هویت سیاسی و قیام های مردمی در خاورمیانه

هویت سیاسی و قیام های مردمی در خاورمیانه
هویت سیاسی و قیام های مردمی در خاورمیانه

عنوان : political identities and popular uprisings in the middle east

هویت سیاسی و قیام های مردمی در خاورمیانه

نویسندگان: Shabnam J. Holliday and Philip Leech

ناشر: رومن لیتلفیلد اینترنشنال، ۲۰۱۶

خاورمیانه همیشه منشا الهام و مورد توجه نویسندگان و جامعه شناسان سیاسی بوده است. بعد از آغاز تحولات موسوم به بهار عربی بسیاری از اندیشوران این وقایع را مورد مطالعه قرار دادند. برخی از این مطالعات در دایره شرق شناسی و برخی دیگر با  رویکرد تاریخ نگاری شکل گرفته است. اما برخی از جامعه شناسان با محور قرار دادن هویت سیاسی در خاورمیانه، ناظر به شکاف های سنت مدرنیته و نیز دیگر تحولات جوامع در حال توسعه، این قیام های مردمی را توضیح داده اند. کتاب حاضر اثر مجموعه ای از نویسندگان است که خانم شبنم هالیدی و فیلیپ لیچ از اصلی ترین آنان می باشند. پدیدآورندگان اثر برای مطالعه تحولات عربی گوشه چشمی به تحولات بعد از انتخابات ۸۸ داشته اند و بازه زمانی مورد مطالعه را از حوادث موسوم به جنبش سبز در نظر گرفته اند. با توجه به اینکه تنها هیجده ماه بین اعتراضات خیابانی بعد از انتخابات سال ۸۸  و شعله ور شدن آتش خشم مردم تونس فاصله وجود دارد، لذا نویسندگان کوشیده اند در کتاب حاضر به بررسی تحولات در یک مدل اقدام نمایند. محمد بوعزیزی در تونس در مقابل چشم مردم خود را به آتش کشید تا با شراره آن تومار بسیاری از قدیمی ترین دیتکاتوری های عربی درهم پیچیده شود. نویسندگان کتاب معتقدند که فقط در تونس این بهار به بار نشست و در سایر کشورها مانند مصر، لیبی، سوریه، بحرین و یمن امکان نتیجه گیری از خیزش های مردمی نبود. در بیش از ۲۲۸ صفحه کتاب حاضر هویت سیاسی در خاورمیانه محور بحث و بررسی انقلاب های موسوم به بهار عربی است. کتاب در ده فصل طراحی شده و هر فصل به یک یا دو کشوراختصاص داده شده و با بررسی مسائل اجتماعی و ساختارهای سیاسی و فرهنگی هر کدام و نحوه شکل گیری هویت سیاسی در هر کشور فصول سامان یافته است. این دسته بندی برای فهم بهتر خاورمیانه و چالش های هویتی آن برای خواننده غربی طراحی شده است.

در فصل اول کتاب یک سری مباحث نظری پیرامون عوامل موثر بر هویت سیاسی و تعریف و تبیین نظری هویت بیان شده است تا خواننده را برای ورود به مباحث تطبیقی در خصوص کشورهای مختلف خاورمیانه آماده سازد.

در فصل دوم کتاب، نویسنده تحولات ایران را محور بحث خود قرار داده است.

در فصل سوم کتاب تحولات سلمیانیه عراق محور مباحث است. عنوان فصل “بهار سلیمانیه و اعتراضات کردها و هویت سیاسی” نام دارد که به بررسی شکل گیری هویت کردی در عراق بعد از سقوط صدام می پردازد. نویسند فصل معتقد است که بعد از کشته شدن دو تن از تظاهر کنندگان علیه رئیس اقلیم کردستان توسط نیروهای امنیتی کلام رئیس اقلیم که گفته بود دستان کردها به خون کردها آغشته نمی شود، پوچ و از معنا تهی شد و ادعای دموکراتیک بودن سیستم را نمایان ساخت. آنچه در ۱۷ فوریه ۲۰۱۱ در کردستان اتفاق افتاد ریشه های دیکتاتوری قومی در کردستان را نمایان ساخت. نگاه غالب این بود که کردها صرفا کسانی هستند که از مسعود بارزانی پیروی می کنند و شب و روز مشغول پرستش حزب هستند.

فصل چهارم کتاب، فلسطین اشغالی و تحولات آن را مد نظر قرار دارد. فلیپ لیتش معتقد است که کلماتی مانند بهار عربی و انقلاب و یا تحولات عربی توان ایجاد چهارچوب مفهومی برای فهم وقایع جاری در فلسطین اشغالی را ندارد. تنها بین سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ در کرانه باختری بیش از ۵۹ راهپیمایی بزرگ و کوچک توسط مردم سامان داده شده بود و عموما مطالبات سیاسی را مد نظر داشت. این اعتراضات هم اشغالگران را هدف می گرفت و هم نحوه حکومت داری تشکیلات خودگردان فلسطینی را مد نظر داشت. در حالی که اصلاحات لیبرالیستی انجام شده توسط تشکیلات خودگردان بیشتر برای جلب نظر کمک کنندگان و اسپانسرهای غربی بود و نه برای راضی کردن طبقات مختلف جامعه ای که فریاد اعتراضاتش بلند بود.

در فصول پنچم نویسنده به سراغ یمن می رود. او ابتدا از شکل گیری یک صف طولانی و منسجم از نیروهای مختلف اجتماعی از قبیل چپ ها و نیروهای شیعه و سنی و حوثی ها و نیروهای قبیله ای و نیز دانش آموخته گان و نیروهای دانشگاهی در کنار نیروهای سکولار و اسلامی ابراز خوشنودی می کند که همگی خواهان برکناری عبدالله صالح هستند که بیش از ۳۲ سال از حکومت بلا منازعش می گذرد. اما خیلی زود پی می برد که این صف به ظاهر متحد در زیر پوست خود نزاعی ریشه دار با منافع متضارب و مختلف را نمایندگی می کند که نوید یک جنگ داخلی طولانی را می دهد. او برای فهم این نزاع و عدم تفاهم بر هویت سیاسی شکل گرفته در جامعه یمنی تکیه می کند.

فصل ششم به بعد او به سراغ مصر و تونس می رود. ابتدا شرحی از یک همبستگی عمومی در طول بیش از ۱۸ روز مقاومت در میدان تحریر مصر می دهد که نیروهای مختلف با تمایلات مختلف درکنار هم قرار می گیرند. نویسنده بر ای باور است که این حضور مدل حاکم برای فهم جامعه مصری را در هم می ریزد. این مدل متکی بر استبداد پذیر بودن جامعه مصری با نوعی تعظیم نظامی گری بود. نوعی تسلیم شدن به سنت های ریشه دار مذهبی در خصوص عدم مشروعیت انقلاب علیه حاکم مستقر نیز در بعد سنتی و مذهبی به آن مدل اضافه می شد. او اسباب این فروپاشی مدل سابق را هویت های جدید شگل گرفته در خاورمیانه می داند ودر این خصوص مفصل سخن می گوید.

در فصل نهم تونس مدار بحث است و عنوان فصل نیز ” انتفاضه تونس: خیزش و احیا هویت عربی اسلامی” نام دارد. او به حزب النهضه و نقش این حزب اسلامی در هویت دهی به جنبش و نیز کنترل بحران اشاره می کند و در پایان نتیجه می گیرد که در تونس هر چه عنصر هویت یابی رنگی می باخت، در مقابل خیزیش به یک رقابت سیاسی تمایل بیشتری پیدا می کرد.

در فصل پایانی نیز مباحثی برای جمع بندی کلیات مطرح شده و بحث پیرامون رابطه هویت و فرهنگ در ساختار کشورهای خاورمیانه اختصاص یافته است.

کتاب فوق یکی از بهترین مطالعات پیرامون تحولات اخیر خاورمیانه با مرجعیت هویت و بازسازی هویت اسلامی است.

Print Friendly, PDF & Email
محمدجواد خلیلی
محمدجواد خلیلی
دانش آموخته حوزه علمیه قم دانشجوی دکتری علوم سیاسی پژوهشگر اندیشه سیاسی اسلامی و جهان عرب