ممنوعیت پیشگیری از بارداری: آموزه‌ای تغییرناپذیر در کلیسای کاتولیک رومی

امروزه کلیسای کاتولیک رومی تقریباً[1] تنها کلیسایی است که هر نوع عملی که منجر به پیشگیری از بارداری شود را به صراحت محکوم می‌کند. کلیسای کاتولیک به منظور اثبات رأی خود، علاوه بر تمسک به کتاب مقدس، سُنَّتِ رسولی و مرجعیتِ خودِ کلیسا، که ادله ثلاثه اعتقادات و احکام کاتولیکی محسوب می‎شوند، از قانون طبیعت (شریعت فطری) و تجربه بشری نیز سخن به میان می‌آورد. بر اساس قانون طبیعت، پیشگیری از بارداری تجاوز به حدود الهی محسوب می‌شود. برداشت کلیسای کاتولیک از تجربه بشری نیز این است که این نوع رفتار به کمرنگ‌شدن ارزش‌های اخلاقی و خودخواهی منجر خواهد شد. در این زمینه، اندیشمندان کاتولیک به فقراتی از کتاب مقدس، سخنان آباء کلیسا و آراء دانشمندان متأخر مسیحیت و همچنین به اَسناد رسمی واتیکان استناد می‌کنند. نگارنده در این مقاله تلاش خواهد کرد که براهین و مؤیِّدات کاتولیکی در اثبات و دفاع از این آموزه را مطرح کند.[2]

مقدمه

ممنوعیت پیشگیری از بارداری، ممنوعیت سقط جنین، ممنوعیت مرگ آسان (مرگ شیرین)، ممنوعیت شبیه‌سازی انسان و ممنوعیت تحقیق در زمینه سلول‌های بنیادی، آموزه‌هایی هستند که کلیسای کاتولیک برای «حفظ حیات» تعریف کرده است. در این میان، ممنوعیت پیشگیری از بارداری اهمیت ویژه‌ای دارد زیرا با زندگی هرروزه زوج‌های کاتولیک در ارتباط است. بر اساس این آموزه، یک کاتولیک مؤمن تنها در صورتی مجاز به برقراری رابطه جنسی با همسر خود است که قصد زادآوری داشته باشد. بنابراین، پایبندی یا عدم پایبندی زوج‌های کاتولیک به این آموزه پیامدهای بسیار متفاوتی برای زندگی روزمره آنان خواهد داشت.

بخشنامه کلیسایی «حیات انسان»

در سال 1968، پاپ پُل ششم طی بخشنامه‌ای کلیسایی با عنوان «حیات انسان» خطاب به اسقف‌های کلیسای کاتولیک، بر این آموزه همیشگی کلیسا تأکید کرد که استفاده از وسایل و داروهای پیشگیری از بارداری برای جلوگیری از به‌وجود‌آمدن یک انسان، کار ذاتاً قبیحی است. در این بخشنامه، هر نوع اقدام پیشگیرانه از قبیل عقیم‌سازی، استفاده از وسایل پیشگیری، استفاده از مواد اسپرم‌کُش و قرص‌های ضدبارداری یا حتی تمسک به روش طبیعیِ پیشگیری از بارداری (عَزل) یا هر روش دیگری غیرمُجاز دانسته شده است.

تاریخچه پیشگیری از بارداری و ممنوعیت آن

جلوگیری از بارداری پدیده جدیدی نیست و بشر هزاران سال است که آن را انجام می‌دهد. طومارهایی مربوط به 1900 سال قبل از میلاد در مصر یافت شده است که در آن‌ها روش‌هایی برای پیشگیری از بارداری آموزش داده شده است؛ برخی از این روش‌ها عبارتند از استفاده از پَشم برای جذب اسپرم، استفاده از سُمومی که فضای رحم را آلوده می‌کرد، استفاده از معجون‌های عقیم‌کننده و استفاده از سایر روش‌های جلوگیری از انعقاد نطفه. در برخی اعصار، حتی از کاندوم هم استفاده می‌شد، البته نه کاندوم‌های مدرنِ لاتِکسی، بلکه کاندوم‌هایی که از پوست یا روده حیوانات ساخته می‌شد. همین روش‌ها بعدها در عصر رسولان، در امپراطوری روم باستان نیز مورد استفاده  قرار می‌گرفت.

تا سال 1930، همه فرقه‌های پروتستان در زمینه ممنوعیت پیشگیری از بارداری با کلیسای کاتولیک همنوا بودند و این اقدام را گناه تلقی می‌کردند؛ ولی در سال 1930، کلیسای انگلیکن در انگلستان، تحت فشارهای روزافزون اجتماعی، در کنفرانسی به نام لامبِث اعلام کرد که در برخی شرایط خاص، استفاده از وسایل پیشگیری بلامانع است. به هر حال، زمان زیادی نگذشت که کلیسای انگلیکن این اقدام را در هر شرایطی مجاز دانست. به مرور زمان، سایر گروه‌های مسیحی هم از این کلیسا پیروی کردند و امروزه تقریباً[1] این فقط کلیسای کاتولیک است که صراحتاً جلوگیری از بارداری را ممنوع اعلام می‌کند.

مُستندات کلیسای کاتولیک رومی برای اثبات ممنوعیت پیشگیری از بارداری و ناسازگاری آن با قوانین الهی، شامل کتاب مقدس، سنت رسولی، اَسناد رسمی خود کلیسا، قانون طبیعت (شریعت فطری) و تجربه بشری است.

کتاب مقدس

کتاب مقدس حداقل یک روش جلوگیری از بارداری را متذکر شده و آن را محکوم کرده است. طبق شریعت کُهن یهودی، وقتی مردی از دنیا می‌رفت برادر آن مُتوفّی باید همسر او را به زنی می‌گرفت و برای برادر مُتوفّای خود فرزند به وجود می‌آورد. در کتاب پیدایش، فصل 38، بندهای 8 تا 10 اینگونه می‌خوانیم:

پس یهودا به اونان گفت: « به زنِ برادرت درآی، و حق برادر شوهری را به جا آورده، نسلی برای برادر خود پیداکن.» لکن چونکه ا‌ُونان دانست که آن نسل از آنِ او نخواهد بود، هنگامیکه به زنِ برادر خود درآمد، بر زمین ِانزال کرد، تا نسلی برای برادر خود ندهد. و این کارِ او در نظر خداوند ناپسند آمد، پس او را نیز بمیراند.

البته مجازات کتاب مقدس برای کسی که برای برادر مُرده خود فرزند به وجود نیاورد این است که در مَلأ‌ عام تحقیر شود. در تثنیه 25: 7 تا 10 اینگونه می خوانیم:

و اگر آن مرد به گرفتن زنِ برادرش راضی نشود، آنگاه زنِ برادرش، به دروازه نزد مشایخ برود و گوید: « برادرِ شوهر من از برپاداشتن اسم برادر خود در اسرائیل انکار می کند، و از بجا آوردن حق برادر شوهری با من اِبا می نماید.»

ولی اونان محکوم به مرگ شد زیرا جرم او سنگین‌تر از انجام‌ندادن وظیفه برادر‌شوهری بود؛ او محکوم به مرگ شد چون قانون طبیعت را زیر پا گذاشت. روشی که اونان برای جلوگیری از بارداری به کار گرفت (عَزل) تا به امروز به نام او ثبت است و به آن «اونانیسم»[2] می‌گویند، همانطور که عمل همجنس‌بازی را هم «سادومی»[3] می‌گویند، چراکه قوم لوط که این عمل را انجام می‌دادند در شهر سادوم[4] زندگی می‌کردند.

قُبح جلوگیری از بارداری و خطا‌بودن آن برای مخاطبانِ کتاب مقدس آنچنان آشکار بود که کتاب مقدس هیچ ضرورتی احساس نکرد که مانند سایر گناهان، آن را مکرراً ذکر و محکوم نماید. کتاب مقدس عمل اونان را یادآوری می‌کند و سپس آن را قبیح می‌شمارد. روش کتاب مقدس این است که وقتی یک اصل اخلاقی را مطرح می‌نماید دیگر نیازی نمی‌بیند که همه مصادیق احتمالی آن را ذکر کند. مثلاً این اصل کلی که سرقت کار اشتباهی است به روشنی در کتاب مقدس مطرح شده است و دیگر هیچ نیازی نیست که فهرست کاملی از انواع ممکن سرقت هم بیان شود. به همین ترتیب، وقتی کتاب مقدس یکی از مصادیق جلوگیری از بارداری را مطرح می‌کند و آن را محکوم می‌نماید باعث تثبیت این اصل اخلاقی می‌شود که جلوگیری از بارداری خطاست، و دیگر هیچ ضرورتی وجود ندارد که کتاب مقدس سایر مصادیق این اقدام را نیز یک‌به‌یک فهرست و محکوم کند.

به زبان فنی‌تر، آنچه کتاب مقدس محکوم می‌کند به همین مورد خاص، یعنی پیشگیری از بارداری در رابطه برادر‌شوهری و با توسل به روش عزل، منحصر نمی‌شود و عدم جواز پیشگیری، به موارد دیگر و روش‌های دیگر نیز تسرّی پیدا می‌کند. به این ترتیب، هر نوع پیشگیری از بارداری به هر شکل و صورتی که باشد ممنوع خواهد بود.

سُنَّت رسولی

آموزه کتاب‌مقدسیِ ممنوعیت پیشگیری از بارداری، در آثار پدران کلیسا با وضوح بسیار بیشتری قابل‌مشاهده است.

کلمنت اسکندرانی[5] در سال 195 میلادی اینگونه نوشت:

تکثیر نسل انسان هدفی الهی است و ابزار آن بَذر انسان است. پس این بذر را نباید بیهوده بیرون ریخت، نباید به آن آسیب رساند و نباید آن را هدر داد.

هیپولیتوس رومی[6] (170 تا 235 میلادی)،  برجسته‌ترین الهی‌دان کلیسای کاتولیک رومی در قرن سوم میلادی نیز اینگونه می‌نویسد:

برخی از زنانی که صاحب اصل و نسب شریفی هستند با غلامان خود درآمیخته‌اند ولی کسر شأن خود می‌دانند که از آنان صاحب فرزند شوند. پس این زنانِ به اصطلاح ایماندار داروهای عقیم‌کننده مصرف می‌کنند و خود را به سفتی می‌بندند تا جنین را سقط کنند.

لوسیوس لاکتانتیوس[7] (حدود 240 تا حدود 320 میلادی) که از آباء کلیسا است در رساله‌ای با عنوان «نهادهای الهی» می‌نویسد:

برخی افراد گِله می‌کنند که فقیر هستند و توان اداره فرزندان بیشتر را ندارند. اینان پنداشته‌اند که فقر و غنا به دست آنان است، یا ندیده‌اند که هر روز خداوند ثروتمندانی را تهیدست و تهیدستانی را ثروتمند می‌کند. بنابراین، اگر کسی گمان می‌کند نمی‌تواند فرزندان بیشتری را پرورش دهد بهتر است از آمیزش با همسرش اجتناب نماید.

شورای اول نیقیه[8] (سال 325 میلادی) که اولین شورای جهانی مسیحیت بود و الوهیت عیسی مسیح را به تصویب رساند می‌گوید:

فرد سالمی که خود را اَخته کرده است اگر از صِنف روحانیون باشد باید از مقام خود خلع شود، و از این پس چنین افرادی نباید به این صنف وارد شوند. البته این قانون مختص کسانی است که به اختیار خود اخته شده باشند. بدیهی است که افرادی که بَربَرها یا اربابانشان آنها را اخته کرده باشند، اگر صلاحیت‌های لازم را دارا باشند می‌توانند روحانی شوند.

آگوستین[9] نیز در سال 419 اینگونه نوشت:

حال که انگیزه شما از نزدیکی با همسرانتان زادآوری نیست، کمترین کاری که می‌توانید بکنید این است که به خاطر امیال شهوانی خود، با دعاهای شیطانی یا هر اقدام شیطانی دیگری مانع به وجودآمدن فرزندان نشوید. کسانی که چنین کاری می‌کنند گرچه به ظاهر زن و شوهر نامیده می‌شوند، ولی در حقیقت، زن و شوهر نیستند. آنان هرگز به حقیقت ازدواج نرسیده‌اند، و با عنوان محترمانه زناشویی، عمل ننگ‌آور خود را می‌پوشانند. گاهی آنان در این کار ظالمانه و شهوانی به جایی می‌رسند که برای عقیم کردن خود از سم استفاده می‌کنند.

سُنَّت رسولی در باب محکومیت جلوگیری از بارداری آنچنان مُتقن است که تا سال 1930، پروتستان‌ها هم تابع آن بودند. در این ارتباط، بیان دیدگاه‌های چند تن از سران پروتستان بسیار مفید به نظر می‌رسد. در این زمینه، مارتین لوتر[10] می‌گوید:

عمل اونان که از پست‌ترین فرومایگان بود عملی بسیار شنیع است و از شرم‌آورترین گناهان محسوب می‌شود. گناه این کار بسیار بسیار بیشتر از زنای با محارم و فاحشگی است. انسان باید از نظامی که خداوند در طبیعت برقرار فرموده است پیروی نماید. اونان در حقیقت با انزال بر زمین، عملی بر خلاف این نظام انجام داد. جرم او بسیار بزرگ بود و به همین خاطر بود که خداوند او را مجازات کرد.

جان کالوین[11] می‌نویسد:

اخراجِ اختیاریِ منی در غیر رابطه جنسی بین مرد و زن عملی شیطانی است؛ و انزال بر زمین در عمل زناشویی، دوچندان شیطانی است؛ زیرا با این کار، امید نسل بشر منقطع می شود و فرزندی که هنوز متولد نشده است به قتل می رسد.

جان وِزلی[12] هم می‌گوید:

گناهانی که حرمت بدن را می‌شکنند باعث ناخشنودی بسیار زیاد خداوند می‌شوند. کاری که اونان انجام داد خداوند را بسیار ناخشنود ساخت. امروزه نیز هزاران نفر، و به ویژه جوانان مجرد، با این کار خدا را ناخشنود می‌کنند و روح خود را تباه می‌نمایند.

مرجعیت کلیسای کاتولیک رومی هم که اعتقاد دارد عیسی مسیح، شناسایی و تفسیر نوشته‌های رسولی و سنت رسولی را به او سپرده، همواره پیشگیری از بارداری را محکوم کرده است. پاپ پل ششم در بخشنامه اسقفی «حیات انسان» می‌گوید:

باید بار دیگر اعلام کنیم که ایجاد اخلال در فرآیند زادآوری و بدتر از آن، سقط اختیاری جنین، حتی به انگیزه حفظ سلامتی مادر، هرگز نمی‌تواند روش مشروعی برای کنترل زاد و ولد باشد. ممنوعیت عقیم‌سازی مردان یا زنان، چه به صورت دائم چه به صورت موقت، نیز به همین اندازه قطعیت دارد، و این مسأله را مرجعیت کلیسا بارها اعلام کرده است. به همین ترتیب، انجام هرگونه پیشگیری از بارداری، خواه قبل از انعقاد نطفه خواه بعد از آن، خواه خودِ پیشگیری از بارداری مقصود بالذات باشد خواه وسیله‌ای باشد برای هدفی دیگر، ممنوع است.

سند معتبر دیگری که در این زمینه وجود دارد «منشور عقاید کلیسای کاتولیک»[13] است که تقریباً همان کلمات پاپ پل ششم در بخشنامه «حیات انسان» را تکرار کرده است:

 انجام هرگونه پیشگیری از بارداری، خواه قبل از انعقاد نطفه خواه بعد از آن، خواه خودِ پیشگیری از بارداری مقصود بالذات باشد خواه وسیله‌ای باشد برای هدفی دیگر، ذاتاً قبیح است.

همین سند در جای دیگر می‌گوید:

زوجین حتی اگر انگیزه‌های موجهی نیز داشته باشند مجاز به عقیم‌سازی خود یا جلوگیری از بارداری نیستند.

در جدیدترین سند معتبر واتیکانی هم که در سال 1997 منتشر شد اینگونه آمده است:

کلیسا همواره قُبح ذاتی پیشگیری از بارداری، یعنی بی‌ثمرسازیِ عَمدی هر نوع عمل زناشویی، را تعلیم داده است، و این آموزه‌ای قطعی و غیرقابل‌تغییر است. جلوگیری از بارداری منافیِ عفَّتِ زناشویی است و عامل به آن، مصلحتِ انتقال حیات را نادیده می‌گیرد. این اقدام بر ازخودگذشتگیِ طرفینیِ زوجین، که جنبه وحدت‌بخش پیوند زناشویی است، اثر سوء می‌گذارد، به عشق و محبت واقعی لطمه می‌زند و در واقع، انکارِ عملیِ سلطان خدا در انتقال حیات انسان است.

قانون طبیعت

پیشگیری از بارداری در واقع، حرکت بر خلاف جریان طبیعت، و تعدّی و تجاوز به حدود الهی است، چون خداوند اینگونه مقدر فرموده است که نسل بشر از راه ازدواج ادامه پیدا کند؛ و ایجاد مانع بر سر راه این قانون طبیعی که تقدیر الهی است، حرکت بر خلاف اراده الهی محسوب می شود. لذتی هم که زوجین از ازدواج می‌برند هدیه‌ای الهی است برای تقویت بنیان خانواده و افزایش محبت و احترام در میان زن و شوهر به منظور تربیت فرزندان. جلوگیری از بارداری در حقیقت، سوء‌استفاده از این هدیه الهی و اقدامی بر خلاف قانون طبیعت و ایجاد مانع بر سر راه تحقق هدف الهیِ تداوم نسل بشر است.

تجربه بشری

پاپ پل ششم پیامدهای ناگواری را برای شیوع نامحدود پیشگیری از بارداری پیش‌بینی می‌کند. او اینگونه هشدار می‌دهد:

اگر انسان‌های شرافتمند توجه نشان بدهند و در مورد پیامدهای منفی استفاده از روش‌های کنترل زادآوری اندیشه کنند، نسبت به مبانی محکم این آموزه کلیسا (آموزه ممنوعیت پیشگیری) اطمینان بیشتری پیدا خواهند کرد. آنان باید ابتدا این مطلب را مد نظر قرار بدهندکه استفاده از این روش‌ها راه را برای خیانت در رابطه زناشویی بسیار باز و هموار می‌کند و سطح عمومی اخلاق را بسیار پایین می‌آورد. برای پی‌بردن به ضعف بشر، تجربه زیادی لازم نیست. تجربه فراوانی لازم نیست تا انسان بفهمد که به خصوص جوانان، که در این رابطه بسیار آسیب‌پذیر‌اند، نیاز به تشویق به پایبندی به قوانین اخلاقی دارند، و نباید دستاویزی در اختیار آنان گذاشت که با استفاده از آن بتوانند به راحتی، قوانین اخلاقی را زیر پا بگذارند.

[1] برخی کلیساهای کوچک پروتستان نظیر آمیش‌ها (The Amish) و هوتریتی‌ها (Hutterites) نیز تا قویاً مخالف ابزارها و روش‌های پیشگیری از بارداری‌اند.

[2] منابع و مآخذ این نوشتار در نزد نگارنده محفوظ است.

[1] ر ک پاورقی شماره 1.

[2] Onanism

[3] Sodomy

[4] Sodom

[5] Clement of Alexandria

[6] Hippolytus of Rome

[7] Lucius Cecilius Firmianus Lactantius

[8] First Council of Nicaea

[9] Augustine of Hippo

[10] Martin Luther

[11] John Calvin

[12] John Wesley

[13] Catechism of the Catholic Church

Print Friendly, PDF & Email

دیدگاه ها بسته شده است