بیوگرافی ابومصعب السوری

مانند بسیاری دیگر از جهادی‌های با سابقه، السوری از نام‌های جعلی زیادی استفاده کرده است. این امر حاکی از تلاش او و باور به لزوم ناشناس بودن است. به گفته خود او، اسم او مصطفی ابن عبدالقادر ست مریم نصار است. گاهی هم از او با نام مصطفی الرفاعی یاد می‌شود.

از القاب و کنیه‌های او مهم‌ترینش ابومصعب السوری است. مشهورترین نام جعلی او عمر عبدالحکیم است. ابوالعبد، ابوعابد آل روبیو، ابوفاطمه، نورالدین، خالد بن العابدین و ابوعبدالله دیگر القاب و کنیه‌های جعلی او هستند.

السوری در ۱۹۵۸ در خانواده‌ای از طبقات متوسط جامعه در شهر حلب متولد شد. احمد الرفاعی پدر بزرگ السوری رهبر طریقه معروف صوفی بود. به اعتقاد نسب شناسان حلب، الرفاعی مستقیماً فرزند امام قاسم بن موسی الکاظم بود. او در ۱۹۷۶ در سن ۱۸ سالگی دیپلم خود را دریافت کرد و بعد در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه حلب ثبت نام کرد. در همان سالهای تحصیل او در دانشگاه اخوان المسلمین سوریه کمپین بزرگی علیه رژیم سوریه به راه انداخت. این اعتراضات به خشونت کشیده شد. السوری گوید که در حدود ۱۹۸۰ یک بیداری در او رخ داد. او هنوز درسش را تمام نکرده بود که تصمیم گرفت با چند تن از آشنایان به الطلیعه المقاتله که یکی از شاخه‌های نظامی اخوان المسلمین سوریه بود بپیوندد. پس از شرکت در چند عملیات خشونت بار، سلول او توسط رژیم کشف و بسیاری دستگیر شدند. او و بسیاری از اعضای الطلیعه تصمیم گرفتند که به اردن منتقل شوند. او در اردن به رتبه‌های بالای سازمان اخوان المسلمین رسید. به  دلیل وجود رقابت بین سوریه و همسایگانش، معارضان سوری نسبتاً بدون محدودیت می‌توانستند در اردن و عراق فعالیت کنند. السوری در عملیات ویژه، تکنیک‌های نبرد چریکی و مهندسی مواد منفجره دوره دید. به خاطر مهارتهایش او مربی نظامی و بعدها عضو فرماندهی نظامی اخوان سوریه در بغداد شد. در ۱۹۸۱ یا ۸۲ با گروهی کوچک از جهادی‌های سوری به قاهره رفت و در آنجا دوره‌های امنیتی و اطلاعاتی را گذراند. در سال ۱۹۸۲ عازم حج شد و تلاش کرد تا در دانشگاه مدینه ثبت نام کند اما  به دلیل اینکه به عنوان عضو شناخته شده اخوان المسلمین بود مورد پذیرش قرار نگرفت. تا اینکه فرصتی برای تحصیل در اروپا برای او حاصل شد و او به فرانسه رفت و در دانشکده مهندسی ثبت نام کرد تا تحصیلات خود را کامل کند. در ۱۹۸۵ در پی دعوت آشنایان و بستگان او به اسپانیا رفت و تجارت واردات و صادرات کوچک خود را شروع کرد. در۱۹۸۷ السوری و پنج نفر دیگر از هم‌قطاران سوری او عازم پیشاور و افغانستان شدند. در افغانستان او با عبدالله عزام پدر افغان العرب و از بنیان گذاران القاعده دیدار و همراهی داشت. با گذر زمان ایده جهاد در سوریه کمرنگ‌تر شد و جای خود را به جهاد در افغانستان و دیگر حرکت‌های پان اسلامی در دیگر نقاط داد. او در چند اردوگاه آموزشی القاعده به عنوان مربی فعالیت می‌کرد. او با اسامه بن لادن دیدار داشت و در سازمان او از ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۲ فعال بود. در این زمان او به عضوی عالی رتبه در القاعده تبدیل شد و به نمایندگی از اعضای سوری القاعده عضو شورای آن شد. او در ۱۹۹۲ به اسپانیا برگشت. از عللی که سبب شد السوری افغانستان را ترک کند درگیری‌ها و نزاع‌های داخلی بین جنگاوران افغان بود. مسئله دیگر کششی بود که در دیگر مناطق احتمالی برای جهاد مانند الجزایر پیدا شد. در ۱۹۹۴ به لندن رفت و در آنجا عضو فعالی از تشکیلات رسانه‌ای اسلام‌گرایان الجزایر « GIA» شد و برای چند مجله جهادید در اروپا مطلب می‌نوشت. او در لندن با ابوقتاده فلسطینی که بعدها رهبر معنوی القاعده در اروپا شد نیز ارتباط و تعامل داشت.

در ۱۹۹۵ السوری و بسیاری دیگر از جهادی‌های مقیم لندن از جنایت‌های خونین تروریستی در الجزایر و نقش « GIA» در آن ناراضی بودند. السوری تصمیم گرفت رابطه خود با رسانه این سازمان را قطع کند. او مرکز رسانه‌ای خود را با نام «دفتر مطالعات چالش‌های اسلامی» تأسیس کرد. در سال ۱۹۹۷ پس از اینکه طالبان قدرت را در کابل به دست گرفت السوری مصمم شد تا مجدداً به افغانستان بازگردد. السوری در افغانستان روابط نزدیکی با دولت طالبان برقرار کرد. او یک رساله مفصل درباره دستاوردهای نوشت و در آخر ارزیابی او این بود که حکومت طالبان با وجود برخی کاستی‌ها باید به عنوان امارت اسلامی واقعی و تنها دولت اسلامی راستین بر روی زمین شناخته شود و این تکلیف هر مسلمانی است که به افغانستان مهاجرت کرده و برای امارت اسلامی بجنگد.

در سال ۲۰۰۱ پس از  سقوط کابل السوری با دیگر باقیمانده‌های القاعده مجبور به فرار بودند. وی در این مدت به مناطق مختلفی نقل مکان کرد و شدیداً تحت تأثیر شرایط امنیتی این دوران قرار گرفت. از سال ۲۰۰۲ او هیچ کاری جز مطالعه و نوشتن نداشت. او همیشه نگران این بود که نتواند کار نگارش مهم‌ترین اثر زندگیش کتاب دعوه المقاومه الاسلامیه العالمیه را به پایان رساند بخصوص پس از اینکه دولت امریکا برای سر او جایزه بزرگی تعیین کرد. در نوامبر ۲۰۰۴ دولت امریکا اعلام کرد که جایزه‌ای ۵ میلیون دلاری برای کسی که اطلاعاتی درباره السوری در اختیار بگذارد که به دستگیری او منجر شود قرار داده است و بر نقش محوری  او در تروریسم بین‌الملل تاکید کرد. در نتیجه او تصمیم گرفت تا پیش از دستگیر شدن به انتشار کتاب خود پیش از بازخوانی و ویرایش نهایی مبادرت ورزد. بنا به گزارش‌ها السوری در نوامبر ۲۰۰۵ در کویته پاکستان دستگیر شد.[۱]

[۱] -منابع این یادداشت در نزد نویسنده موجود است.

Print Friendly, PDF & Email
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی