جهیمان العتیبی و اشغال مسجدالحرام

جهیمان العتیبی و اشغال مسجدالحرام

صبح روز سه شنبه اولین روز از محرم سال ۱۴۰۰ هجری برابر با ۲۰ نوامبر ۱۹۷۹ میلادی بود. به محض تمام شدن نماز صبح، صدای شلیک گلوله برخاست. نمازگزاران مبهوت و متحیّر، جوانی تفنگ به دست دیدند که به سمت کعبه می‌دود. افراد مسلح یکی پس از دیگری به سمت خانه کعبه روانه شدند. در این بین، رهبر شورشیان، جهیمان العتیبی، به همراه سه تن دیگر از یارانش از قلب جمعیت بیرون آمد. همه پنجاه و یک درب مسجد الحرام غل و زنجیر شده بود. جهیمان بلندگو را در دست گرفت و برخی دستورات نظامی‌را برای افراد بازگو کرد و رو به تک تیراندازها گفت: «اگر نظامیان آل سعود آمدند، رحم نکنید، برای کشتن شما آمده‌اند ، شما آنان را امان ندهید». پس از ارائه خطبه و سخنرانی درباره علت قیام، جوانی لاغر اندام به عنوان مهدی موعود معرفی شد. او در کنار کعبه در بین رکن و مقام ایستاد  و افراد مسلح یک به یک به نزد او آمده و با مهدی بیعت کردند. اینان از بقایای اخوان مکه (اخوان من طاع الله) بودند.

آل سعود متهوّرانه در صدد بازپس گیری مسجد الحرام بودند، اما نه واقعیت‌ها را در نظر می‌گرفتند، نه توان نظامی‌کافی داشتند و نه آماده چالشی بدین بزرگی بودند. نظام سعودی سراسیمه بود و تلاش کرد تا هیچ خبری از این ماجرا به بیرون درز نکند؛ پس فرودگاه‌ها را بستند و کلیه خطوط مخابراتی را مسدود کردند، ولی در کمتر از ۳۰ ساعت همه دنیا درباره این ماجرا باخبر شد. عامل پخش خبر هم رادیو صدای آمریکا بود. دولتمردان آمریکا گرچه اطلاعات زیادی در اختیار نداشتند، با یقین موضوع اشغال مکه را مطرح کردند و هویت اشخاص نیز این چنین اعلام شد: «اشخاص مسلح که گویی ایرانی هستند مسجد الحرام را به اشغال خود در آورده‌اند». صبح روز بعد این خبر تیتر اول همه‌ی روزنامه‌ها بود.

اشغال مسجدالحرام توسط این جماعت تا دو هفته به طول انجامید. جماعت جهیمان همه مسجدالحرام را در اشغال داشت و هر نظامی‌ای که نزدیک مسجد می‌شد توسط تک‌تیراندازهای متبحر جهیمان که بر بالای مناره‌ها کمین کرده بودند در دم کشته می‌شد. پس از گذشت یک هفته از اشغال و دادن تلفات سنگین از ارتش و گارد ملی، عربستان که به عجز خود واقف شد. ادامه اشغال مسجد رسوایی بزرگی برای حاکمان سعودی بود. آنها دائم در رسانه‌ها اعلام می‌کردند که اشغال مسجد تمام شده و بر امور مسجد مسلط شده‌اند، اما بلافاصله این خبرها نقض می‌شد و دیگر کسی به ادعای آنها اعتماد نداشت. درگیری‌ها خونین بود و کشته‌ها و تلفات جانی و مالی زیادی برجای گذاشت، مردم تا مدت‌ها از اقامه نماز و عبادت در مسجدالحرام محروم شدند. با این حال برای حاکمان آل سعود، رسوایی جهانی بوجود آمده بیش از هر چیز دیگری آزار دهنده بود. در نهایت نیروهای امنیتی سعودی دست به دامن نیروهای خارجی و بویژه نیروهای فرانسوی شدند.

این مسئله از جهات مختلفی برای حاکمان سعودی ناخوشایند بود. یکم اینکه این ماجرا حاکی از نارضایتی مردم از حکام خود بود و در نتیجه پشتوانه مردمی‌نظام را زیر سوال می‌برد. از طرف دیگر این داستان چند ماه پس از انقلاب مردمی‌ایران رخ داد و می‌توانست آغاز یک انقلاب مشابه در عربستان سعودی باشد. نکته سوم اینکه ضعف و ناکارآمدی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی عربستان برملا شد و مایه آبروریزی برای اقتدار ادعایی آنان تلقی می‌شد. عربستانی که در تلاش بود جای شاه ایران را به عنوان دوست منطقه‌ای آمریکا بگیرد در قبال یک مسئله‌ی به نظر کوچک داخلی، زمینگیر شده بود. حتی پس از کمک گرفتن از امریکایی‌ها و فرانسوی‌ها، مسئولین سعودی اصرار بر پنهان نمودن این همکاری داشتند، اما نمی‌دانستند که طرف مقابل چندان خویشتن‌دار نخواهد بود. پس از مدت کوتاهی، نشریات و روزنامه‌های غربی به بررسی ابعاد کمک رسانی فرانسوی‌ها به آزادسازی مسجدالحرام پرداختند. عربستان مثل همیشه تلاش کرد همه چیز را به کلی انکار نماید اما ادله و مستندات طرف مقابل و عکس‌های کماندوهای فرانسوی در خاک عربستان، ادعاهای سعودی‌ها را برای مخاطب، غیر قابل باور می‌نمود.

اگرچه پس از دو هفته و با پرداخت خسارت جانی، مالی و بدتر از همه آبرویی، غائله خاتمه یافت، اما خیلی زود مسئولان سعودی دریافتند که مسئله حادتر از چیزی است که گمان کرده بودند. بازجویی‌های بعدی نشان داد که اشغال کنندگان مسجدالحرام جمع کوچکی از یک جریان فکری زنده و گسترده در عربستان می‌باشند. زیاد طول نکشید که بازجویان متوجه شدند جنبش جهیمان به مراتب گسترده‌تر از اندک افرادی است که به مسجد الحرام حمله و آن را اشغال کرده بودند. مرزبانان سعودی، قاصدی را همراه با نامه‌ای برای جهیمان در مرز کویت دستگیر کردند. این نامه ازطرف سرسپردگان کویتی آرمان جهیمان نوشته شده بود. جهیمان قهرمان جامعه سلفی و الگویی برای مجاهدان راه حق تلقی می‌شد. حادثه اشغال مسجدالحرام نقطه عطفی در میان جریان‌های سلفی بود و تاثیرات چشمگیری بر جریان‌های سلفی پس از خود داشت و آنها را بیشتر به سمت جهادی شدن و اقدامات خشن پیش برد. تا جایی که برخی از مسئولین ارشد سعودی گفتند: «ما جهیمان را کشتیم و افکارش را صادر کردیم».

 آنچه امروزه به عنوان القاعده و داعش و دیگر گروه‌های افراطی نام برده می‌شود را می‌توان به نوعی فرزندان و نوادگان فکری جهیمان العتیبی دانست. یاروسلاو تروفیموف، خبرنگار و محقق مسائل سیاسی خاورمیانه معتقد است که قیام مکه آغاز چیزی بود که به حادثه یازده سپتامبر منجر شد. این داستان نقطه عطفی در تاریخ اسلام رادیکال است.

Print Friendly
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی

دیدگاه ها بسته شده است