جهیمان و فتنه‌های آخر الزمان

جهیمان و فتنه‌های آخر الزمان

اعتقاد به فرارسیدن آخر الزمان یكی از مقدمات مهم در قیام جهیمان می‌باشد. راه تشخیص آخرالزمان هم تطبیق فتنه‌های ذكر شده در احادیث نبوی بر حوادث و وقایع روزگار بود. جهیمان مردم دوران خود را تباه شده می‌دانست، مردمانی كه به دنیا چسبیده و به سلاطین و حكام جور تقرب می‌جویند و در برخورد با باطل و منكرات یا سكوت كرده یا به دفاع از آنها می‌‌پرداختند. از نظر او تكنولوژی و مظاهر آن همگی از نشانه‌های آخرالزمان بودند. به گفته حزیمی[1] در سال 1399 سخن از اینکه آخرالزمان فرا رسیده است در بین جماعت، زیاد شده بود … جماعت به این امر یقین داشت و از اخباری که در این باره است، حمایت می‌کرد. حتی آنها سناریوی آخر الزمان را نیز ترسیم کرده بودند که جهیمان در رساله «الفتن و اخبار المهدی و نزول عیسی و اشراط الساعة» این سناریو و حوادث آن را به ترتیب بیان می‌کند. او در آغاز رساله الفتن پنج حدیث در مورد فتنه‌های آخرالزمان ذکر می‌کند از جمله حدیث ابن عمر كه در بخشی از آن آمده است:

ثم فتنة الدهیماء لاتدع أحد من هذه الامة إلا لطمته لطمة، فإذا قیل إنقضت تمادت یصبح الرجل فیها مؤمن و یمسى كافرا حتى یصیر الناس إلى فسطاطین.

جهیمان در رساله الفتن در تطبیق شرایط زمانش بر این حدیث می‌گوید:

ما الان در فتنه «دهیماء» هستیم که هیچ کسی از این امت را رها نکرده به هر کس لطمه‌ای می‌زند و هر گاه گفته می‌شود تمام شد باز ادامه پیدا می‌کند. این واقع امروز ما است که می‌بینیم هر روز اهل باطل فتنه‌ای جدید بر سر ما می‌آورند. ابتدا آن را می‌آورند و سپس ادامه پیدا می‌کند مانند رادیو که وقتی آمد فقط قرآن و اخبار پخش می‌کرد و صدای زنی از آن پخش نمی‌شد، سپس امور عوض شد و زن‌ها با مردان برنامه‌ها را اجرا کردند و ترانه‌های غیر اخلاقی می‌خواندند، سپس آنها را عریان بر صفحه تلویزیون آورند و همین طور عکس‌ها و تصاویر شیوع پیدا كرد. کسی که در سایر برنامه‌هایشان هم تدبر کند و اهل بصیرت باشد، این مطلب را می‌بیند.

در رساله اوثق عری الایمان روایتی دیگر آورده است:

لتنقضن عری الاسلام عروة عروة فكلما انتقضت عروة تشبت الناس بالتی تلیها فاولاهن نقضا الحكم و آخرهن الصلاة

سپس در ذیل این روایت از اوضاع زمانش و نماز خواندن مشایخ روزگار خود گلایه می‌كند كه:

بنگر اینان چطور نماز می‌گذارند؟ وقتی صدای اذان را می‌شنوی از منزلت برخاسته و به سمت مسجد می‌‍‌روی در حالی كه فاصله‌ی 500 متری را هروله می‌کنی یا دوان دوان مسیر را طی می‌نمایی و با این عمل خود برخلاف سنت عمل می‌کنی ـ که پیامبر فرمود وقتی برای اقامه نماز می‌روید با حالت سکون و آرامش قدم بردارید ـ ولی با این وجود می‌بینی که دو یا سه رکعت نماز از دست رفته است. مصیبت عظمی این است که اکثر مسلمانان امروزه به این نماز بسنده کرده‌اند و حتی برخی نمازشان را جلوی در مسجد می‌خوانند تا وقتی سلام داده شد از مسجد بیرون بپرند.

او حدیثی از عوف بن مالک از پیامبر (ص) نقل می‌کند كه در آن آمده است:

… ثم فتنة لاتدع بیتاً من العرب إلا دخلته …

در این حدیث سخن از فتنه‌ای است که هیچ خانه‌ای از خانه‌های عرب را فرونگذارد و در همه وارد خواهد شد. جهیمان این احتمال را رجحان می‌دهد که مراد از این فتنه، همان تصاویر موجود بر پول‌هاست و می‌گوید: «اما آن فتنه‌ای که هیچ خانه‌ای از عرب نیست الا اینکه در آن داخل می‌شود در این حدیث به طور مجمل آمده است و وقتی در زندگی امروز تأمل کنی خواهی دید هیچ خانه‌ای نیست مگر اینکه فتنه در آن وارده شده است. از جمله آنها فتنه تصاویر موجود بر اسكناس‌ها و غیر آن است، که هیچ خانه‌ای از عرب را نمی‌یابی مگر اینکه این فتنه در آن داخل شده است…»

اعضای جماعت جهیمان پول نقد را به خاطر وجود تصاویر بر روی آنها با خود حمل نمی‌کردند. غالبا پول و مدارک شناسایی که تصویرشان بر آن بود را در داشبورد ماشین می‌گذاشتند. حتی تعدادی از آنها به کمک برخی علماء مدارک شناسایی معاف از عکس گرفته بودند. بعضی هم از پولهای سکه‌ای (كه خالی از تصویر بوده) استفاده می‌کردند و یا با ریختن جوهر، تصاویر را از روی اسکناس‌ها محو می‌کردند. همه این کارها برای این بود که از فتنه‌ای که هیچ خانه‌ای را فرو نمی‌گذارد، فرار نمایند.

جهیمان در رساله النصیحه نقشه زمان خود را چنین ترسیم می‌كند:

«اختلال و به هم‌ریختگی دولت‌ها در این ایام، اشاره به وقوع قتال و درگیری و خروج ملاحم ذکر شده توسط نبی صادق مصدق (ص) دارد. او فرمود که از جمله فتنه‌ها این است که قاتل نمی‌داند برای چه کشته است و مقتول هم نمی‌داند که چرا کشته می‌شود و نیز خبر داده که در انتهای این جنگ‌ها خروج شدیدی از دین حاصل می‌شود. و نیز خبر داده که در اول این جنگ‌ها مسلمانان به مسیحیان امان داده با آنها صلح می‌کنند. سپس این دو با دشمن می‌جنگند و بر آن پیروز شده به غنایمی دست می‌یابند. بعد از آن مسیحیان خیانت می‌کنند و دوست تبدیل به دشمن می‌شود. مسیحیان صلیب‌ها را برافراشته و می‌گویند صلیب پیروز شد. در این زمان مردی از مسلمین برخاسته و آن کس که صلیب به دست دارد را می‌کشد. در پی این اتفاق آنها علیه مسلمانان و مسلمانان علیه آنان اجتماع می‌کنند. پس مسیحیان در هشتاد بیرق می‌آیند که زیر هر بیرقی نهصد و شصت هزار نفر است. ما الان در حال صلح امن هستیم و در انتظار آنچه نبی اسلام از آن خبر داده است به سر می‌بریم».

مجموع این مسائل آنها را بر این باور رساند كه آخرالزمان فرارسیده و زمان قیام مهدی است. جستجوی نشانه‌ها و رؤیاهایشان مصداق مهدی را نیز تعیین كرد و با تعیین محمدبن عبدالله القحطانی به عنوان مهدی موعود، همه شرایط مهیا گردید و فقط باید نقشه قیام و بیعت با مهدی كشیده می‌شد تا بقیه امور طبق وعده الهی محقق شود.

[1] – ناصر الحزيمي از دوستان جهيمان و از اعضاي جماعت وي بود كه اندكي پيش از حادثه اشغال حرم، از جماعت جدا شد. وي بعدها كتاب «ايام مع جهيمان» را نوشته و از بسياري از ابعاد مبهم و ناگفته‌ها در مورد جهيمان و جماعت او پرده برداشت.

Print Friendly, PDF & Email
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی

دیدگاه ها بسته شده است