علت تغییر رویه حکومت سعودی در 1979

تأملی در ادعای ولیعهد عربستان درباره تأثیر انقلاب ایران بر کشورش

در یادداشت قبلی به این مسئله پرداختیم که حاکمان سعودی در پی بحران ناشی از قیام جهیمان العتیبی و شکنندگی درونی خود مجبور به تغییر رویه شدند تا بار دیگر پشتوانه قدرت خود یعنی بدنه متدین وهابی جامعه و عالمان آن را به خود جلب کنند و این تغییر موضع ربطی به انقلاب ایران نداشت. در این یادداشت برای تأیید آنچه گذشت خلاصه فصل دوازدهم از کتاب« the siege of Mecca» نوشته یاروسلاو تروفیموف را می‌خوانید.

تروفیموف روزنامه نگار امریکایی تبار با اصالت اوکراینی و متخصص مسائل خاورمیانه است. او دو سال بر روی پرونده جهیمان وقت گذاشته و با چند سفر به امارات، مصر و انگلستان و در نهایت عربستان به جمع آوری اسناد این حادثه می‌پردازد. او با دوستان و اهل قبیله جهیمان و شاهدان حادثه صحبت کرده و نیز به اسناد محرمانه عربستان دست می‌یابد و ماحصل این تحقیق منحصر به فرد کتابی است مهم که می‌توان گفت یکی از دو منبع موجود در این زمینه است. ( کتاب دیگر « ایام مع جهیمان» نوشته ناصر الحزیمی است)

خلاصه فصل دوازده  از کتاب « the siege of Mecca»:

پس از علنی شدن ماجرای اشغال مسجد الحرام … بالاخره کم کم سی نفر از علمای بلند پایهٔ وهابی در کاخ ملک خالد گرد هم آمدند…. از جمعیّت سی‌نفرهٔ عالمان تنها  بن سبیل پیش نماز این مسجد شاهد عینی درگیری مسجدالحرام به شمار می‌رفت … ملک خالد جلسه را شروع کرد. …ملک خالد می‌خواست در مورد نوع پاسخ ارتش آل سعود به اشغال مسجدالحرام از علما مشورت و فتوی بگیرد. همه می‌دانستند طبق شریعت اسلامی حمل هرگونه سلاح در مسجدالحرام گناه و حرام است. …علمای وهابی باید نخست از واهی بودن ادّعای اشغالگران مسجدالحرام اطمینان حاصل می‌کردند و سپس در مورد فتوی به شور می‌نشستند….ابن راشد و سایر علما به محفوظات و معلومات خود در زمینهٔ احادیث و روایات رجوع کردند و متفق القول گفتند: طبق احادیث ، شرایط ظهور موعود هنوز محقق نشده است. یکی از شرایط و زمینه‌های ظهور همان ۷۰ هزار نفر یهودی است که  مهدی و عیسی نابود خواهند کرد. این یهودیان از اصفهان می‌آیند و شال مخصوص جهود بر سر دارند. طبق احادیث، مهدی موعود پشت دیوارهای دمشق و دروازه‌های شهر در انتظار یاری مسیح می‌نشیند. ابن راشد گفت بر کسی پوشیده نیست که دمشق امروز هیچگونه دیوار و دروازه‌ای ندارد. علما متفق القول به این نتیجه رسیدند که محمد بن عبدالله مهدی موعود نیست و سپس در مورد فتوای مورد نظر ملک خالد به شور نشستند. بر خلاف اطلاعات غلط دولت آمریکا ، علمای وهابی نیک می‌دانستند موضوع اشغال مسجدالحرام هیچ ارتباطی با امام خمینی و شیعیان تحت حمایت او در عربستان ندارد. واضح و مبرهن بود که نهضت جهیمان تراوشات جنبش احیای وهابیت است که خود شخص بن باز و سایر علمای بلند پایه وهابی پایه گذاری بودند. فی‌الواقع اشغال مسجدالحرام ماحصل جنبشی است که جلوی چشم علمای وهابی بال و پر گرفته بود. جالب اینکه همین علما  یک سال پیش در مقام دفاع در آمدند و براین باور بودند که هیچ ضرری از سوی این جنبش متوجه جامعهٔ عربستان نیست.

هم مسلکان جهیمان  نظر مساعد علمای محافظه کار وهابی را با خود همراه داشتند. مگر خطبهٔ نماز صبح روز اشغال مسجدالحرام در مورد گسترش بی اخلاقی و فساد ، ترویج آداب و رسوم غربی در کشور و گستاخی زنان نبود؟ آیا غیر از این است که خود علما همیشه از این موضوعات به صراحت انتقاد می‌کردند؟ والی مکه شاهزاده فواز گرایشات لیبرال داشت و نوک تیز پیکان انتقادات همیشه بدان سمت معطوف بود. علما نیز بارها به ملک خالد اعلام خطر کرده بودند که شاهزاده فوّاز چهرهٔ آل سعود را خدشه دار کرده چون  که نسبت به شرب خمر و اختلاط زن و مرد مسامحه می‌ورزد و شهر مقدس مکّه را به معدن فساد تبدیل کرده است. …بن باز و علمای سعودی پس از شور به این تصمیم رسیدند که یک چاره بیشتر در دست نیست. آل سعود با همه تقصیرها و قصورها باید در زمان بروز مشکلات از حمایت عالمان وهابی برخوردار شوند. ملک خالد از آنان خواسته فتوایی صادر کنند و بر مشروعیت دینی آل سعود صحه بگذارند. امّا در عوض، آل سعود از این پس باید به وظایف و تعهّدات خود در قبال شریعت اسلامی به نحو احسن عمل کند. حضور زنان بر صفحهٔ تلویزیون ، فیلم‌های مغایر با اخلاق و شهوت برانگیز و شرب خمر باید با جدیّت تمام قدغن شود. روند لیبرال سازی اجتماعی که از زمان ملک فیصل آغاز شده باید پایان پذیرد و حتی در صورت فراهم بودن شرایط باید روند بازگشت به آداب و سنن سنّتی شروع شود. مقرر شد دولت سعودی میلیاردها دلار از درآمد فروش نفت را برای ترویج و گسترش و تبلیغ اسلام وهابی در سراسر جهان اختصاص دهد. به عبارتی دیگر آل سعود باید استفادهٔ مناسبی از درآمدهای نفتی در جهت نشر و اشاعه اسلام کند….بنا به گفتهٔ بعضی شاهزادگان، علمای وهابی از آل سعود خواستند چیزی در عمل پیاده شود که همان نگرش جهیمان بود تا در عوض علما به حذف فیزیکی جهیمان و هم قطارانش رضایت دهند. طبق عادت مآلوف آل سعود ، این بده بستان سیاسی هرگز به‌صورت شفاف صورت نگرفت بلکه تلویحی و در قالب کلماتی دو پهلو بیان شد. لیکن همگان دربارهٔ نتیجهٔ جلسهٔ شورا و ملک خالد اتفاق نظر داشتند: آل سعود وارد معامله شد و به خواستهٔ علما تن در داد.

Print Friendly, PDF & Email
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی