از بیلی گراهام تا پسر ارشدش فرانکلین: به بهانه درگذشت بیلی گراهام

بیلی گراهام در سال ۱۹۱۸ متولد شد. او فرزند یک کشاورز در کارولینای شمالی بود. او در سال ۱۹۳۹ در یک کلیسای باپتیست، از مجموعه کلیساهای زیرمجموعه کنوانسیون باپتیست‌های جنوب،[۱] در شهر پالاتکا[۲] در ایالت فلوریدا، سِمت شبانی دریافت کرد. آنچه او را به اوج شهرت و محبوبیت رساند برنامه تبشیری هشت‌هفته‌ای او به نام «پیکار بزرگ» در سال ۱۹۴۷ در لوس‌آنجلس بود. او تا سال ۲۰۰۵، ۴۱۷ مورد از این نوع گردهمایی‌های مذهبی را در ۱۸۵ کشور به انجام رساند.

البته او پس از حملات یازده سپتامبر در آمریکا، به دلیل حساسیت مسلمانان نسبت به واژه «crusade» که در این نوشتار به صورت «پیکار بزرگ» ترجمه شده است، تلاش کرد تا به جای این اصطلاح، از واژه «mission»، به معنای «ماموریت تبلیغی» استفاده کند. بیلی گراهام اولین شبان تلویزیونی آمریکا نیز بود.

بیلی گراهام

طبق ارزیابی مؤسسه خود او (انجمن تبشیری بیلی گراهام)،[۱] او تا سال ۲۰۰۷ عملاً «شبان آمریکا» محسوب می‌شد. او با رویکرد تقریبیِ بین‌مذهبیِ خود توانست در بیش از ۱۸۵ کشور دنیا میلیون‌ها مخاطب جذب کند. او سرانجام در ۲۱ فوریه ۲۰۱۸ در سن ۹۹ سالگی وفات یافت و در دوم مارس ۲۰۱۸ در فضای سبز کتابخانه خود به خاک سپرده شد.

خیمه «پیکار بزرگ» گراهام در لوس‌انجلس در ۱۹۴۷

بیلی گراهام سه دختر و دو پسر دارد. همه فرزندان او در مؤسسات و نهادهای مذهبی مشغول فعالیتند و همه به نوعی خادم مذهبی محسوب می‌شوند. فرانکین گراهام[۲] چهارمین فرزند و پسر ارشد اوست.

فعالیت‌ها و ویژگی‌های گراهام

ایونجلیکالیسم بزرگترین گرایش دینی در آمریکای امروز محسوب می‌شود، و بیلی گراهام را رهبر اصلی این جریان در نیمه دوم قرن بیستم می‌دانند. در دهه ۱۹۴۰، یعنی زمانیکه بیلی گراهام خدمت دینی‌اش را آغاز کرد، کسی جنبش ایونجلیکالیسم را به درستی نمی‌شناخت. او به تعریف باورهای اصلی مسیحیتِ ایونجلیکال پرداخت، که عبارتند از نجات فرد بواسطه عیسی مسیح، خطاناپذیری کتاب مقدس و اهمیت رساندن انجیل به اقصی‌نقاط عالم. او به تعریف این باورها کمک کرد و آن‌ها را بارها و بارها موعظه نمود. او با خطابه‌های ساده، صریح و سحرآمیز خود، ایونجلیکالیسم را به میان توده‌ها برد.

او به مسئله وحدت مسیحیان اهتمام داشت. بیلی گراهام به این مشهور بود که در گردهمایی‌های بزرگش به بسیاری از رهبران کلیساهای دیگر فرصت سخنرانی می‌دهد. از جمله بحث‌انگیزترین تصمیماتی که او در این خصوص گرفت این بود که در سال ۱۹۵۷ در برنامه «پیکار بزرگ» خود در نیویورک، مارتین لوتر کینگ[۳] را به روی سکو دعوت کرد. آلفونسو برنارد[۴]  که شبان سیاهپوستِ یک مگاچرچ[۵] در شهر نیویورک است، می‌گوید: «از آن زمان به بعد بود که او وارد این عرصه شد که انجیل را به مخاطبانی فراتر از ایونجلیکال‌های سفیدپوست موعظه کند و به غیرسفیدپوستان هم امکان سخنرانی بدهد. او را به عنوان «شبان آمریکا» می‌شناسند، ولی او عمدتاً شبان سفیدپوستان آمریکا بود. البته او از یک لحاظ دیگر هم شبان آمریکا بود؛ یعنی او برای افراد رنگین‌پوست و رهبران رنگین‌پوست، الگویی بود برای اینکه آنان افق نگاهشان را به فراتر از از ساختارهای گوناگون جامعه گسترش دهند.»

آقای لیث اَندرسون[۶] رئیس انجمن ملی ایونجلیکال‌ها[۷] می‌گوید: «تا قبل از بیلی گراهام، مردم عمدتاً خود را پروتستان، کاتولیک، لوتری یا پرزبیتری معرفی می‌کردند. ولی در دوران او میلیون‌ها نفر می‌گفتند که به همان چیزی باور دارند که بیلی گراهام اعتقاد دارد. او خودش به تنهایی، یک جنبش تقریبی محسوب می‌شد.»

فرانکلین، پسر ارشد بیلی گراهام، می‌گوید: «آنچه از پدرم در ذهن‌ها باقی خواهد ماند حمایت او از درهم‌آمیختگی نژادی و اقدام‌گرایی شدید او علیه کمونیسم است. اگر پدرم توان می‌داشت، علیه ازدواج با همجنس حرف می‌زد و همچنین می‌گفت که مسئله اسلحه در آمریکا مشکلی است که به قلوب انسان‌ها مربوط می‌شود.» بیلی گراهام در طول زندگی خود به مسائل ایدز، گرسنگی، فقر و تهدیدهای زیست‌محیطی نیز توجه نشان داد.

استیون چَپمَن[۸] که یک نوازنده محبوب مسیحی است، با یادآوری نوازندگی خودش در گردهمایی‌های بزرگ گراهام، در حالیکه موهای خیلی بلند و نامتعارفی داشته است، می‌گوید: «گراهام به موسیقی مسیحی جایگاه خوبی بخشید و آن را موجه ساخت. او این کار را بدین خاطر انجام داد که در همان سطحی که مردم هستند به آن‌ها نزدیک شود. او حتی بچه‌ای را هم که به موهای سرش مدل بسیار نامتعارف «مولِت»[۹] داده بود، در آغوش می‌گرفت.»

بیلی گراهام برای خود قانونی مقرر کرده بود که امروزه به نام خود او، «قانون بیلی گراهام» نامیده می‌شود. بر اساس این قانون، او متعهد بود که هرگز با زنی غیر از همسر خود به تنهایی به مسافرت نرود و خلوت نکند. برخی از رهبران پروتستان هم خود را به این قانون پایبند می‌دانند. گفته می‌شود که آقای مایک پِنس، معاون دونالد ترامپ هم به این قانون پایبند است.

پسر او، فرانکلین گراهام، در سخنرانی خود در مراسم خاکسپاری او گفت: «پدرم کتاب مقدس را خطاناپذیر می‌دانست و به بهشت و جهنم اعتقاد داشت. آنچه فعلاً به مزاق مردم این زمانه خوش می‌آید این است که شما بگویید که راه‌های زیادی به سوی خدا وجود دارد؛ ولی این اصلاً درست نیست.»

در همین مراسم، کاردینال تیموثی دولان،[۱۰] اسقف اعظم نیویورک، گفت: «گراهام مظهر بهترین چیزها در مسیحیت آمریکایی بود. او تداوم‌دهنده سنت تاریخی تجدید حیات معنوی و خدمت اجتماعی در آمریکا بود. به ویژه در روزگار کنونی که غالباً از دین برای اِعمال نفرت و خشونت سوء‌استفاده می‌شود، یاد او جانی دوباره به انسان می‌بخشد. او همواره از دین برای همدلی، دوستی و احترام استفاده می‌کرد.»

ریک وارِن[۱۱] هم که از شاگردان برجسته بیلی گراهام محسوب می‌شود و در کارولینای جنوبی شبان یک مگاچرچ است، می‌گوید: «به نظر من گراهام بزرگترین مسیحی قرن بیستم بود. مهمترین مطلب درباره او این است که او در طول ۶۰ سال خدمتش، هیچگونه رسوایی و بدنامی نداشت.» شبان وارِن زمانیکه بیست‌ساله بود، در یکی از «پیکارهای بزرگ» گراهام در شهر اوکلند[۱۲] در کالیفرنیا با او آشنا شده بود.

گراهام، سیاست و ایونجلیکالیسم

بیلی گراهام در طول زندگی‌اش عضو رسمی حزب دموکرات بود. او دوست و مشاور تعداد زیادی از رؤسای جمهور آمریکا بود. از زمان هری ترومن،[۱۳] او تقریباً به همه رؤسای جمهور آمریکا مشاوره داد. رؤسای جمهور پیشین آمریکا، بیل کلینتون و بوشِ پسر قبلاً گفته بودند که در زندگی معنوی خود تحت تأثیر گراهام بوده‌اند. در سال ۲۰۰۷، بیل کلینتون، جیمی کارتر و بوشِ پدر در مراسم وقف کتابخانه او شرکت کردند و به ستایش او پرداختند. اوباما نیز یک بار برای دیدار با او به خانه پدری‌اش در مونتریت[۱۴] در کارولینای شمالی رفت، هرچند او نیز مانند بقیه رئیس‌جمهورهای پیشین آمریکا که برای شرکت در مراسم خاکسپاری گراهام دعوت شده بودند، در آن مراسم شرکت نکرد و برای نشان دادن احترام خود به گراهام، به یک توئیت ارادتمندانه بسنده کرد. دونالد ترامپ نیز در سال ۲۰۱۳ به میهمانی نودوپنجمین سالگرد تولد او رفت، هرچند عکس‌های منتشرشده از این دیدار حاکی از برخورد سرد گراهام با ترامپ است. از میان رؤسای جمهور زنده آمریکا، این فقط ترامپ بود که در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد.

از راست به چپ: جیمی کارتر، فرا نکلین گراهام، بیلی گراهام، بیل کلینتون و جورج بوشِ پدر در مراسم وقف کتابخانه بیلی گراهام

خانم جین فورد[۱۵] که ۸۵ سال سن دارد و تنها خواهرِ زنده بیلی گراهام محسوب می‌شود، در مراسم خاکسپاری گراهام سخنان کوتاهی ایراد کرد. او گفت که بر خلاف برخی از مسیحیان که ترجیح می‌دادند که هیچ ورودی به مسائل سیاسی نداشته باشند، بیلی گراهام ایونجلیکال‌های جوان‌تر را ترغیب می‌کرد که در امور مدنی مداخله داشته باشند. البته خانم فورد گفت که اگر گراهام در اواخر عمرش توانایی می‌داشت، آنان را از سیاست‌بازی و از هواداری‌های متعصبانه پرهیز می‌داد.

میهمانی سالگرد تولد بیلی گراهام

همسر بیلی گراهام هم او را از مداخله بیش از اندازه در سیاست منع می‌کرد. خود بیلی گراهام تعریف می‌کرد که یک بار بر سر میز شام، رئیس‌جمهور لیندون جانسون از او توصیه‌ای خواسته بود، ولی همسر او، خانم روت،[۱۶] از زیر میز با پا به او زده بود و او را از توصیه منع کرده بود.

گراهام که از دهه ۱۹۴۰ تا سال ۲۰۰۵ در بسیاری از کشورهای دنیا برای انبوه جمعیت‌هایی که در گردهمایی‌های مذهبی او شرکت می‌کردند، موعظه می‌کرد، همواره به سیاسیون آمریکا نزدیک بود، ولی تلاش می‌کرد که از هیچ حزبی طرفداری نکند. او در دوران‌های ریاست همه رؤسای جمهور آمریکا، از هری ترومن گرفته تا بوش پسر، از کاخ‌سفید دیدار می‌کرد. او با لیندون جانسون و بیل کلینتون که هر دو دموکرات بودند رابطه نزدیکی داشت؛ و همچنین با ریچارد نیکسون و بوش پدر که هر دو جمهوری‌خواه بودند.

ولی در سال ۲۰۱۱، وقتی از او پرسیدند که از چه چیزی در زندگی خود پشیمان است، او پاسخ داد: «ترجیح می‌دهم که از سیاست فاصله گرفته بودم. من از خداوند سپاسگزارم که به من فرصت‌هایی داد تا به اشخاصی که مناصب بالای سیاسی دارند خدمت کنم. افرادی که در عرصه قدرت هستند نیز مانند بقیه مردم، نیازهای معنوی و شخصی دارند؛ و غالباً کسی را ندارند که با او حرف بزنند. ولی اکنون که به گذشته می‌نگرم متوجه می‌شوم که گاهی اوقات از برخی مرزها عبور کردم؛ و اگر امروز در چنان شرایطی بودم چنان کاری نمی‌کردم.

جامعه ایونجلیکالی که گراهام آن را ترک گفته است، درست در جهت عکس این سخنان اوحرکت کرده، سرنوشت خود را به طور مسلم با حزب جمهوری‌خواه گره زده است. در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶، هشتاد درصد از ایونجلیکال‌های سفیدپوست به دونالد ترامپ رای دادند. درست همانطور که ایونجلیکال‌های سفیدپوست کاملاً با ترامپ همراستا شده‌اند، دونالد ترامپ نیز خود را با آنان پیوند زده است. در دوران‌های ریاست‌جمهوری گذشته آمریکا، گروه‌های مذهبی‌ای که به رئیس‌جمهور وقت توصیه‌هایی را ارائه می‌دادند، متشکل از رهبرانِ ادیان و مذاهب گوناگون بودند، ولی اکنون ترامپ فقط حلقه‌ای از مشاوران ایونجلیکال دارد که به طور غیررسمی سازمان یافته‌اند. اینان شبانانی هستند که همواره در برنامه‌های خبری تلویزیونی، از سیاست‌ها و از شخصیت ترامپ دفاع می‌کنند.

ریچارد ماو،[۱۷] رئیس پیشین مدرسه دینی فولر،[۱۸] می‌گوید که او معتقد است که دلیل محتاط‌بودن بیلی گراهام در طرفداری از یک حزب خاص، به تجربه او با نیکسون بازمی‌گردد. گراهام خیلی به نیکسون نزدیک بود، ولی زمانیکه رسوایی واترگیت به وجود آمد، او به علت این رابطه نزدیک، به سختی مورد انتقاد قرار گرفت؛ و پس از آن نیز زمانیکه نوار گفتگویش با رئیس‌جمهور نیکسون، یعنی نواری که در آن، آن دو اظهاراتی یهودی‌ستیزانه داشتند، افشا شد، بیلی گراهام آماج انتقاد قرار گرفت. خود گراهام یک بار گفت که بهتر می‌بود از سیاست پرهیز می‌کرد، و اینکه پس از افشای آن نوار به گریه افتاد.

ریچارد ماو می‌گوید: «من فکر می‌کنم که اگر بیلی گراهام می‌بود، به دلیل تجربه‌اش با نیکسون به ایونجلیکال‌ها هشدار می‌داد که خیلی به کاندیداهای سیاسی نزدیک نشوند. بیلی گراهام درباره اینکه اکنون ایونجلیکال‌ها سرنوشت خودشان را با دونالد ترامپ گره زده‌اند، نگران می‌شد. او خطرهای نهفته در روابط سیاسی را به خوبی حس می‌کرد. فکر می‌کنم که اگر او می‌بود، درباره آنچه دارد در ایونجلیکالیسم اتفاق می‌افتد بسیار آشفته‌خاطر می‌شد.»

بیلی گراهام در سال‌های آخر زندگی خود، از مسیحیان راست‌گرا که انگیزه‌های سیاسی داشتند، فاصله گرفت. در حالیکه برخی از رهبران ایونجلیکال به طور فزاینده‌ای فقط خود را بر حق می‌دانستند و پیوسته متعصب‌تر می‌شدند، گراهام تلاش می‌کرد که مرزهارا کمرنگ‌تر کند؛ او به پایه‌گذاری سازمان‌هایی کمک کرد که بر تبشیر برای همگان تاکید داشتند. پسر ارشد او، فرانکلین، می‌گوید که در آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، بالاخره معلوم نشد که پدرش به چه کسی رای داد.

برخی از این نگرانند که ایونجلیکالیسم در آمریکا از آن مسیری که مطلوب بیلی گراهام بود منحرف شده باشد. یکی از این افراد، شوهر‌خواهر ۸۶‌‌ ساله گراهام، شبان لایتون فورد،[۱۹] است. او به مدت ۳۰ سال همراه با گراهام به موعظه پرداخت.

مورخ آمریکایی، جورج مارسدن،[۲۰] می‌گوید: «ایونجلیکال کسی است که بیلی گراهام را دوست داشته باشد.» البته مرگ بیلی گراهام که یک شخصیت بسیار برجسته در قرن بیستم محسوب می‌شود، اختلاف‌نظرهای عمیق و تند ایونجلیکال‌ها را درباره میراث او آشکار کرد. مرگ او در روز چهارشنبه این پرسش را مورد تاکید قرار داد که چگونه است که به نظر می‌رسد که این گروه که به طور یکسان از او الهام می‌گرفتند، دیدگاه غیرحزبی او را با شدت خیلی زیادی رد می‌کنند؟ چگونه است که ایونجلیکال‌های آمریکا به حزبی‌ترین گروه‌های مذهبی تبدیل شده‌اند و بیلی گراهام در این زمینه چه نقشی ایفا کرده است؟

ده‌ها سال پس از آنکه بیلی گراهام در سال ۱۹۸۱ انزجار خود را از اینکه طیفِ راست مذهبی و سیاسی با هم متحد شوند اعلام کرد، اکنون اصطلاح «ایونجلیکال» برای بسیاری به مترادف «جناح راست سیاسی» تبدیل شده است.

برخی از کارشناسان می‌گویند که گراهام در ده سال آخر عمرش به دلیل ابتلا به بیماری پارکینسون، تقریباً هیچ حضوری در عرصه عمومی نداشت، ولی با فضای کنونی جامعه کاملاً مخالف بود. البته برخی دیگر ادعا می‌کنند که این او بود که این فضا را به وجود آورد.

گرَنت وَکر[۲۱] که زندگینامه‌ای برای گراهام نوشته است، می‌گوید: «فکر می‌کنم که اگر او آنچه امروز رخ داده است را درک می‌کرد، احساس شرمندگی بسیار زیادی در او به وجود می‌آمد. فکر می‌کنم که اگر می‌دید که دین تا چه حد سیاسی شده است، بهت‌زده می‌شد و به اطراف خود نگاه می‌کرد و می‌گفت: «این، چیزی نیست که انجیل می‌خواهد.»

انتقادهایی به بیلی گراهام

هستند کسانی که بیلی گراهام را عامل ایجاد وضعیت کنونی می‌دانند، گرچه فکر می‌کنند که او خود نمی‌خواسته است که چنین شرایطی به وجود بیاید. خانم باتلر[۲۲] که در دانشگاه پنسیلوانیا مدرس مطالعات ادیان و مطالعات آفریقاست، اینگونه استدلال می‌کند: «گراهام خودش به روشنی یک فرد غیرحزبی بود، اما او زمینه را برای روی‌کا‌رآمدن ترامپ و ایونجلیکال‌های کنونی آماده کرد. بیلی گراهام از مسیری پرپیچ‌و‌خم وارد دنیای سیاست شد و این ایده را تقویت کرد و به پیش برد که آمریکا یک هدف منحصربه‌فردِ مسیحی دارد. اینکه امروز می‌بینیم که پسر او فرانکلین از موقعیت پدرش استفاده می‌کند و ترامپ را برکت می‌دهد، نشاندهنده نتیجه طبیعی فعالیت‌های سیاسی بیلی گراهام است.»

خانم باتلر می‌افزاید: «پیکارهای بزرگ تبشیریِ بسیار محبوبِ بیلی گراهام که در زمان خودش بسیاری از موانع را از بین برد، گردهمایی‌های مذهبی بزرگی بود که افراد زیادی از نژادهای مختلف در آن حضور داشتند. با این حال، گراهام با رهبران نژادپرست جنوبی هم همکاری داشت. من درباره این نگاهِ مسالمت‌جویانه او سخن می‌گویم. همه می‌گویند که او مرد بزرگی بود؛ من این را انکار نمی‌کنم، ولی می‌گویم که او در متن پروژه خاصی که برای آمریکا وجود دارد قرار گرفته است، از اقدامات ضدکمونیستی او گرفته تا عکسی که با آخرین رئیس‌جمهور آمریکا گرفت.( اشاره خانم باتلر به عکسی بود که بیلی گراهام در سال ۲۰۱۳ در میهمانی نودوپنجمین سالگرد تولدش با دونالد ترامپ انداخته بود.) پروژه او این است که پیام عیسی مسیح را به یک روش خاص آمریکایی موعظه کند، روشی که آمریکا را به جلو می‌برد و باعث می‌شود تا ما به صورت یک ملت مسیحی جوه کنیم؛ همین!»

میهمانی سالگرد تولد بیلی گراهام

خانم باتلر خاطرنشان می‌کند که ممکن است که اقدامات اخیر بیلی گراهام را پسرش فرانکلین هدایت کرده باشد. در سال‌های اخیر امکان مصاحبه با بیلی گراهام وجود نداشت؛ بنابراین، نمی‌توان در این مورد مطمئن شد.

بیلی گراهام در طول زندگی‌اش مکرراً در نظرسنجی‌ها به عنوان یکی از «قابل‌تحسین‌ترین افراد» معرفی شد. با این حال، هم راست‌ها و هم چپ‌ها انتقادهایی به او داشتند. برخی از مسیحیان بنیادگرا [که بر لزوم متمایزبودن از کلیساهای دیگر و حفظ کامل اصالت‌های خود تاکید دارند] احساس می‌کردند که او نسبت به رعایت مرزهای الهیاتی به اندازه کافی التزام ندارد. برخی از الهیدانان [غیربنیادگرا] نیز احساس می‌کردند که انجیلی که او وعظ می‌کند بیش از اندازه سطحی و ابتدایی است.

فرانکلین

فرانکلین گراهام، پسر ارشد بیلی گراهام، ۶۵ سال سن دارد و یکی از مشاوران غیررسمی ایونجلیکالِ دونالد ترامپ است. او که خود را ادامه‌دهنده راه پدر خود می‌داند و غالباً مدعی می‌شود که جانشین واقعی پدرش است، در مراسم آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ، به قرائت دعا پرداخت.

فرانکلین گراهام و ترامپ

در زمان ریاست‌جمهوری اوباما، فرانکلین دیدِ خیلی بدی نسبت به او داشت و از سال ۲۰۱۱، از ایده ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ حمایت کرد. او در مصاحبه‌ای با کریستین امانپور، مانند دونالد ترامپ خواستار آن شد که اوباما آمریکایی‌الاصل‌بودن خود را با ارائه گواهی ولادتش اثبات کند. از اظهارات خود فرانکلین چنین بر می‌آید که دلیل او برای پشتیبانی از دونالد ترامپ، حمایت ترامپ از ارزش‌های دینی است. برخی از ناظران ایونجلیکال علناً این سوال را مطرح کرده‌اند که آیا اگر بیلی گراهام دچار بیماری نبود، روابط نزدیک پسرش فرانکلین را با دونالد ترامپ تایید می‌کرد؟ گرچه فرانکلین حمایت خود را از ترامپ به طور رسمی بیان نکرد، ولی تا به حال از بیشتر سیاست‌های ترامپ پشتیبانی کرده است.

بیل مارتین[۲۳] که در دانشگاه رایس[۲۴] تدریس می‌کند و زندگینامه‌ای برای بیلی گراهام نوشته است، می‌گوید: «فرانکلین تفاوت زیادی با پدرش دارد. همیشه برای بیلی گراهام دشوار بود که مردم را دوست نداشته باشد، ولی فرانکلین همواره خواهان ترسیم خط و مرز بوده است. پدر او خواهان این بود که مرزها یا به کلی از میان برود یا اینکه کمرنگ شود و دامنه افرادی که او می‌خواست با آن‌ها ارتباط داشته باشد گسترش پیدا کند. البته تردید دارم که بیلی گراهام می‌توانست به صراحت بگوید که ترامپ را دوست ندارد. نیکسون یکی از نزدیک‌ترین معاشران او بود؛ تا اندازه‌ای که بیلی به خاطر او دودستگی ایجاد می‌کرد. او همیشه بیشترین حسن‌ظن را نسبت به افراد داشت.»

کامپیز،[۲۵] سخنگوی بیلی گراهام، قبلاً در پاسخ به این پرسش که در صورت پیروزی اَلگور[۲۶] یا بوشِ پسر، بیلی گراهام در مراسم آغازبه‌کار کدامیک از آن دو دعا خواهد خواند، گفته بود: «بیلی گراهام خوشحال خواهد شد که در مراسم هر کدام از آن دو دعا بخواند.» ولی فقط یک روز بعد، کامپیز با دستپاچگی توئیت کرد که گراهام فقط حاضر خواهد بود که برای بوش دعا کند! کامپیز می‌گوید: «برای من روشن بود که فرانکلین دارد اختیار امور پدرش را در دست می‌گیرد.» کامپیز با لحن انتقادآمیزی اینگونه گفت: «من فکر می‌کردم که بیلی گراهام خوشحال خواهد شد که برای هر یک از آن دو دعا بخواند، ولی گویا فرانکلین داشت خدمت پدرش را به مسیر جدیدی هدایت می‌کرد.»

البته محافظه‌کاران می‌گویند که برجستگی سیاسی فرانکلین گراهام درست و بجا است و منعکس‌کننده میراث پدرش می‌باشد. رابرت جِفرِس[۲۷] که در تگزاس شبان یک مگاچرچ است و از جمله ایونجلیکال‌هایی است که به طور غیررسمی به دونالد ترامپ مشاوره می‌دهند، می‌گوید: «من فکر می‌کنم که فرانکلین به شایستگی، ردای پدرش را به تن کرده است و قطعاً خدمت و مسئولیت‌های او را به شکل مثبتی به انجام می‌رساند. من فکر می‌کنم که فرانکلین از هر کس دیگری بهتر می‌داند که اگر پدرش می‌بود، چکار می‌کرد.»

جِفرِس به نقل از فرانکلین می‌گوید: «احتمالاً بیلی گراهام ترامپ را به خاطر بی‌نزاکتی‌های گفتاری‌اش یا به خاطر عدم پایبندی اخلاقی‌اش در مسائل زناشویی محکوم نمی‌کرد.» جِفرِس می‌افزاید: «فکر می‌کنم که فرانکلین حرف خوبی زده است. بسیاری از ماها هم این را گفته‌ایم. حمایت ما از یک کاندیدا بر اساس سیاست‌های اوست نه براساس پرهیزکاری شخصی او. این همان چیزی است که اگر بیلی گراهام می‌بود انجام می‌داد. درست همانطور که کتاب مقدس می‌گوید که عیسی دوست گناهکاران بود، بیلی گراهام هم دوست گناهکاران بود. او دوست همه رؤسای جمهور بود، از جان اف کندی گرفته تا ریچارد نیکسون.»

دیگران، حتی افرادی در درون خانواده گراهام، با این ادعا که فرانکلین واقعاً پدرش را نمایندگی می‌کند مخالفند. جِروشا آرمفیلد[۲۸] یکی از نوه‌های بیلی گراهام که ترامپ و ایونجلیکال‌های طرفدار او را به صراحت مورد انتقاد قرار می‌دهد، می‌گوید که فرانکلین نماینده دیدگاه‌های پدربزرگ فقیدش نیست. آرمفیلد می‌گوید: «زمانی ترسم از این بود که فرانکلین گراهام به جای پدربزرگم سخن بگوید. مردم پیام پدربزرگ مرا می‌شناسند. آن‌ها قبول نمی‌کنند که پیام او به ناگهان چرخشی تند به سمت راست پیدا کرده باشد.»

جان هافمَن،[۲۹] عضو پیشین هیئت مدیره نشریه «Christianity Today»، در مراسم خاکسپاری بیلی گراهام که دونالد ترامپ هم در آن شرکت داشت، چنین گفت: «بیلی از مخاطرات نزدیکیِ بیش‌از‌حد به سیاسیون آگاه بود. امیدوارم امروز طوری نشود که ترامپ مجلس را به دست بگیرد. امروز روز بیلی است نه روز او. دعا می‌کنم که مراسم امروز را با اهداف از‌پیش‌تعیین‌شده سیاسی به انحراف نکشانند. فرانکلین و بیلی دو فرد بسیار متفاوت هستند، ولی امروز روز سیاست نیست.»

تشییع و خاکسپاری بیلی گراهام

در روز چهارشنبه ۲۸ فوریه ۲۰۱۸، یعنی یک هفته پس از فوت بیلی گراهام، هزاران نفر برای وداع با او در اطراف ساختمان کنگره صف کشیدند. دونالد ترامپ نیز در مراسم کاخ کنگره شرکت داشت. او و برخی دیگر از رهبران سیاسی در این مراسم سخنرانی کردند. بیلی گراهام نخستین شخصیت مذهبی در تاریخ آمریکاست که این افتخار را پیدا می‌کند که در زیر گنبد کاخ کنگره قرار داده شود. این افتخار را فقط به برجسته‌ترین شهروندان آمریکا می‌دهند و تا کنون عمدتاً شامل حال برخی از رؤسای جمهور، سیاسیون و افسران نظامی آمریکا شده است. تا قبل از بیلی گراهام، این افتخار فقط نصیب ۳۳ نفر شامل یازده رئیس‌جمهور شده بود؛ برخی از این افراد عبارتند از: آبراهام لینکلن، جان اف کندی، دوایت آیزنهاور، لیندون جانسون، رونالد ریگان و البته سربازان گمنامی از جنگ‌های جهانی اول و دوم، جنگ کره در سال ۱۹۵۸ و جنگ ویتنام در ۱۹۸۴. بیلی گراهام سی‌و‌چهارمین فرد محسوب می‌شود. برخی می‌گویند که شایسته است که او اولین و آخرین رهبر مذهبی آمریکا باشد که افتخار می‌یابد که برای وداع عمومی در زیر گنبد ساختمان کنگره قرار داده ‌شود.

تابوت گراهام در زیر گنبد کاخ کنگره

تابوت چوبی بیلی گراهام را زندانیان حبس ابد در ندامتگاه ایالتی لویزیانا ساخته بودند، زندانیانی که گراهام قبلاً برای آن‌ها موعظه کرده بود.

مراسم یادبود در کاخ کنگره، برای فرانکلین گراهام یادآور دوران گذشته آمریکا بود. او در روز پنج‌شنبه گفت: «ما نیاز داریم که خدا را به دولت بازگردانیم. ما نیاز داریم که خدا را به مدرسه‌هایمان بازگردانیم. ما نیاز داریم که خدا را به زندگی روزانه خود بازگردانیم. اگر چنین کنیم، شاهد بهبودی معنوی در کشورمان خواهیم بود.»

مراسم خاکسپاری بیلی در محوطه کتابخانه بیلی گراهام در شهر شارلوت در ایالت کارولینای شمالی، در چند مایلی خانه پدری بیلی، در زیر خیمه‌ای بزرگ به مساحت ۲۸ هزار فوت مربع برگزار شد، خیمه‌ای که یادآور گردهمایی‌های مذهبی بزرگ گراهام بود. گراهام عنوان «پیکارهای بزرگ» را به این گردهمایی‌ها داده بود. اولین مورد از این گردهمایی‌های بزرگ که هشت هفته به طول انجامید، در سال ۱۹۴۹ در لوس‌آنجلس برگزار شد. در واقع، همین اولین «پیکار بزرگ» بود که باعث انفجار محبوبیت بیلی گراهام شد.

مراسم خاکسپاری، شبیه به «پیکارهای بزرگ» بیلی گراهام برنامه‌ریزی شده بود و خیمه سفید هم در واقع نماد خیمه‌ای بود به نام «کلیسای جامع بِرزِنتی»[۳۰] که بیلی در سال ۱۹۴۹ برای اولین بار برپا کرد، برنامه‌ای که هشت هفته به طول انجامید و موجب شهرت او در سطح ملی شد. برخی، مراسم خاکسپاری بیلی گراهام را آخرین «پیکار بزرگ» او توصیف کردند. بخش عمده مراسم روز جمعه را خود بیلی گراهام و دوستش کلیف بارو[۳۱] که در ۲۰۱۶ از دنیا رفت، از حدود یک دهه قبل برنامه‌ریزی کرده بودند. البته قبل از آغاز این مراسم، پیکر او را از خانه پدری او تا کتابخانه حمل کردند و در طول مسیر، حدود سیزده هزار نفر به او ادای احترام نمودند.

سخنرانی فرانکلین گراهام در مراسم خاکسپاری

 چیزی در حدود ۲۳۰۰ میهمان در مراسم خاکسپاری در فضای سبز کتابخانه شرکت کردند، شامل حدود دویست نفر از فرزندان، نوه‌ها، خویشاوندان و بستگان بیلی گراهام. علاوه بر دونالد ترامپ و مایک پِنس و همسرانشان و همچنین ایوانکا ترامپ و شوهرش جارد کوشنر، بسیاری از شخصیت‌های بزرگ مسیحی آمریکا در این مراسم شرکت داشتند: شبانان مهمی مانند ریک وارِن،[۳۲] چارلز اِستنلی،[۳۳] برایان هاوستن،[۳۴] ماکس لوادو،[۳۵] جول آستین،[۳۶] (که شبان مگاچرچ هاوستن[۳۷] است) جک گراهام[۳۸] و رابرت جِفرِس.

برخی از شخصیت‌های محبوب کلیساهای سفیدپوست ایونجلیکال نظیر مجری و هنرپیشه مشهور، خانم کَتی گیفورد،[۳۹] و نوازنده محبوب مسیحی، استیون چَپمَن،[۴۰] و  سخنرانان مشهوری نظیر راوی زاکاریاس[۴۱] و بِت مور[۴۲] و شخصیت‌های سیاسی مهمی نظیر وزیر مسکن و شهرسازی ترامپ آقای بِن کارسون[۴۳] و  فرماندار سابق آلاسکا، خانم سارا پالین،[۴۴] نیز در مراسم حضور داشتند؛ همچنین شهردار سابق نیویورک، آقای رودی گیلیانی،[۴۵] فرماندار سابق کارولینای شمالی، آقای پَت مک‌کروری،[۴۶] و مجری و خبرنگار مشهور آمریکایی خانم گرتا سوسترن.[۴۷]

کتابخانه و بوستان یادبود بیلی گراهام

در این مراسم، شخصیت‌های مسیحی از ۵۰ کشور خارجی حضور داشتند. بیش از یکصد هیئت بین‌المللی شامل نمایندگان کلیساهای ارتدوکس روسیه، ارتدوکس یونان و کلیسای کاتولیک و البته کلیساهای ایونجلیکالِ خارج از آمریکا در مراسم خاکسپاری شرکت کردند: از جمله شبان بیلی کیم[۴۸] از کره جنوبی که در «پیکار بزرگ» بیلی گراهام در سال ۱۹۷۳ در کره جنوبی مسئولیت ترجمه موعظه‌های او را بر عهده داشت، شبان سامی داغِر از لبنان که در چند مورد از گردهمایی‌های بیلی گراهام سخنرانی کرده بود؛ و همچنین مبشر هندی‌الاصل شبان رابرت کانویل.[۴۹]

موسیقی و خوانندگی در این مراسم نقش پررنگی داشت و در واقع، مراسم خاکسپاری با یکی از آوازهای مذهبی محبوب بیلی گراهام به نام «Until Then» با اجرای خواننده سیاهپوست خانم لیندا فیشر[۵۰] آغاز شد. خوانندگان و نوازندگانی مانند مایکل اسمیت[۵۱] و گروه نوازندگان گیتر وکال[۵۲] که در میان ایونجلیکال‌ها محبوب هستند، سرودهای روحانی مورد علاقه بیلی گراهام را اجرا کردند. و بسیاری از خوانندگان و نوازندگانی که در گردهمایی‌های بیلی گراهام هنرنمایی می‌کردند نیز در مراسم حضور داشتند.

این مراسم خصوصی نقطه اوج یک هفته عزاداری بود که در آن، پیکر بیلی گراهام در زیر گنبد کاخ کنگره برای بازدید عموم قرار داده شد. همه پنج فرزند بیلی گراهام که به فعالیت های مذهبی اشتغال دارند، در این مراسم سخنرانی کردند و هر یک به نوعی وعده ادامه راه پدر را دادند.

در پایان مراسم، تابوت بیلی گراهام را در بوستان یادبود گراهام در محوطه بیرون کتابخانه او در کنار آرامگاه همسرش که در سال ۲۰۰۷ از دنیا رفته بود، به خاک سپردند. به علاوه، فرانکلین گراهام گفت که رهبران جامعه ایونجلیکال در حال بررسی این هستند که منزل پدرش را در مونتریت در کارولینای شمالی به محل اجتماع (خلوتگاه) بزرگان بازار تبدیل کنند.

قبر بیلی گراهام در کنار قبر همسرش

پس از مراسم بزرگ خاکسپاری، مراسم کوچکی هم با حضور اعضای خانواده گراهام در فضای سبز کتابخانه گراهام و با حضور جمعیت کمتری که شامل حدود دویست نفر از خویشان و بستگان گراهام بود، برگزار شد.

 

گردآوری و ترجمه: مصطفی رستگار

برخی از منابع و مآخذ:

منابع و مآخذ در نزد نگارنده محفوظ است.

 

[۱] Southern Baptist Convention

[۲] Palatka

[۱] Billy Graham Evangelistic Association

[۲] Franklin Graham

[۳] Martin Luther King Jr.

[۴] Alphonso R. Bernard, Sr.

[۵] megachurch

[۶] Leith Andersson

[۷] National Association of Evangelicals

[۸] Steven Curtis Chapman

[۹] Mullet

[۱۰] Timothy Dolan

[۱۱] Rick Warren

[۱۲] Oakland

[۱۳] Harry S. Truman

[۱۴] Montreat

[۱۵] Jean Ford

[۱۶] Ruth

[۱۷] Richard Mouw

[۱۸] Fuller Theological Seminary

[۱۹] Leighton Ford

[۲۰] George Marsden

[۲۱] Grant Wacker

[۲۲] Anthea Butler

[۲۳] Bill Martin

[۲۴] Rice

[۲۵] Kampeas

[۲۶] Al Gore

[۲۷] Robert Jeffress

[۲۸] Jerusha Armfield

[۲۹] John Huffman

[۳۰] Canvas Cathedral

[۳۱] Cliff Barrow

[۳۲] Rick Warren

[۳۳] Charles Stanly

[۳۴] Brian Houston

[۳۵] Max Luado

[۳۶] Joel Osteen

[۳۷] Houston

[۳۸] Jack Graham

[۳۹] Kathie Lee Gifford

[۴۰] Steven Curtis Chapman

[۴۱] Ravi Zacharias

[۴۲] Beth Moore

[۴۳] Ben Carson

[۴۴] Sarah Palin

[۴۵] Rudy Giuliani

[۴۶] Pat McCrory

[۴۷] Greta Van Susteren

[۴۸] Billy Kim

[۴۹] Robert Cunville

[۵۰] Linda McCrary-Fisher

[۵۱] Michael W Smith

[۵۲] Gaither Vocal Band

Print Friendly, PDF & Email