اوراسیاگرایان و مسلمانان

علی‌رغم ساختار سکولار فدراسیون روسیه، کلیسای ارتدوکس بخشی از هویت ملی این کشور است. مذهب مهم دیگر در روسیه اسلام سنی است که از لحاظ جمعیت و نیز بروز و ظهور اجتماعی رو به گسترش است. این گسترش جمعیت بر سیاست داخلی و خارجی روسیه در قبال مسلمانان، مباحث امنیت ملی و حتی ساختار فرهنگی روسیه تاثیر گذاشته و در آینده نیز اثرگذارخواهد بود، به گونه‌ای که دوستی روسیه با جهان اسلام، دیگر امری غیر قابل اجتناب به نظر می‌رسد. پوتین در سال ۲۰۰۳ در نشست سازمان کنفرانس اسلامی‌در مالزی شرکت کرد که این امر باعث شادی نواوراسیاگرایانی همچون دوگین شد که اصرار دارند روسیه قدرتی اسلامی‌نیز هست و باید به آسیا نگاه داشته باشد.

الکساندر دوگین فیلسوف و پدر ژئوپولیتیک جدید روسیه و حامی‌و مبلغ مفهوم اوراسیای نوین می‌باشد. اساس تفکر اوراسیا بر مقابله با هژمونی غرب و فرهنگ لیبرال آن و جهان تک‌قطبی استوار است. در این راستا او بر اهمیت سنت‌های معنوی تأکید می‌کند و بر این باور است که حتی در درون برخی از فرهنگ‌های سکولار نیز، روح سنت وجود دارد. از اینرو باید با ترویج و دفاع از جهان چند قطبی، به اصول ذاتی آن فرهنگ‌ها توسل شود. ایده اوراسیایی عبارت است از پیوستن به روح سنت با امید وصول به عدالت اجتماعی، نه مخالفت با آن سنت‌ها. این استراتژی اصلی قدرت‌های هژمون است که چپ و راست، تقسیم فرهنگ‌ها، تقسیم قومیت‌ها، شرق و غرب، مسلمان و مسیحی را مطرح می‌کنند. در ایده اوراسیا، چپ و راست به اتحاد و عدم مخالفت با معنویت و سنت گرایی، عدالت اجتماعی و پویایی اجتماعی دعوت می‌شوند. بنابراین اوراسیایی‌ها چپ یا راست نیستند، بلکه با تنوعی که دارند، در نقطه مقابل پست مدرنیسم لیبرال هستند. لیبرال‌ها از این وحدت می‌ترسند و فاصله می‌اندازند تا با امنیت بر دیگران حکمرانی نمایند.

در تلقی اوراسیایی هر کس باید تلاش کند تا بخشی محکم و استوار از جامعه‌ای باشد که در آن زندگی می‌کند و از سنت غالب در آنجا پیروی نماید. به عنوان مثال کسی که یک روس ارتدوکس است این سنت اوست. آنچه مهم است این است که باید ریشه و اصالت داشت. در این صورت می‌توان در مقابل هجمه فرهنگ لیبرال غرب ایستاد.

دوگین معتقد است که دیدگاه او با «راست جدید» مشترکات بیشتری دارد تا با کاتولیک‌ها، چرا که به باور او، کاتولیک‌ها می‌خواهند روسیه را تغییر دهند، ولی راست جدید درصدد نیست تا الحاد اروپایی را به دیگران تحمیل نماید. ایده اوراسیای دوگین بر هر اندیشه جهانی‌خواه که بخواهد خود را بر دیگران تحمیل کند مخالف است، اما در عین حال بر لزوم همکاری با مسلمانان جهادی نیز تأکید می‌کند، در حالی که آنان هم در صدد برقراری حکومت جهانی هستند و خود، اذعان دارند که هدفشان تحمیل و سیطره دادن حکومت اسلامی‌بر همه جهانیان است. چرا که «جهانی‌خواهی» سلفی‌ها در حال حاضر دور از تحقق است و نباید آنها را در جستجوی سلطه جهانی همانند لیبرالیسم غرب دید. پروژه غربی همه روزه از طریق رسانه‌های جهانی، مدها، ارائه الگو برای جوانان و .. به دیگران حمله می‌کند و همه را در خود غرق کرده است، اما سلفی‌ها چنین ظرفیتی ندارند. او در ضرورت همکاری با مسلمانان جهادی می‌گوید:

«ما هیچ جریان جهانی خواهی را دوست نداریم، اما سخن در این است که یکی از آنها (لیبرالیسم) امروز به ما حمله می‌کند و پیروز هم هست، و آن دیگری علیه دشمن ما یعنی هژمونی غرب می‌جنگد. از اینرو سلفی‌ها دوستان تاکتیکی امروز ما هستند. قبل از اینکه پروژه اسلامِ جهانی آنها محقق شود، ما جنگ‌های زیاد دیگری را در پیش رو داریم. من ترجیح می‌دهم درباره واقعیت موجود صحبت کنم تا اینکه از چیزی که ممکن است در آینده بوجود آید سخن بگویم. همه کسانی که در مقابل هژمونی لیبرال بایستند دوستان ما هستند. این یک مسئله اخلاقی نیست بلکه استراتژی است. «کارل اسمیت» گفت که سیاست با شناخت دوست و دشمن آغاز می‌شود. دوست ابدی و دشمن ابدی وجود ندارد. ما در مقابل هژمونی جهانی موجود می‌جنگیم. هر کس ممکن است به خاطر ارزش‌های خود در مقابل آن بایستد. من از سلفی‌ها خوشم نمی‌آید. من ترجیح می‌دهم با صوفی‌های سنتی همکاری نمایم، اما با این وجود حاضرم در مقابل دشمن مشترک، با سلفی‌ها هم همکاری نمایم، نه اینکه با نادیده گرفتن تهدید بزرگتر، انرژی خود را در مخالفت با آنها (سلفی‌ها) هدر بدهم. اگر شما در جانب هژمونی لیبرال هستید پس شما دشمن من هستید. اگر در مقابل آن هستید آن گاه شما یک دوست می‌باشید».[۱]

حمایت رهبران مسلمان از هر سیاست مقابله با غرب بخصوص آمریکا، می‌تواند پیام‌رسان ترکیب هویت ملی‌گرای روسی با اسلام سیاسی باشد. اورسیایی‌ها خواهان بازگشت روسیه به قدرت در سطح جهانی هستند درحالی که به مسلمانان روسیه در این پروسه نقشی برجسته می‌دهند. برخی بر این باورند که این امر توضیح دهنده گرایش روز افزون مسکو به جهان اسلام به عنوان شرکای طبیعی آن می‌باشد. البته اینکه پوتین و دیگر تصمیم‌سازان سیاست خارجی روسیه، این کشور را اروپایی –آسیایی می‌خوانند می‌تواند به موقعیت جغرافیایی این کشور ناظر باشد و این غیر از اصطلاح اوراسیا که مفهومی‌ایدئولوژیک دارد و هویت روسیه را آسیایی معرفی می‌کند، می‌باشد. اینکه کسی بخواهد روسیه در آسیا جایگاه ممتازی داشته و مورد احترام باشد، غیر از این است که بخواهد آن را کشوری با فرهنگ و هویت آسیایی بداند.

[۱]  مصاحبه ای با آقای الکساندر دوگین در فوریه ۲۰۱۲ در حاشیه برگزاری چهلمین کنگره جهانی موسسه بین المللی جامعه شناسی در نیو دهلی هند

Print Friendly
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *