یکی از دوستان آلمانی من که کشیشی است در تانزانیا می‌گفت در این جا هم کلیسای اوانجلیکال مرتب سروصدا می کند. با این که تانزانیا از جمله کشورهایی بود که قرنطینه نشد. او می‌گفت اهالی این کلیسا مرتب شعار می‌دهند که ما مراسم‌مان را خواهیم داشت.

چنین اتفاقاتی در همان ابتدای شیوع، در کره هم رخ داد و حدود ده هزار نفر، در همان روزهای نخست به این بیماری مبتلا شدند که پنج هزار نفر آن مربوط به یک کلیسای اوانجلیکال بودند. به هر صورت در میان ادیان، رفتار این گروه کاملاً با باقی متفاوت بود. بنا به گفته اساتید کره‌ای که آنها را می‌شناسم، دولت نیز اینان را تحمل می‌کرد و می‌کند.

در ادیان شرق مباحثی همچون تناسخ و چرخه کارما در بطن انتخاب ها وجود دارد که سبب می‌شود مصیبت‌ها و ابتلائات راجزو تقدیر خدا بدانند و از آن استقبال هم کنند. آنها اعتقاد دارند که فرد هر چه سختی بیشتری بکشد، آن را از روحِ قبلی خود کشیده است و مصیبت های امروز در فرایند تناسخ بعدی موجبات راحتی فرد در ادامه خواهد بود. آیا چنین تفکراتی در مواجهه آنها با کرونا تأثیرگذار بود؟

این سوال به یک مقدمه احتیاج دارد و آن مقدمه این است که در ایران تصورات افراد در مورد ادیان خیلی تئوریک است. یعنی درست است که این مسائل به صورت تئوریک مثلاً در آیین بودا وجود دارد ولی آیین بودایی که در حال حاضر وجود دارد در صحنه عمل فاقد این چنین تفکری است. و یا لااقل این تفکر اهمیت چندانی ندارد.

آقای پرفسور پارک که رئیس فدارسیون بودایی‌های کره جنوبی است در ایّام ماه مبارک رمضان که با او صحبت کردم، می‌گفت که هم در بین ما و هم در مناطق دیگر بودایی همچون چین و تایلند و کامبوج و لائوس بوداییان نسبت به توصیه‌ها و اوامر دولت کاملا مطیع بودند و معابد خود را بستند. اما بخشِ دیگر صحبت ایشان که بسیار جالب بود این است که  کرونا یک نوع مجازات طبیعت است، مجازات محیط زیست است. این عین حرف همین آقای پرفسور پارک است. او گفت از نظر ما کرونا به دلیل تصرفات غیرعلمی، غیرعاقلانه و فراتر از ظرفیت محیط زیست به وقوع پیوسته است و این در واقع پاسخ طبیعت به رفتار بشر است که به انسان برگشته است.

آنچه من اطلاع دارم و خروجی محافل بودیستی است چنین نتایجی است؛ که البته با مسائل تئوریک آنها متفاوت است. آن بودیسمی که در حال حاضر فعال است، خیلی تحت تأثیر آن تصوراتی که شما می‌گویید، نیست.

فرضیۀ دیگری که در این باره در محافل دینی مطرح شد، موضوع پاسخ خشمگینانه خداوند به گناه های بشر است و کرونا به خشم خداوند تعبیر شد. آیا در مجامع مسیحیت چنین رویکردی مطرح بود؟

بله. یک چنین نگاهی به این قضیه وجود داشت. به آن معنادهی می‌کردند و برخی از آنها و خصوصاً اونجلیکال‌ها کرونا را به بلای عمومی ناشی از خشم خداوند تعبیر می‌کردند اما مثلاً کاتولیک‌ها چنین دیدگاهی نداشتند و موضع پاپ چنین نبود.

دلیل این عدم جمعبندی را در چه عاملی می دانید؟

به نظرم پاپ چند بار این رویکرد را نقد کرد. پاپ هم یک شخص نیست، او رهبر مجموعه کلیسای کاتولیک است و اتفاقاً در برابر نظریه خشم خداوند خشم و انتقام طبیعت را مطرح کرد.

به هر حال خشم خدا را گروهی به کار بردند که عموماً متعلق به کلیسای اوانجلیکال هستند، متعلق به شاخه‌های ارتدوکسی یا کاتولیکی نیستند. البته همه اونجلیکال‌ها هم، چنین نیستند.

در تعالیم اسلام آموزه های مستقیمی در ارتباط با سلامت جسم و بهداشت وجود دارد؛ از نحوه غذا خوردن تا رعایت بهداشت های فردی. آیا در مسیحیت هم چنین توصیه‌ها و آموزه‌هایی برای مؤمن وجود دارد؟

در مسیحیت خیر، اما در یهودیت چنین مباحثی وجود دارد. چرا که اصولاً مسیحیت یک دین شریعت‌مدار و شریعت ‌محور نیست. شریعت بدان معنی که در اسلام یا در یهودیت وجود دارد، اصلاً در مسیحیت وجود ندارد. به اصطلاح یک سری کدهایی وجود دارد که آن‌ها لازم الاجرا است؛ مثل مسأله ازدواج و طلاق و وسائل جلوگیری از حاملگی و یا احیاناً مسأله سقط جنین و یا همین چیزی که امروز به مرگ شیرین تعبیر می شود. اما به طور کلی می‌توان گفت به اعتباری مسیحیت یک نوع اعتراضی است بر شریعت‌مداری آئین یهود .

شیوه مواجهه علمای دینی با کرونا هم بخش دیگری از مسئله الهیات و کرونا است. مثلاً در ایران مراجع تقلید بیانات و موضع‌گیری‌هایی داشتند. در بدنه حوزه‌های علمیه هم اتفاقات به شکل دیگری رخ داد و عده‌ای بیمارستان‌ها شروع کردند به خدمت کردن به مردم و قضایایی از این دست که به حرکت‌های جهادی از آن تعبیر شد و عده ای دیگر قدری مخالف محدودیتهای موجود بودند. تفسیر شما از این مواجهه در حوزه و روحانیت شیعی چگونه است؟

تا آنجا که می‌دانم موضع مراجع و بزرگان در قم همچون شهرهای دیگر، هماهنگ با پروتکل‌ها و توصیه‌های دولت و ستاد کرونا بود. البته در اوائل که خطر و جدی بودن موضوع چندان روشن نبود، کسانی بودند که مخالف بسته شدن به ویژه حرم‌ها بودند، اما این جریانی طبیعی بود و بعدها آن‌ها هم واقعیت‌ها را پذیرفتند.

و اما در مورد خدمات ارائه شده، این به ویژگی‌های استثنایی جامعه ایران باز می‌گردد. اصولاً جامعه ایران در مقایسه با سایر جوامع، جامعه متفاوتی است. نقاط قوت و ضعف‌اش هم متفاوت است. نوع فداکاری و ایثارش هم متفاوت است. نوع فعالیت خادمانه و ایثارگرانه پزشکان، پرستاران و طلاب و همه کسانی که خدمات پزشکی و یا خدمات پس از فوت را ارائه می‌دادند، واقعاً تعجب‌انگیز بود. اینکه علی‌رغم تمامی مشکلات و تحریم‌ها درصد شفایافتگان در ایران در مقایسه با کشورهای دیگر یکی از بالاترین‌ها است، به واقع تحسین برانگیز است. متأسفانه گزارش‌های مستند در این زمینه کم وجود دارد و این یکی از افتخارات بزرگ ملت ما است. چه در زمینه گزارش‌های پزشکی و چه گزارش‌های خدمت‌رسانی‌های این چنینی که طلاب در آن نقش بزرگی داشتند.

آیا نوعِ نگاه به مباحثی چون توسل و شفاعت در مسیحیت، به سان شیعیان وجود دارد؟ این مباحث در مواجهه با کرونا به نظر می رسد که مورد توجه مجدد قرار گرفته بود، چه در مقام نفی و چه در مقام اثبات.

مسیحیت کاتولیک در این نوع آموزه‌ها به شیعه خیلی نزدیک است. چنان‌که برای ما افراد صالح یا امامزادگان زیاد هستند برای کاتولیک ها هم قدیسین‌شان زیاد هستند. تا چند دهه‌ی گذشته مخصوصاً تا قبل از جنگ دوم و یا بهتر بگوییم تا قبل از قرن بیستم، کاتولیک ها با این نوع توسلات و با این نوع شفا خواستن‌ها آشنا بودند. مثلاً در لهستان یا در پرتغال و یا فرانسه و ایتالیا مکان‌های مقدسی برای این توسلات داشتند. مسیحی‌های منطقه‌ی خاورمیانه و مثلاً قِبطی‌ها هم چنین تفکراتی دارند و حتی ارمنی‌ها و عموم شاخه‌های مسیحیت شرقی هم به شفاعت و توسل معتقدند. ارتدکس‌های بیزانسی، یعنی ارتدکس‌هایی که در منطقه‌ی روسیه و شرق اروپا هستند، آن‌ها هم با این مسائل مأنوس اند ولی الان بین ‌آن‌ها هم کم‌رنگ شده و دیگر کم و کیفش قابل مقایسه‌ای با آن کم و کیفی که در بین شیعیان یا در بین شیعیان ایران وجود دارد، نیست، اگرچه کم و بیش وجود دارد. اتفاقاً در این ایام هم تا اندازه‌ای فعال شده است، اما نه آن‌گونه که برخی تصوّر می‌کنند که اغراق‌آمیز است.

جامعه دینی ایران به نحوی به علت شیوعِ کرونا از شهر قم موقعیتی مشابه جامعه مسیحیان در اروپا به علت رواج بالای شیوعِ کرونا در ایتالیا که قربانی های زیادی هم گرفت داشت و شبهاتی مطرح شد که چرا مرکزهای دینی این‌طوری گرفتار شدند؟ یا چرا خدا از خودش دفاع نمی‌کند و سوالاتی از این قبیل. تحلیل شما در این باره چیست؟

این ها در واقع نوعی فانتزی ایرانی است. اصلاً ذهن ایرانی‌ها یک مدل خاصی است و گاهی خیلی مشکل است فهمیدن این‌که مطالب را چگونه درمی‌یابند و با یکدیگر می‌آمیزند و نتیجه می‌گیرند. اما این حرفها را اولین بار است که می شنوم.

ایتالیا در افکار عمومی اروپائیان و بلکه جهانیان مرکز مسیحیت نیست. شهر رم و واتیکان چنین است و نه کل ایتالیا. مضافاً که مرکز کرونا در شمال ایتالیا بود و نه رم که در مرکز آن است و نه جنوب که عملاً مذهبی‌تر هستند.

آیا در میان جامعه مسیحیان چنین سوالاتی ایجاد نشد؟

در ابتدا بگذارید وضعیت کلیساهای کشور ایتالیا را در پس از شیوع ویروس کرونا ترسیم کنم. کلیساها در ایتالیا بر دو نوع هستند؛ کلیساهای عموماً بزرگ و یک سری کلیساهای محلی که در محلات دایر هستند. در دوره شیوع کرونا، کلیساهای بزرگ بسته بود و حتی کلیسای سن پیترو موجود در داخل واتیکان؛ ولی کلیساهای محلات باز بود، هرچند در آن مراسمی برگزار نمی شد و افراد با رعایت نکات بهداشتی، به کلیسا می‌رفتند و دعا می‌کردند.

در مورد ایتالیا حدود سی درصد از کلیساها حتی در اوج کرونا که خیلی هم شدید بود، دایر بودند؛ ولی شرکت کنندگان موظف بودند که هم ماسک داشته باشند هم دستکش. و در فاصله‌ی سه متری از یکدیگر می نشستند. امروز البته مراسم توسط کشیش برگزار می‌شود و محدودیت کم شده است. هرچند شرکت‌کنندگان باید با فاصله بنشینند و بسیاری از سالخوردگان از طریق مجازی و از منزل مراسم کلیسایی را بجا می‌آورند.

دقت داشته باشید که کرونا در ایتالیا از لومباردیا شروع شد یعنی از شمال ایتالیا نه از رم که مرکز ایتالیا و به‌اصطلاح مرکز مسیحیت است. هنوز هم بیشترین تعداد افراد آلوده را لومباردیا و استان پیه‌مونته، دارد. به نظرم این برخاسته از یک ذهنیت خاص و عجیب و غریب است که این مسائل را اینگونه که شما فرمودید، مطرح می‌کنند.

کلیساهای سایر کشورها هم وضعیت کلیساهای ایتالیا را دارند؟

در کشوری مانند آلمان هنوز کلیساها در همه ایالت‌ها باز نیستند ولی در همان تعداد کلیسایی که باز شده، هنگامی که فرد بخواهد در مراسمی شرکت کند باید قبلاً تلفن کند و بگوید من در چه ساعتی می‌آیم که برایش جایش را رزرو کنند. به این دلیل که اگر مورد مبتلایی یافت شود، قابل پیگیری باشد.

آیا در محافل دینی در مورد جهانِ پساکرونا طرح بحثی با کشیش ها و دوستان مسیحی خود داشته اید و آیا باب صحبت در چنین موضوعی گشوده شده است؟

بله درباره پساکرونا آن مقداری که من می‌دانم و مکرر هم با مقامات دینی مسیحی و احیاناً بودایی، صحبت کرده‌ام همین مسأله را هم سؤال کردم؛ به‌طور خلاصه این بحث مطرح است که ما هنوز وسط ماجرای کرونا هستیم، بنابراین پیش‌بینی این‌که وضع دین در پساکرونا چه خواهد بود کار مشکلی است، البته این‌ نقطه‌نظر مقامات دینی اروپایی است و باید با کشیش‌ها یا اسقف‌های غیراروپایی هم صحبت بشود.

اما برای پیش بینی می توان گفت که کرونا بیشتر تأثیرش را احتمالاً در مناسک و مراسم دینی میگذارد. البته اگر در کوتاه مدت، مسئله کرونا بتواند جمع بشود، پی‌آمدهای زیادی را احتمالاً ایجاد نکند؛ اما اگر اینگونه نباشد طبعاً تأثیرات عمیق خود را باقی خواهد گذاشت. و این تأثیرات عمیق در مسیحیت می تواند بسیار تأثیرگذار باشد و بسیاری از مراسم کلیسایی را تحت تأثیر قرار دهد.

بسیاری از اعمال مسیحیت مانند مثلا نماز جمعه مسلمانان نیست که جایگزین داشته باشد و فرد بتواند خودش نماز ظهر خود را به‌جای نماز جمعه بخواند. مثلاً اگر کشیشی مراسم را اجرا نکرد فرد نمی تواند به‌طور شخصی آن عبادت را انجام دهد به نحوی که دارای همان اعتبار باشد. بنابراین اگر جریان کرونا ادامه پیدا کند وضعیت بسیار تغییر می کند. مخصوصاً که در یکی دو دهه اخیر تمایل به دین فردی در میان کاتولیک‌های اروپایی به شدت تقویت شده است. این جریان را دلائل زیادی است و آنچه آن را تشدید کرد مسئله کودک‌آزاری کشیشان بود که اخیراً رسانه‌ای شد. البته اصل موضوع به افزایش تمایلات «فردگرایانه» اروپائیان کنونی بازمی‌گردد که به عنوانی در حال تقویت هم هست. بسیاری از آنها می‌خواهند دین خود را داشته باشند و بی‌واسطه اعمال دینی خود را انجام دهند.

Print Friendly, PDF & Email