نگاهی آینده‌پژوهانه به سلفیت اردن در صورت شکست داعش

اگر دولت اسلامی داعش به‌عنوان یک واحد منطقه‌ای شکست بخورد، حیثیت اصلیش که آن را از القاعده متمایز می‌کند- ادعای او مبنی بر دولت بودن در یک قلمرو واقعی- از بین خواهد رفت.

این بدان معنا است که دیگر دولت اسلامی قادر نخواهد بود تا مسلمانان را دعوت کند تا به پروژه او در سوریه یا عراق بپیوندند و مجبور خواهد شد که به اقدامات تروریستی در سراسر جهان دست یازد. این تغییر هم‌اکنون در سیاست دولت اسلامی مشهود است، اما هرچه این دولت بیشتر قلمرو خود را در سوریه و عراق از دست بدهد برشدت اقدامات تروریستی در دیگر مناطق خواهد افزود. ازاینجا به بعد چند سناریوی احتمالی وجود دارد.

یک احتمال این است که دولت اسلامی همچنان به‌عنوان یک آلترناتیو با شعبه‌های محلی خود در کشورهایی مثل لیبی و نیجریه در کنار القاعده فعالیت کند و با توجه به اینکه تا حدودی اهداف این دو سازمان مشترک است آن‌ها باهم ادغام شوند.

احتمال دیگر این است که دولت اسلامی منحل شود و القاعده دوباره سر برآورد.

گزینه دیگر این است که آن‌ها به‌عنوان دو رقیب به کار خود ادامه دهند و دولت اسلامی همچنان درصدد برقراری دولت باشد. هرکدام از این سناریوها و یا سناریوی محتمل دیگری ممکن است اتفاق بیافتد.

با توجه به تنش‌های بین القاعده و دولت اسلامی و خودداری احتمالی برخی از حامیان دولت اسلامی در حمایت از آن، می‌تواند به اتخاذ سیاستی خشن‌تر از سوی دولت اسلامی منجر شود و ممکن است اقدامات آینده آن‌ها برای برقراری دولت اسلامی متفاوت باشد. بسیاری از عالمان مسلمان دولت اسلامی را در اصل چیز خیلی خوبی می‌دانند اما شیوه داعش در اقدام برای تحقق آن را نمی‌پذیرند. این تحلیل از موقعیت می‌تواند کمک کند تا وقتی بار دیگر فرصت تأسیس دولت فراهم شد، به اتخاذ روشی محتاطانه‌تر بیانجامد. به‌عبارت‌دیگر درصورتی‌که داعش شکست بخورد علمای سلفی-جهادی منتقد آن خواهند گفت که «می‌دانستیم چنین می‌شود» یا «ما که گفتیم اینطور خواهد شد.»

بااین‌حال، درگیری بین رقبای سلفی-جهادی در اردن از مشکل بیشتری برخوردار خواهد بود. دوعالم مهم سلفی اردن بلکه جهان؛ ابو محمد مقدسی و ابوقتاده فلسطینی از ابتدا به‌شدت مخالف دولت اسلامی بودند. تعداد زیادی از فعالان سلفی-جهادی با این دو  مخالف هستند و هنوز اختلاف بین قهرمانشان، ابومصعب زرقاوی و مقدسی را از یاد نبرده‌اند و بر این باورند که زرقاوی مبارزی شجاع بود که حرفش در عملش بود. به اعتقاد آن‌ها زمانی که مقدسی احساس فشار کرد پا پس کشید و  حاضر نشد از جهاد در عراق حمایت کند.

بعلاوه مقدسی بر این باور بود که  باید به فکر تشکیل دولت بود نه اینکه فقط به حملات بدون نتیجه بلندمدت اقدام شود. زمانی که دولت اسلامی ظاهر شد تلاش پیوسته در راستای تحقق آنچه همواره مطلوب مقدسی بود به ثمر نشسته و وقت آن بود که مقدسی از این دولت حمایت کند. بااین‌حال این اتفاق رخ نداد، چراکه مقدسی دولت اسلامی را دارای سیاستی تندرو می‌دانست و به آن انتقاد داشت.

برای برخی از دوستان زرقاوی این دلیل واضحی بر نفاق مقدسی و عدم‌حمایت او از جهاد بود. در مقابل، شکست داعش برای مقدسی  دلیلی بر حقانیت موضع خویشتن در تمام این مدت خواهد بود. البته با توجه به اینکه هر دو جناح مقدسیون و زرقاویون در اردن فعال هستند به نظر نمی‌رسد که در آینده هیچ‌کدام از این دو دیدگاه بر دیگری غالب شود و هر دو در کنار  هم استمرار خواهند داشت.

[۱]” REGIONAL GUIDES TO LIFE AFTER ISLAMIC STATE; (in) JORDAN”, JOAS WAGEMAKERS

Print Friendly, PDF & Email
مرتضی آقامحمدی
مرتضی آقامحمدی
استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه دکتری مطالعات اسلامی دکتری شیعه شناسی پژوهشگر مطالعات راهبردی