الشباب و القاعده

القاعده پیش از یک دهه در مناطق مختلف حضور داشت و ارتباط با آن به توسعه الشباب نیز کمک می‌کند. گفته می‌شود که القاعده در زمینه‌های مختلف تهیه انواع سلاح و ساخت بمب و نیز حمایت‌های مالی پشتوانه الشباب است. این حمایت نشانگر آن است که رابطه نزدیکی بین الشباب و القاعده در گسترش حرکت خود در خارج از سومالی وجود دارد.

در سال ۱۹۹۳ هنگامی که پاکستان تحت فشار قرار گرفت تا نیروهای جهادی متعدد که پس از جنگ افغانستان در پاکستان ساکن شده بودند را اخراج کند، بسیاری از آنها به سودان که در آن پایگاه القاعده وجود داشت نقل مکان کردند. این مبارزان از سودان به سومالی تردد داشتند. به منظور ایجاد پایگاهی در سومالی، القاعده تیمی را از پاکستان به سومالی اعزام کرد تا از آنجا اقدام به بیرون راندان امریکایی‌ها نمایند. اولین گروه از نیروهای عملیاتی از یک تیم دوازده نفره تشکیل شده بود که مأموریتشان راه اندازی یک پایگاه و حمایت از اسلام‌گرایان محلی در سومالی و اوگادن بود. در بدو ورود، سه اردوگاه آموزشی برقرار شد. ارتباطات با خارطوم جایی که از آن دستورالعمل‌ها دریافت می‌شد، و نیز با اعضای القاعده در اردوگاه‌های افغانستان حفظ شد. هماهنگی برای حمل هوایی نیروهای ماهر لوجستیک این تیم از طریق فرودگاه ویلسون در نایروبی، سپس انتقال دریایی از طریق لامو در کنیا و بعد حرکت زمینی از جیبوتی از مسیر اوگادن، انجام شد. تیم‌های مشاوره از افغانستان و پاکستان اعزام شدند با این مأموریت که جای پایی در شاخ افریقا برای خود به وجود آورند. نیروهای عملیاتی اعزام شده از سوی القاعده به جهادیون سومالی تاکتیک‌های جنگ چریکی را آموزش دادند و خود نیز در نبرد علیه آمریکا مشارکت داشتند.

بیشتر نیروهای القاعده در سال ۱۹۹۶ در زمانی که القاعده دوباره در افغانستان جمع شد سومالی را ترک کردند. البته برخی باقی ماندند و در پشت صحنه هسته کوچک اما توانمند القاعده شرق افریقا را شکل دادند که از سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۸ بیشترین فعالیت را داشت. اقدامات آنها با بمب‌گذاری سفارت‌ها در نایروبی و دارالسلام در سال ۱۹۹۸ به اوج خود رسید. موگادیشو در برنامه القاعده شرق افریقا یکی از پایگاه‌های اصلی بود، اما درعین حال مرکز آن به نایروبی منتقل شد.

با شکست اتحادیه دادگاه‌ها و ظهور الشباب در ۲۰۰۶، القاعده نیز حمایت خود را معطوف آن کرد. در سال ۲۰۰۷ ابویحیی اللیبی یکی از ایدئولوگ‌های القاعده ویدئویی در حمایت از الشباب منتشر کرد با نام «الی جیش العسره». بررسی ۴۱ بیانیه القاعده در سال ۲۰۰۷ که تقریباً در نیمی از آنها از سومالی نام برده شده است، نشان می‌دهد که جایگاه استراتژیک سومالی در رسانه‌های جهادی برجسته‌تر شد. اصطلاح جیش العسره که اللیبی استفاده کرد اشاره به جنگ تبوک دارد که در این جنگ پیامبر علیه سپاه بیزانس جنگید. این لشکرکشی طولانی و دشوار جیش العسره نامیده شد. از آن پس الشباب لوگوی سازمان خود «جیش العسره فی السومال» را از همین عبارت اللیبی گرفت. در واقع این واکنش مثبتی از سوی الشباب نسبت به پیام یکی از رهبران ارشد القاعده بود.

از زمانی که ابو زبیر به رهبری الشباب رسید نیروهای خارجی وابسته به القاعده مرکزی را در سمت‌های بالا منصوب کرد. در تمام مدت نبرد خود با اتیوپی‌ها، الشباب معمولاً با همان روش‌های متعارف چریکی به مبارزه می‌پرداخت، اما از سال ۲۰۰۸ به بعد و پس از نزدیک شدن به القاعده آنها بیشتر از عملیات انتحاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده کردند. این عملیات در ابتدا نیروهای دولت انتقالی فدرال و ساختارهای داخل سومالی را هدف قرار می‌داد اما بعداً نیروهای غیرنظامی بین المللی نیز در میان اهداف آنها قرار گرفتند. عملیات انتحاری در سومالی ناشناخته بود و اینها از زمان نفوذ القاعده پیدا شد.

وابستگی ایدئولوژیک الشباب به القاعده به وضوح حاکی از رویکردی سختگیرانه نسبت به درگیری داخلی در سومالی است و  گفتگوهای صلح را با مشکل مواجه می‌کند. در سطح دیگر، ارتباط با القاعده به الشباب کمک می‌کند تا دسترسی به منابع و نیروهای عملیاتی مورد نیاز را داشته باشد و با جهادی‌های همفکر در دیگر بلاد ارتباط داشته باشند. القاعده هم بی‌میل نیست که امارتی اسلامی در شاخ افریقا تأسیس کند و از آن به عنوان زمینه‌ای ایده آل برای نزدیکی به شرق افریقا و شبه‌جزیره استفاده نماید. البته علنی شدن این ارتباط با القاعده سبب تقویت دشمنان الشباب در داخل سومالی و افزایش فشارهای شبکه‌های حقوقی شرق افریقا بر آنها می‌شود.

Print Friendly, PDF & Email
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی