چه کسی در چند دهه گذشته عربستان و جهان اسلام را به قهقرا کشاند؟

تأملی در ادعای ولیعهد عربستان درباره تأثیر انقلاب ایران بر کشورش

چند روز پیش ولیعهد جوان سعودی بیان کرد که عربستان در صدد بازگشت به شرایط رو به ترقی خود قبل از ۱۹۷۹ است. ولیعهد جوان ادعا کرد که عامل آن رویکرد متشدد انقلاب اسلامی ایران بود که سبب فشار بر همسایگانش شد و آن‌ها را مجبور به چنین رفتاری کرد.

. برای ارزیابی صحت این ادعا باید به این سؤال پاسخ داد که چرا عربستان روند مدرن‌سازی خود را در آن ایام متوقف کرد و چهره‌ای متحجر به خود گرفت؟

 برای یافتن پاسخ می‌بایست به چند دهه قبل از آن بازگردیم. در زمان تأسیس کشور عربستان در ۱۹۳۲ توسط عبدالعزیز مشکلی داخلی در این کشور به وجود آمد که از شورش اخوان من اطاع الله ناشی می‌شد. اخوان حامیان دیروز عبدالعزیز بودند که با قتل و کشتار و غارت شبه جزیره، او را بر اریکه قدرت نشاندند. اما پس از تثبیت جایگاهش، عبدالعزیز که تا دیروز امام اینان بود خود را ملک نامید و موالات کفار (انگلستان) را اتخاذ کرد و به ترویج بدعت (ابزار و محصولات صنعتی جدید) در کشور پرداخت و با انگلستان توافق کرد تا جهاد(دیگر از مرزهای سعودی خارج نشده و به عراق حمله نکند) را تعطیل کند. در نهایت آن‌ها شرایط جدید را برنتافته و علیه عبدالعزیز شورش کردند. درگیری شدیدی بین آنان رخ داد که در نهایت عبدالعزیز با کمک انگلستان توانست بر اخوان فائق آید. آنان با مظاهر تمدن جدید مشکل داشتند و همه را بدعت می‌شمردند. گرچه عبدالعزیز توانست آن‌ها را سرکوب کند، اما تفکر و نگاه آن‌ها عوض نشد و همچنان ادامه داشت و بیشتر در قالب انتقادهایی بود که در وعظ و خطابه‌ها مطرح می‌شد.

از دهه پنجاه میلادی در ثروت نفتی در خدمت خاندان سعودی قرار گرفت. از دهه شصت و بخصوص هفتاد ثروت عظیم حاصل از فروش نفت به طبقات دیگر جامعه هم سرایت کرد و این کشور را به سمت تبدیل شدن به جامعه‌ای مصرفی  حرکت داد. نقطه اوج داستان مدرن‌سازی کشور در زمان ملک فیصل اتفاق افتاد. با این حال اعتراض‌هایی نیز وجود داشت و در نهایت فیصل ترور شد. روند مدرنسازی ادامه داشت تا اینکه در زمان ملک خالد، عقده‌های انباشته و متراکم وهابیت متدین  پس از شکل‌گیری جماعت سلفی محتسبه و رادیکال شدن آن به حد انفجار رسید. این جماعت در ۱۹۶۵ در پی حمله متدینین به مغازه‌های اطراف حرم نبوی و از بین بردن تصاویر مانکن‌هایی که در مغازه‌ها بود و تخریب بخش‌هایی از این مغازه‌ها شکل گرفت تا با بدعت‌های ناشی از وارد شدن کالاها و تمدن غربی مقابله کند و مردم را به سنت سلف دعوت نماید. اگرچه این جماعت در ابتدا تبلیغی بود اما به تدریج رادیکال‌تر شد و درصدد قیام برآمد.

جهیمان العتیبی که رهبر جماعت سلفی محتسبه بود راه جدیدی برای خاموش کردن این فتنه‌ها یافت. او و یارانش رویاهای متعددی درباره مهدی بودن محمد بن عبدالله قحطانی (شوهر خواهرجهیمان) دیدند و سپس روایات مربوط به مهدی را براو تطبیق کردند. آن‌ها راه نجات از این فساد و بدعت‌هایی را که از سوی حکام سعودی بر جامعه تحمیل می‌شد را در قیام مهدی دیدند و بر آن شدند تا در اولین روز از محرم ۱۴۰۰ در آغاز قرن پانزدهم هجری این مهم را تحقق بخشند. اشغال مسجدالحرام و بسته شدن درهای آن یک رسوایی برای آل سعود بود و باید هر چه سریعتر به آن خاتمه می‌دادند. تلاش مسلحانه برای آزادسازی حرم آغاز شد و این قبل از صدور فتوا از سوی فقهای وهابی برای جواز حمل سلاح و حمله نظامیان حکومتی به مسجدالحرام به درخواست ملک خالد بود. علی رغم تلاش‌های ارتش و دادن تلفات زیاد، اشغال مسجدالحرام یک هفته به طول انجامید. آل سعود از توان ارتش خود ناامید شد و دست به سوی نیروهای غربی بخصوص فرانسوی‌ها دراز کرد. در نهایت پس از پانزده روز مقاومت جهیمان و برخی از یارانش که زنده مانده بودند دستگیر و به فاصله کمی اعدام شدند اما بازتاب این قیام در کشور شدید بود و موجی از همدلی در میان وهابی‌ها نسبت به این حرکت و قهرمانان آن پیدا شد. فشارهای ناشی از این حرکت بود که سبب شد حکومت سعودی موضع خود را تغییر داده و چهره متدینانه‌ای به خود بگیرد.

ملک خالد می‌دانست که بهای فتوایی که علما به نفع او و علیه جماعت جهیمان صادر کردند چقدر است و باید اقدام به تلافی می‌کرد پس بودجه‌های سرسام آوری در اختیار نهادهای دینی در داخل و خارج عربستان قرار گرفت تا به تبلیغ وهابیت بپردازند. حکومت می‌دانست که علما نیز مانند جهیمان از وضعیت کشور راضی نیستند در نتیجه برای جلب رضایت آن‌ها دست به اصلاحاتی زد. پس از این داستان چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای در رفتار حاکمان این کشور دیده می‌شود. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که سرکوب اسلام‌گراها مشکلات را حل نخواهد کرد بلکه باید از خود اسلام استفاده می‌شد. آن‌ها شروع کردند به تظاهر بیش از پیش به اسلام و اجرای احکام شرع در سطح جامعه.

فهد به شرکت‌های سعودی و خارجی ابلاغ کرد در هر کجا که اختلاط زن و مرد به وجود می‌آید حق استخدام نیروی زن ندارند. هم‌زمان لیستی از توصیه‌ها برای جلوگیری از اختلاط زن و مرد به همه کسانی که به سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های عربستان برای اخذ ویزا می‌رفتند داده می‌شد. حاکم جده در پیامی که به شرکت‌های خارجی فرستاد محترمانه درخواست کرد تا زنان با پاها و دستان برهنه و با لباس‌های تنگ و کوتاه و نیز مردان با پوشیدن شلوارک در انظار حاضر نشوند.[۱] در پی حادثه اشغال حرم زنان سعودی مجبور به پوشاندن صورت‌های خود با نقاب شدند. خانم‌ها دیگر در باشگاه بین‌المللی زنان در ریاض شرکت نمی‌کردند و از شنا در استخر هتل‌ها ممنوع شدند.[۲] اگرچه عاملان اشغال حرم اعدام شده و خوارج نامیده شدند، اما در عمل خاندان سعودی تسلیم مطالبات آنان شد. البته حوادث آینده نشان داد که سران سعودی در اتخاذ این رویکرد اشتباه نکردند و توانستند نیروی مذهبی معارض را مهار کنند به طوری که از آن زمان تا سال ۲۰۰۰ تنها سه اقدام تروریستی در عربستان اتفاق افتاد که همگی آن‌ها نیز علیه امریکایی‌ها بود.[۳]

[۱] -Haiat al-Amr bil Maruf، “Guidelines to our Brothers in Humanity about Proper Dress and Behavior in Saudi Arabia،” Circular # 1039، July 25، ۱۹۷۹.

[۲] – Abdella Doumato، Eleanor، Obstacles to Equality for Saudi Women، Middle East Institute Viewpoints: The Kingdom of Saudi Arabia، ۱۹۷۹-۲۰۰۹: Evolution of a Pivotal State • www.mei.edu، The Middle East Institute Washington، DC، pp.23-24

[۳] – Mitchell،Tristan، Mitrano، Marisa، Murphy، Daniel،and others. (8 May 2015) Overlooked and Under Examined ، The Grand Mosque Seizure as an Inciting Incident in Middle Eastern Unrest، University of Notre Dame.

Print Friendly, PDF & Email
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی