سنت فلسفی ایران

سنت فلسفی ایران[۱]

 

در ابتدا لازم می دانم از برگزارکنندگان محترم این نشست صمیمانه تشکر کنم. به ویژه از عالی‌جناب کاردینال جان لویی توران. در سالهایی که نگارنده به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان خدمت می‌کردم ارتباط بسیار نزدیکی با ایشان داشتم و همکاری بسیار مؤثر ایشان موجب موفقیت ابتکاراتی شد که در آن سالها پیگیری می‌شد که از جمله آنها کنفرانس بین‌المللی جمعیت قاهره بود که به ابتکار سازمان ملل برگزار شد و کنفرانس‌های بعدی در کپنهاک، پکن و استامبول بودند که همگی آنان توسط سازمان ملل برگزار گردیدند.
همچنان که لازم است از ریاست محترم دانشگاه گریگوریان و از جناب آقای ربانی سفیر محترم تشکر و قدردانی نمایم. امیدوارم این ارتباط‌ها بتواند زمینه همکاری مؤثر و سازنده دوجانبه را فراهم آورد.

احتمالاً ترجمه Catechism به عنوان کتاب مرجع بسیار مهم کلیسای کاتولیک و انتشار آن در ایران، برای شنوندگان عزیز تعجب‌آور به نظر آید. چرا که تلقی عمومی درباره ایران عمدتاً تحت تأثیر تبلیغات ضدایرانی رسانه‌هاست. اما واقعیت این است که گرایش به شناخت و درک دیگران و خصوصاً ادیان دیگر ریشه در فرهنگ و جامعه ایران دارد. بهترین شاهد آن کتاب‌های فراوانی است که در این زمینه‌ها تألیف و ترجمه و منتشر شده است.

شنوندگان محترم اهمیت کتاب Catechism و دشواری و ظرافت ترجمه آن را می‌دانند و این که انتشار ترجمه آن از متن لاتین به متن انگلیسی به دلیل همین دشواری‌ها و ظرافت‌ها چند سالی به طول انجامید. به همین دلیل ترجمه آن به زبانه‌ای مختلف پیوسته توسط روحانیون کاتولیک و با وسواس و دقت فراوان صورت می‌گرفت اما این نخستین بار است که ترجمه توسط مسلمانان صورت می‌گیرد.

تمایل به ترجمه فارسی کتاب «تعالیم کلیسای کاتولیک» از وجوه مختلفی قابل بررسی است. این کتاب اگرچه اخیراً منتشر شده اما ترجمه آن به سالیان قبل باز می‌گردد.

احتمالاً یکی از مهم‌ترین دلائل گرایش فراوان ایرانیان و به ویژه نخبگان آن‌ها به مسائل فلسفی و کلامی است. و اینکه ادیان دیگر در مورد مسائل مختلف مورد ابتلای انسان امروز چه نظرات و دیدگاه‌هایی دارند. این ویژگی در طول تاریخ پیوسته وجود داشته و وجود خواهد داشت. جهانگردانی که در طی سه چهار قرن گذشته از ایران دیدن کرده‌اند عموماً به این نکته اشاره داشته‌اند.

در اینجا می‌کوشم با اختصار کامل موقعیت فلسفه در ایران امروز را توضیح دهم.

  1. فلسفه در ایران امروز عملاً ادامه حضور فلسفه در ایران قدیم است. سنت فلسفی در ایران در هیچ دوره‌ای قطع نشده است. چه در دوران قبل و چه در دوران بعد از اسلام. اینکه عموماً ابن رشد را آخرین فیلسوف جهان اسلام می‌دانند، به هیچ عنوان در مورد ایران صادق نیست.

نکته مهم نه ادامه سنت فلسفی بلکه تحول و تکامل اندیشه‌ها و نظام‌های فلسفی است. از این دیدگاه فلسفه ابن رشد و ابن سینا بخشی از تاریخ اندیشه‌های فلسفی است و پس از این دو، مکاتب فلسفی مهمی در ایران ظهور کرده است که مهم‌ترینش «فلسفه اشراق» شیخ اشراق و «حکمت متعالیه» صدرالمتألهین است. دو مکتبی که در طی قرون اخیر فلاسفه و متفکران خود را داشته و هنوز هم سرزنده و فعال و خلاق است.

  1. مسئله اصلی استمرار تفکرات فلسفی نیست، مهم‌تر تأثیر عمیق اندیشه‌های فلسفی در مباحث کلامی، عرفانی و نیز فقهی و حقوقی است.

مباحث کلامی در کلام شیعی همچون کلام معتزلی آکنده از مباحث عقلی و فلسفی است. متأسفانه مکتب عقلگرای معتزلی در قلمرو اهل سنت به انزوا گرایید و قرن‌ها است که به کلی فراموش شده است. اما این‌گونه مباحث در کلام شیعی همچنان زنده و خلاق ماند و حتی باید گفت تحول و تکامل یافت. تا بدانجا که می‌توان گفت هر مقدار که به زمان معاصر نزدیک می‌شویم نفوذ و جایگاه این مباحث در کلام شیعی بیشتر می‌شود این نکته در قلمرو ایران در مقایسه با مناطق شیعه‌نشین دیگر، به مراتب صحیح‌تر است.

این سخن همچنین در مورد مباحث عرفانی و خصوصاً عرفان نظری هم صحیح است. اما نقش اصلی را فلسفه در شکل دادن به بسیاری از مباحث «اصول فقه» بازی کرد. اصول فقه عملاً «منطق فقه» است و اینکه چگونه می‌باید متون مختلف را فهمید و در مواردی که متنی وجود ندارد چگونه می‌باید احکام را استنباط کرد.
نقش بزرگ فلسفه در مباحث اصول فقه موجب تعمیق و گسترش مباحث این علم شد و از آنجایی که عموم طالبان علوم دینی ضرورتاً می‌باید این علم را فراگیرند علم اصول نقشی بزرگ در پرورش فرهنگ دینی ایرانیان ایفا کرد.

  1. پس از برخورد جامعه ایران با فرهنگ و تمدن جدید هم فلسفه و هم اصول فقه نقش‌های جدیدی یافتند. هدف هر دو دفاع از ایمان و ضوابط دینی بود در کنار آن تحول بخشیدن به خود در پرتو افکار و واقعیت‌های جدیدی که به صحنه آمده بود. طبیعتاً این تحولات زمینه را برای پاسخگویی به نیازهای جدید آماده می‌ساخت.
    احتمالاً مقاومت فکری و فرهنگی ایران در برابر جریان‌های مارکسیستی نمونه خوبی باشد. ایران به دلیل همسایگی با اتحاد شوروی و نیز به دلیل اینکه بخش‌های مهمی از قلمرو تاریخی خود را در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی به نفع آنان از دست داده بود، پیوسته مورد طمع و فشار آنان بود. شوروی‌ها که در طی جنگ دوم جهانی شمال غربی ایران را به بهانه جنگ اشغال کرده بودند حتی پس از پایان آن مایل به ترک آن نبودند.
    با توجه به چنین واقعیت‌هایی می‌توان حدس زد که فشار آنان و طرفداران داخلی‌شان تا چه مقدار سنگین و نفس‌گیر بود. بخشی از این فشار، فشار ایدئولوژیکی بود که عمدتاً متوجه جوانان و دانشجویان بود. بدون شک اگر قدرت اقناعی فلسفی و کلامی ما نبود نمی‌توانستیم با چنین تهدیدهایی مقابله کنیم.
  2. منطقه خاورمیانه به دلائل مختلف صحنه تحولات فراوان اجتماعی و سیاسی بوده و خواهد بود. در مجموع تفاوتی بزرگ بین منطق تحولات ایران و کشورهای دیگر این منطقه وجود دارد که در فرصتی دیگر باید تحلیل شود.

مهم در اینجا اشارت به این نکته است که ظرفیت و توان فلسفی و فقهی موجود در ایران و جاذبه‌های ایران را در این میان سهم بزرگی است. این ظرفیت تئوریک است که هم به اعتقادات و گرایش‌های فردی ثبات و استقامت می‌بخشد وهم ساختارهای اجتماعی و دینی را قدرت و قوام می‌دهد و هم مانع از افراطی‌گری‌هایی می‌شود که متأسفانه هم اکنون در منطقه شاهد هستیم.

بیان دقیق موقعیت فلسفه و کلام در ایران امروز محتاج زمان به مراتب بیشتری است. این موضوع می‌تواند توسط اساتید و دانشجویان دانشگاه محترم و معتبر گریگوری مورد تحقیق قرار گیرد و حتی رساله‌های مختلفی در این باب نوشته شود. بدون شک این جریان می‌تواند به درک هم‌دلانه متقابل، که هم اکنون سخت بدان نیاز داریم، کمک کند. مطمئناً از چنین ابتکاراتی به گرمی استقبال می‌کنیم.

[۱] . متن القاء شده در همایش دانشگاه گریگوری رم در تاریخ ۱۲ ژانویه ۲۰۱۵ با عنوان «فلسفه در ایران امروز»، همایش به مناسبت ترجمه فارسی «اعتقادنامه کاتولیکی» می‌باشد.

Print Friendly, PDF & Email