به قدرت رسیدن زیادباره

در  ۲۱ اکتبر ۱۹۶۹ نیروهای نظامی به رهبری ژنرال زیادباره حکومت دموکراتیک عبدالرشید علی شارمارک را پس از ترور او ساقط کردند. حکومت جدید به سرعت سوسیالیسم علمی را برگزید و همه شرکتهای خصوصی را ملی کرد تا عملاً منابع و مردم را در خدمت پروژه‌های دولتی که به نفع سیاستمداران بود به استثمار گیرند.

شعار اصلی دولت این بود که قبیله‌گرایی سبب تفرقه است در حالی که سوسیالیسم وحدت می‌آفریند. دولت سوسیالیست جدید با قطع نظر از تبار و قبیله فرصت حضور در دولت را برای همه فراهم کرد، مشروط بر اینکه در دولت قبلی سمتی نداشته باشند.

پس از جنگ جهانی دوم اتیوپی، کنیا و کلونی‌های تحت سلطه فرانسه هم‌پیمان امریکا بودند و امریکا مایل نبود رابطه خود را با سومالی خراب کند. اما در نهایت این شوروی بود که موفق شد سومالی را به خود جلب کند، زیرا شوروی خواسته سومالی که تأمین سخت افزار نظامی برای حمایت از سومالی‌های ساکن کنیا و اتیوپی بود را تأمین می‌کرد. رویای سومالی بزرگتر و قوی‌تر با حمله زیادباره به اتیوپی در ۱۹۷۷ برای آزادسازی منطقه اوگادن سومالی‌نژاد به تحقق نزدیک‌تر شد.  پس از این حمله، شوروی تغییر نظر داد و در کنار اتیوپی ایستاد. کوبا، آلمان شرقی، لیبی، یمن جنوبی و شوروی همه در جانب اتیوپی ایستادند. طبیعتاً در آن شرایط دشمن شوروی دوست امریکا بود پس سومالی در ۱۹۷۸ به امریکا پیوست. هزینه‌های این جنگ برای هر دو کشور فقیر سنگین بود. حملات نیروهای جدید اتیوپی و فشارها سبب شد تا زیادباره عقب نشینی کند و در ۹ مارس ۱۹۷۸  در نهایت اتیوپی موفق شد و ارتش سومالی اوگادن را ترک کرد در حالی که ارتش سومالی تحقیر شد و تقریباً یک سوم نیروهایش کشته یا اسیر شده بودند.

نیروهای شکست خورده سومالی یاس و خشم علیه دولت زیادباره به خاطر سوء محاسبه‌اش را با خود به وطن آوردند. در نتیجه گروهی از سربازان ناراضی شورش کردند تا رهبر خود را ساقط کنند. این شورش در می ۱۹۷۸ سرکوب شد و ۱۹ نفر از سران کودتا اعدام شدند. رهبر آنها سرهنگ عبدالله یوسف احمد قبل از دستگیری به اتیوپی فرار کرد. یکی از سران کودتا از طایفه مجیرتین[۱] از قبیله دارود بود. به محض اینکه زیاد باره به قدرت رسید مجیرتین همه این موقعیتها را از دست داد. در واقع کودتا اعتراض به جنگ نبود بلکه استفاده از موقعیت و نارضایتی عمومی به وجود آمده برای باز پس گیری قدرت به شمار می‌رفت. ولی آنها با این کار موقعیت را به کلی از دست دادند. سرهنگ احمد تقابل طایفه خود با زیادباره را به هزینه آسیب زدن به سومالی و خدمت به اتیوپی ادامه داد. اتیوپی کمک کرد تا احمد جبهه دموکراتیک نجات سومالی را شکل دهد که بیشتر اعضای آن را افرادی از طایفه ناراضی مجیرتین تشکیل می‌دادند.

وقتی در ۱۹۹۱ شوروی فرو پاشید دیگر امریکا نیازی به سومالی نداشت و دیگر نیازی نبود از زیادباره حمایت شود. زمانی که امریکا کمک‌های مالی خود به او را متوقف کرد تشکیلات امنیتی زیادباره فروریخت. وقتی شورشیان به این نکته پی بردند با تشکیل کنگره سومالی متحد (USC)[۲] به رهبری محمد فرح آیدید[۳] به موگادیشو حمله کردند و بالاخره در ژانویه ۱۹۹۱ زیادباره از پایتخت گریخت.

[۱] Majeerteen Darood

[۲]– United Somali Congress

[۳] – Mohamed Farah Aideed

Print Friendly, PDF & Email
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی

دیدگاه ها بسته شده است