رسائل جهیمان و اعضای جماعت

جماعت سلفي محتسبه از زمان تأسیس، به مدت 10 سال یعنی تا سال 1975 چیزی از افکار خود را منتشر نکرد، چراکه خود را استمرار مدرسه اهل حدیث و روش سلفی می‌دانست و از این روی آثار البانی و رسائل بن باز مصادر کافی برای آنها به شمار مي‌رفت. بعلاوه اینها قبلا عضو جماعت تبليغ بودند که نوعی تزهد در تألیف در آنها وجود دارد. نكته ديگر اینکه آنها نسبت به سطح علمی خود تواضع داشتند. همه اینها سبب خودداری از نوشتن چیزی بود. تا اینکه با پیدا شدن انشقاق در میان آنها در اواسط دهه هفتاد، جماعت رسائل خود را منتشر کرد تا موضع خود را در قبال دیگران مشخص نماید. حزيمي كه از اعضاي جماعت جهيمان و شاهد نگارش رساله‌هاي جهيمان بوده، مدعي است كه واژه‌بندی و عبارت‌بندی رساله‌‍‌های جهیمان توسط محمد بن عبدالله القحطانی و احمد حسن المعلم بوده كه هر دو شاعر بودند و بخلاف جهیمان، توان قابل قبولي در شناخت و کاربرد لغات عربی داشتند. جهیمان تعلیم صرف و نحو را ترک کرده بود و افرادی که اطراف او بودند نیز چنین روحیه‌ای داشتند. خيلي گفته می‌شود که او فارغ التحصیل جامعة الاسلامیة یا از طلاب دارالحدیث در مدینه منوره بوده است، اما حقیقت این است که جهیمان بیش از چهارم ابتدائی تحصیل نکرده بود. رساله‌هاي جهيمان پس از نگارش به كويت برده مي‌شود. ابتدا به سراغ انتشارات «دار القبس» مي‌روند، ولي آنها مبلغ زیادی مطالبه مي‌كنند. سپس به سراغ انتشارات «دارالطلیعه» مي‌روند که گرایش چپی داشت. وقتی آنها متوجه مي‌شوند که مؤلف کتاب تحت تعقیب نیروهای امنیتی سعودی است، قبول مي‌‎كنند دو نسخه را به کمتر از یک ریال چاپ کنند، با اینکه می‌دانستند دارالقبس برای دو نسخه تقریباً سه ریال مطالبه کرده بود. آن رساله چاپ شده و از دار الطلیعه خواسته مي‌شود، اسم و مکان چاپ ذکر نشود.

در رمضان 1399 (آگوست 1979) محموله قاچاقي که از کويت وارد عربستان مي‌شد توسط مامورين حراست مرز شناسايي شد که هزاران نسخه از آخرين رساله جهيمان به نام «الاماره و البيعه والطاعه» بود. انتشار اين کتاب‌ها حکومت را خشمگين کرد و دستور دستيگري برخي كه گمان مي‌رفت نگارنده رسائل باشند صادر مي‌شود. مقبل الوادعي به اتهام نوشتن اين کتاب‌ها دستگير شده و پس از سه هفته آزاد و به يمن برگردانده مي‌شود.

در مجموع 12 رساله از آنها باقي مانده که يک رساله مجزا و هفت رساله ديگر به نام جهيمان است. يکي از آن رسائل هم از القحطاني و يکي از يک يمني به نام حسن بن محسن الوحيدي و دو تا به اسم «يکي از طالبان علم» نوشته شده که منظور از آن شخص، يک يمني ديگر به نام محمد الصغير است. رساله اول جهيمان به تاريخ 31 آگوست 1978 در کويت چاپ شد و در چند شهر پخش شد و با فاصله کمي مجموعه نوشته‌اي ديگر به اسم الرسائل السبع (رسائل هفتگانه) چاپ شده و در خلال موسم حج در نوامبر 1978 توزيع شد. پس از چند ماه مجموعه 4 رساله چاپ شد. رفعت سید احمد در کتاب «رسائل جهیمان العتیبی قائد المقتحمین للمسجد الحرام» مجموعه‌ای از رسائل را به جهیمان نسبت داده است که عبارتند از:

چهار رساله با عنوان‌های:

اول: الاماره و البیعه و الطاعة و کشف تلبیس الحکام علی طلبة العلم و العوام

دوم: التوحید

سوم: النصیحة

چهارم: المیزان لحیاة الانسان

و هفت رساله با عناوین زیر:

1-الفتن و اخبار المهدی و الدجال و نزول عیسی علیه السلام و اشراط الساعة

2- بیان الشرک و خطره

3-الفطرة السلیمة

4- اوثق عری الایمان الحب فی الله و البغض فی الله

5-مداخل الشیطان لافساد القلوب

6- اختصار رسالة الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لابن تیمیه

7- البیان و التفصیل فی وجوب معرفة الدلیل

حزیمی در مورد این استنادی که رفعت سید احمد انجام داده اشکال می‌کند و معتقد است همه آنها از خود جهیمان نیستند، بلکه نویسندگان برخی ازاین رسائل به شرح ذیل هستند:

  1. «بیان الشرک و خطره» که نوشته محمد الصغیر یمنی الاصل می‌باشد.
  2. اوثق عری الایمان الحب فی الله و البغض فی الله، نوشته حسن بن محسن الواحدی یمنی بود.
  3. مداخل الشیطان لافساد القلوب، منسوب به محمد الصغیر
  4. البیان و التفصیل فی وجوب معرفة الدلیل، محمد بن عبدالله القحطانی (المهدی دروغين)

و از طرف دیگر، رساله مهمی از او هست که رفعت سید احمد آن را ذکر نکرده است که رساله «دعوة الاخوان کیف بدأت و الی این تسیر».

 

Print Friendly, PDF & Email
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی

دیدگاه ها بسته شده است