خلافه داعش

عنوان:خلافه داعش

نویسنده : هیثم مناع

ناشر: موسسه سوئدی حقوق بشر اشتنبر، ژنو ۲۰۱۴

کتاب حاضر یکی از ده‌ها پژوهشی است که پیرامون دولت اسلامی‌، ریشه‌ها و باورهای ان نگاشته شده است ، که دارای چهار فصل و ۱۲۰ صفحه قطع وزیری می‌باشد. این کتاب ابتدا گزارشی مختصر پیرامون داعش ، که برای یک سازمان غیر دولتی حقوق بشری ، نگاشته شده بود اما نویسنده با پیگیری مطالعات خود و تکمیل اطلاعات ان را درقالب یک کتاب عرضه می‌کند.نویسنده برای هر فصل از کتاب خود نامی‌فراخور مطالب مطروحه در کتاب در نظرگرفته است.

فصل اول:از توهم مهاجرت تا دریاچه‌های خون

دراین فصل نویسنده می‌کوشد علل منطقه ای و داخلی تولد داعش را توضیح دهد.برای این منظور او ابتدا برروی رفتار دو دولت عراق وسوریه در برخورد با مخالفان خود متمرکز میگردد.او برخورد خشن با مخالفان سیاسی در سوریه و نیز برخورد دولت عراق با اهل سنت بعد از سقوط صدام را یکی از علل شکل گیری داعش میداند. او بر این باور است که انتخاب راه حل نظامی‌و امنیتی در مواجه با مخالفان سیاسی و انسداد فضای سیاسی در سوریه به احزاب اسلامی‌فضای مناسب برای پیاده کردن برنامه‌های خود را داد. نویسنده در این فصل به برخی از ویژگی‌های داعش اشاره می‌کند .او در بخشی می‌گوید : این داعش بود که نظریه جاهلیت مدرن سید قطب و حکومت اسلامی‌قرضاوی را در جامعه جاری ساخت و پوچ بودن انرا نیز نشان داد.داعش “شعار اسلام همانا راه حل منحصر به فرد است “را که متعلق به اخوان المسلمین بود را به بوته ازمایش عینی سپرد و شعار “اسلام دین و دولت می‌باشد” را کاملا ازمود و در پایان نتوانست خود و نظریه بحران زده را از کمند مشکلات وارهاند. در این فصل نویسنده هنگامی‌که به نام ابوبکر بغدادی می‌رسد شش عنصر اساسی که خلیفه خود خوانده را در مسیر اش مدد رسانده است را بر می‌شمرد.

۱.استفاده زیاد از تجربه نظامی‌افسران ارتش عراق که در دوران بعد از سقوط تصفیه سازمانی شده و به حاشیه رانده شده بودند.

۲.تمرکز بر فراهم ساختن سرمایه مالی هنگفت برای پیشبرد پروژه‌ها زیرا بدون پول قدرتی در کار نیست و سازمان توان به ثمر رساندن ارمان‌های خود را ندارد.

۳.تکیه بر روی رسانه و استفاده از اینترنت به عنوان یک سلاح جنگی در میدان نبرد .

۴.همراه ساختن عشایر محلی به عنوان یکی از طبقات مهم اجتماعی در عراق و سوریه برای ساختن هم پیمانان محلی .

۵.کار نکردن با هیچ یک از سازمان‌های جهادی موازی و عدم به رسمیت شناختن انان به عنوان شریک در امر جهاد یک اصل است و این گروه‌ها یا باید بیعت کنند و یا باید به نبرد و مواجه با خلافت تن دهند.

۶.برخورد خشن با اقلیت‌هایی که در اماکن سکونت اهل سنت وجود دارند. این مجموعه‌ها ممکن است به عنوان معترضین ظاهر شوند و پروزه سازمان را با وقفه مواجه سازند.بنابراین سازمان به یک پاکسازی قومی‌و دینی در مناطق تحت کنترل خود مباشرت می‌نماید.

فصل دوم :توحش به مثابه یک صنعت

در این فصل نویسنده می‌کوشد تفاوت سیر شکل گیری وگشترش داعش در سوریه و عراق را نشان دهد.همچنین او توضیح می‌دهد که چگونه توحش و جنایت وخشونت به عنوان یک فضیلت و در قالب جهاد از سوی مراکز رسانه ای داعش تبلیغ می‌گردد .

فصل سوم : کوری و چشم بستن بر حقیقت

در بخش از کتاب نویسنده اصول نوزده گانه بغدادی را توضیح میدهد . این اصول از طرف خلیفه به عنوان مبانی اعتقادی و عملی دستگاه خلافت ارایه شده است. به طور طبیعی او به مهمترین این اصول می‌پردازد.بغدادی شیعیان را طایفه مشرک و کافر دانسته است .از نظر او باید کلیه مظاهر شرک از قبیل قبور و بارگاهها تخریب شود. بغدادی همچنین هرگونه معارضه غیر مسلحانه حتی در دیگر کشور‌های اسلامی‌را خطر بزرگ و کفر و الحاد میداند. بغدادی تمام مرام‌های سیاسی موجود را کفر علنی میداند و از نظر او هیچ تفاوتی بین لیبرالیسم ، مارکسیسم، سکولاریسم و بعث وجود ندارد.

فصل چهارم :شبکه‌های پشتیبانی و حمایت مالی- لجستیکی

در این فصل نویسنده می‌خواهد نشان دهد که حمایت مالی که داعش از ان بهرمند است نتیجه حرکت مالی غیر رسمی‌در بسیاری کشورهای اسلامی‌خصوصا حاشیه خلیج فارس و ترکیه می‌باشد.او همچنین در این بخش به غیر از نشان دادن راههای غیر رسمی‌حمایت مالی سعی میکند مفهوم غنیمت را در اندیشه داعش نشان دهد. به این مناست او خشونت و سنگ دلی داعش در برخورد با مخالفان را نشان میدهد و بر این باور است که بسیاری از این خشونت‌ها به دلیل سیطره بر اموال و نیز زنان مخالفان خصوصا اقلیت‌های دینی می‌باشد.

Print Friendly
محمدجواد خلیلی
محمدجواد خلیلی
دانش آموخته حوزه علمیه قم دانشجوی دکتری علوم سیاسی پژوهشگر اندیشه سیاسی اسلامی و جهان عرب

دیدگاه ها بسته شده است