ایران در تلقی اوراسیاگرایان

ایران و مواضع ضد غربی او برای اوراسیاگرایان امری به غایت مهم و قابل استفاده است. الکساندر دوگین فیلسوف سیاسی و پدر ژئوپولیتیک جدید روسیه و حامی‌و مبلغ مفهوم اوراسیای نوین، معتقد است که اساس تفکر اوراسیا بر مقابله با هژمونی غرب و فرهنگ لیبرال آن و جهان تک‌قطبی استوار است. بر این اساس حضور ایران با مواضع ضدغربی آن در منطقه، از اهمیت بسزایی برخوردار است. دوگین ایران را یاور و هم‌پیمان اصلی روسیه در ایده اوراسیا می‌داند و به محور مسکو- ایران اشاره می‌کند. به اعتقاد او ایران باید هم پیمان روسیه باشد، چرا که روسیه و ایران می‌توانند قدرتی واقعی بسازند که همه خاورمیانه را تحت تأثیر خود قرار دهد. توقف تک‌قطبی‌سازی امریکایی مهمترین چیز است و در این راستا روسیه و ایران منافع مشترک دارند.[۱] وی شدیدا مخالف وهابیت است و آن را تهدیدی مشترک برای روسیه و اسلام سنتی می‌داند. دوگین امریکا را به سرمایه‌گذاری بر روی وهابیت به منظور تضعیف تمدن‌های اوراسیایی متهم می‌کند. دوگین همچنین کشورهای سنی منطقه خاورمیانه را به خود فروختگی در قبال امریکا متهم می‌نماید، در حالی که ایران را به خاطرسنت‌گرایی شیعی تمجید و تحسین می‌کند. ایران که جهان را دنیایی چند قطبی می‌بیند در تئوری اوراسیا نقش کلیدی را ایفا می‌کند. پس از انقلاب اسلامی‌و موضع استراتژیک این کشور، ایران در داخل معادله‌ای قرار گرفت که درصدد ایجاد فضای مستقل اوراسیایی است. به گفته وی؛ در گذشته بین روسیه و ایران درگیری وجود داشته و آنها تلاش کرده‌اند تا مشکل خود را از طریق جنگ حل نمایند، اما امروز فقط به راه‌حل مسالمت‌آمیز و استراتژیک برای حل مشکلاتشان با یکدیگر می‌‌اندیشند. او معتقد است: «در واقع امروز تهران و مسکو در حال حل مشکلاتی هستند که در گذشته حتی از طریق جنگ نتوانستند حل نمایند».

 او حضور ایران در نقشه اوراسیا را برای همکاری استراتژیک با روسیه می‌داند، نه اینکه ایران نیز عضوی از اوراسیا تلقی شود، بلکه فقط روسیه و جمهوری‌های شوروی سابق در درون اوراسیا قرار دارند. ایران تمدن خاص خود را دارد و کشوری مستقل و قدرتمند است که باید مورد احترام قرار گیرد، اما همکاری آن با روسیه باید حفظ شود، تا در جهان چند قطبی این دو یار یکدیگر باشند. او تصریح دارد که بر طبق این الگو باید با ترکیه و چین و هند هم همکاری داشت، اما در عین حال تهران نزدیک‌ترین هم پیمان مسکو است.[۲] در اندیشه دوگین، ایران فضای استراتژیکی است که به طور اتوماتیک مشکل تبدیل‌هارتلند به قدرت را حل می‌نماید. هیچ کدام از روسیه و ایران نباید اجازه دهند که پروژه «اسیای میانه بزرگ‌تر» محقق شود. اجرای این پروژه منجر به پیدایش «کمربند امنیتی» خواهد شد که در این صورت نمی‌توان روسیه و ایران را از یکدیگر تفکیک کرد. بعلاوه این کمربند باعث خواهد شد که کشورهای گرجستان، افغانستان، ارمنستان، آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان توسط امریکا اداره شوند. بعلاوه اتحاد ایران و روسیه موجب گسسته شدن حصر روسیه شده و مانع از تحقق استراتژی امریکا در خصوص جلوگیری از عملیات دریایی روسیه می‌شود. [۳]

دوگین درباره انقلاب اسلامی‌ایران می‌گوید: «حقیقت این است که من از تحسین کنندگان بزرگ امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی‌هستم، زیرا این انقلاب نمونه‌ای منحصر به فرد است که تفکر معنویت بر ساختارهای مادی‌گرایانه و طرفدار غرب در کشور بزرگ ایران پیروز شد… من معتقدم اگر شما قدرتمند باشید و از اصول انقلاب خود دفاع کنید، در نهایت پیروز خواهید شد و به آنچه در انتظار آن به سر می‌برید یعنی دنیای عادلانه و معنوی با ظهور حضرت “مهدی” (عج) خواهید رسید ».[۴]  وی در سخنرانی‌های خود در ایران، پیوسته از ضرورت حفظ روحیه انقلابی، متعهد بودن به آرمان‌های انقلابی، پایداری در مقابله با استکبار و مفاهیمی‌این‌چنین سخن گفته است. غالبا این گفته‌ها از سوی ایرانیان به نشانه نوعی شیفتگی و میل مذهبی نسبت به خود تلقی می‌شود، در حالی که این برداشت کاملا غلط و ساده‌اندیشانه است.. اگر چه او از ارزش‌هایی نام می‌برد که همه در جای خود درست و از باورهای عموم ملت ایران و نخبگان سیاسی آن است، اما باید در نظر داشت که دوگین نمونه یک روس اسلاو اصیل با هویت ارتدوکس قوی است که برای حفظ کیان و هویت روس خود معتقد به  مبارزه با هژمونی لیبرالیسم است و ایران را در این امر، یار و هم‌پیمانی مهم می‌داند که می‌بایست با حفظ سنت‌های خود در مقابل حمله فرهنگی-سیاسی غرب قرار گیرد و حاشیه امن روسیه را فراهم نماید. او تصریح می‌کند که: «همه کسانی که در مقابل هژمونی لیبرال بایستند دوستان ما هستند. این یک مسئله اخلاقی نیست بلکه استراتژی است. کارل اسمیت گفت که سیاست با شناخت دوست و دشمن آغاز می‌شود. دوست ابدی و دشمن ابدی وجود ندارد. ما در مقابل هژمونی جهانی موجود می‌جنگیم. هر کس ممکن است به خاطر ارزش‌های خود در مقابل آن بایستد، به هر حال ما باید اتحاد و پیمان خود را با آنان بیشتر و گسترده‌تر نماییم. من از سلفی‌ها خوشم نمی‌آید، اما با این وجود حاضرم در مقابل دشمن مشترک، با آنها هم همکاری نمایم. اگر شما در جانب هژمونی لیبرال هستید پس شما دشمن من هستید. اگر در مقابل آن هستید آن‌گاه شما یک دوست هستید».

بنابراین نباید اظهارات او با قضاوتی احساسی درک شده و او را فردی تحت تأثیر و شیفته ارزش‌ها و باوررهای خود بدانیم. این یک مشکلی فرهنگی در جامعه ما است که مسائل بدون توجه به تبار و واقعیتشان، غالبا با نگاهی دینی تحلیل می‌شوند.  به یاد داریم که پس از همراهی پوتین با ایران در جنگ سوریه، در داخل زمزمه‌هایی در مورد گرایشات شیعی وی مطرح می‌شد، تا جایی که برخی او را با وهب، مسیحی که در رکاب امام حسین (ع) شهید شد مقایسه می‌کردند. این نتیجه نوعی عدم بلوغ است. در مورد دوگین نیز مسئله به همین شکل است، مشترکات موجود در ایدئولوژی آنها با باورهای ما می‌تواند زمینه همکاری را فراهم کند، اما نباید خود یا آنها را بیش از آنچه در واقع وجود دارد، شبیه و نزدیک به یکدیگر بدانیم. تفکر دوگین می‌تواند فرصت‌ها و ظرفیت‌هایی را برای ایران در درون روسیه ایجاد نماید، که می‌بایست اینها را درک و در صورت نیاز از آن بهره جست. به عنوان نمونه وی از مخالفان و منتقدان بدعهدی مسئولان روس در قبال ایران در خصوص تحویل سامانه موشکی اس-۳۰۰ بود. این مطلب، می‌تواند ظرفیتی برای همکاری در موارد مشابه ایجاد نماید.

در مورد روسیه باید دانست که در این کشور یک انشقاق درونی و تصورات متکثری در قبال تمدن اروپایی وجود دارد. گروهی مثل دوگین تفکر روس دارد و گروهی مایل به غرب هستند. به طور کلی در جهان غیرغربی، طبقاتی که به عنوان واسطه و رابط کشور خود با جامعه غرب هستند، در کشور خود نفوذ و ثروت و قدرت بیشتری دارند، حتی در جایی مثل ژاپن، چین تا بنگلادش و پاکستان. در همه این کشورها اینچنین است. در زمان یلتسین کسانی قدرت را در دست داشتند که عملا از غربی‌ها غربی‌تر موضع می‌گرفتند. این طبقه با سقوط پیمان ورشو در کل شرق اروپا از جمله روسیه فوق‌العاده ثروتمند گردید. اینها در مورد سیاست خاورمیانه‌ای روسیه از جمله سیاست در قبال ایران هم نفوذ دارند و نگاهشان به ایران نگاه غربی است. این افراد وجود دارند و پایگاه قدرتمند نفتی و اقتصادی و … دارند. این جریان در کرملین حضور دارند و بر تصمیمات رئیس جمهور نیز تأثیرگذار هستند و گاه پوتین مجبور است علی‌رغم میل خود تصمیماتی را اتخاذ کند که رضایت اینان را تأمین نماید. تفکرات اشخاصی همچون دوگین و جایگاه او و همفکرانش در روسیه می‌تواند برای ما منافع استراتژیکی داشته باشد، و در زمان نیاز در مقابل جریان غرب‌گرا به کمک ما آید. بنابراین دوگین می‌تواند به عنوان نماینده جریان حامی‌استراتژیک ایران در روسیه دیده شود.

[۱]Los Angeles Times, September 4, 2008,

[۲] http://www.centerforsecuritypolicy.org/2015/03/04/aleksandr-dugin-putins-rasputin/

[۳] http://4pt.su/en/content/eurasia­and­europe­dialogue­big­spaces-

[۴] -http://4pt.su/en/node/1498

Print Friendly
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *