درباره ایران و ایرانی

“بررسی‌های شنبه” یازدهم دی ماه پس از مرور رویدادها و حوادث سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هفته با سخنان استاد محمد مسجدجامعی پیرامون برخی ویژگی‌های موجود در جامعه ایرانی آغاز شد. ایشان با اشاره به تفاوت عمیق هویتی و فرهنگی اهل سنت ایران و کلیت جامعه ایرانی، شکل‌گیری جامعه بسیط نزد اهل سنت را در مقایسه با جامعه پیچیده مناطق مرکزی یکی از علل این دوگانگی هویتی دانستند. در آغاز گفت‌وگو نیز ایشان به تفاوت مفهوم علم و علمیت در ساختار علمی‌شیعه و مسیحیت پرداختند.

کسی که تفکر فیلسوفانه و مخصوصاً مشائی داشته باشد، برای ما خیلی مهم است که به متن کتاب شفا مسلط باشد. کتاب شاهکار ابن سیناء که خواجه نصیر هم شرحش را نوشت، اشارات ابن سینا که تنبیهات خواجه نصیر شرح مبسوط آن می‌باشد.

علم و عالم در مسیحیت

علم و توانایی علمی‌از دیدگاه یک حوزوی و یا اصطلاحاً کسی که با معارف دینی آشنایی دارد به یک معنا و از نظر دیگران معنا دیگری دارد. لذا در حوزه علمیه کسی که متون اصلی دانش‌هایی مانند فقه، اصول و کلام را خوب مسلط است، به او عالم (ملأ) و باسواد گفته می‌شود. ولی در سازوکار روحانیت مسیحی به این کیفیت نیست. مفهوم علم نزد ما عملاً خیلی فرق می‌کند. علم نزد آنها به معنی عام کلمه آنچه مربوط به گذشته است، تاریخ علم می‌شود که ما تقریباً این را نداریم. به لحاظ سنتی ما توجهی به تاریخ علم نداریم و برایش اهمیت قائل نیستیم.

کسی که تفکر فیلسوفانه و مخصوصاً مشائی داشته باشد، برای ما خیلی مهم است که به متن کتاب شفا مسلط باشد. کتاب شاهکار ابن سیناء که خواجه نصیر هم شرحش را نوشت، اشارات ابن سینا که تنبیهات خواجه نصیر شرح مبسوط آن می‌باشد. ولی در آنجا این‌گونه نیست. اصلاً نوع ادبیات، literature که آنها می‌گویند، به معنی ادبیات با آنچه ما به آن ادبیات میگویم متفاوت است. کتاب گلستان سعدی، نه‌تنها متنش زیبا است بلکه مجموعه‌ای از حکمت‌ها، اندرزها و ارزش‌ها است. از نظر ما ادبیات literature به همین معنی متون کهن ادبی مانند حافظ و سعدی است. از دیدگاه آنها، نه اینکه این متون به معنای ادبیات نیست، بلکه این سنخ متون ادبیات محسوب می‌شود. همچنین آن نوع کتابی که متضمّن مسائل فلسفی مختلف هست، اما نه در معنی قدیم خودش نیز جز ادبیات محسوب می‌شود. بخش زیادی از متون معاصر فلسفی نیز در این تعریف قرار می‌گیرند.

ـ تا جایی که من فهمیدم، در حال حاضر literature به معنی ادبیات در نزد اروپائی‌ها و آمریکایی‌ها، هر علمی‌برای خودش literature دارد. هیستری یک لیت ریچر دارد. شیمی‌یک لیت ریچر دارد و فلسفه و دین یک literature دارد. در واقع مجموعه نوشته‌های یک رشتهٔ علمی‌را literature می‌گویند.

مسجدجامعی: منظور من به literature نبود. کسی که فرد قابل توجهی است، از نظر ما عموماً کسی است که به متون قدیمی‌مسلط است. از کفایه بگیریم تا متون قدیمی‌فلسفی. اما نزد آنها کسی است که عمدتاً یک نوع خلاقیتی نیز دارد. عمدتاً یک سری نظرات نوینی دارد. در نقاشی، مجسمه‌سازی و هنر نیز این‌گونه است.

ـ لازم است به‌صورت تطبیقی بررسی کنیم؟ موقعیت ایشان را باید از نظر علمی‌در همان فضای ایشان با بقیه رقیبانش بسنجیم؟ که از نظر علمی‌سطح بالایی دارد یا خیر؟

مسجدجامعی: از نظر علمی‌خیلی دیگر آنجا معنی ندارد. فرض کنید مارتینی به دلیل تسلط زیادش به زبان لاتینی و یونانی، برجستگی علمی‌فوق‌العاده‌ای داشت. راتسینگر به دلیل تسلطش بر مباحث کلامی، برجستگی دارد. ولی صرفاً کسانی که برجستگی دارند، کسانی نیستند که به این معنی یک نوع ویژگی دارند. پل ششم، از پاپ‌های خیلی خیلی مهم قرن بیستم است. به دلیل همین وسعتِ literature به معنی‌ای که الان صحبت کردیم.

ـ ظاهراً ویژگی پاپ فعلی با توجه به فرمایشی که دارید، به خاطر هوش هیجانی بالایی که دارد است. همراهی‌اش با شرایطی که الان معمولاً کلیسا مواجه است، قبل از این تقریباً عمل نمی‌شد.

مسجدجامعی: این هست. ولی الحق شما به صحبت‌هایش که الان بیان می‌کند، این کلونی کمونیسیم که بیان کرده و یا حرف‌هایی که برای ژزوئیت‌ها زده، انصافش این است که آدم خلاقی است. برای همین است که خیلی بانفوذ است.

ویژگی‌های فردی و جمعی ایرانی

کلیت جامعه ایرانی واقعاً یک سلسله ویژگی‌های فوق‌العاده مثبتی دارد، ما حصل آن، یعنی برآیند این خصوصیات، مثبت این است که طی این چهار دهه، ایران را در تمامی‌لحظات لغزنده و خطرناک، مدیریت کرده و نجات داده است. وقتی که کلیت نیروهای موجود در جامعه را در نظر می‌گیرید به گونه‌ای عمل شده که در لحظات خطر کلیت کشور را نجات داده‌اند. البته این ویژگی یک شمشیر دو دم است و ممکن است در شرایطی به ضد خود تبدیل شود.

شاید ایرانی‌ها مدیریت‌ناپذیرترین ملت دنیا باشند. با عجله‌ترین هستند. سمبل‌کارترین هستند. مسئولیت‌ناپذیرترین هستند. در جای خودش متقلب‌ترین هستند. یعنی باید اعتراف کنیم. ما بعد از طالبان به افغانستان چای صادر می‌کردیم، صادر کنند در داخل چای برای افزایش وزن براده آهن می‌ریخت. یا به‌صورت رسمی‌از طریق جایی که واسطه شده بود، سیب صادر می‌کردیم برای لیبی. ردیف اول سیب درشت، ردیف‌های بعد، همه فاسد. که دیگر لیبیایی‌ها نخواستند.

 در موردی نیز هلو انجیری ایرانی در دوره‌ای بسیار گران قیمت در عربستان به فروش می‌رسید. اما کنسول ایران در عربستان می‌گفت بعد از چند بار ارسال محصول مناسب محصول با تقلب و جاسازی اجناس خراب، زیر کارتن‌ها ارسال می‌شد. بعد از سقوط شوروی، بازار آسیای مرکزی، اصلاً کشورهایی مانند ترکیه و مصر حضور نداشتند و. این بازار دست ایران بود که خیلی زود آنرا از دست دادیم با ارسال اجناس بی کیفیت.

علی‌رغم اینکه این ویژگی‌ها را دارند، به‌طور طبیعی ویژگی‌های مقابلش را هم دارند. یعنی تعارضی است. آن مقدار که به ما مربوط است، کشور را با آن قسمت‌های مثبت خودشان، واقعاً از همهٔ پیچ‌های خطرناک گذراندند.

مسئله فقط جنگ نیست. مسئله فقط مبارزه نیست. این‌که شما بالاخره نسل جوانت، بچه‌های ریاضی‌ات و بچه‌های فیزیکت بتواند درزمینهٔ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری این مقدار صنایع دفاع شما را جلو ببرد، – یک‌بار دیگر هم گفته‌ام که ایران رشد یابنده‌ترین کشور درزمینهٔ صنایع دفاعی است، هیچ کشور دیگری این مقدار سریع رشد نکرده است. تقریباً الان خودکفا شده است درزمینهٔ دفاع – چه قسمت‌های الکترونیکی و چه قسمت‌های دیگر.

ـ این با کشورهایی مثل کره شمالی و پاکستان قابل‌مقایسه است؟

مسجدجامعی: خیلی قوی‌تر است. البته قابل‌انکار نیست که کره شمالی هم خیلی قوی است. چون کره‌ای‌ها و مخصوصاً شمالی‌هایش ملت عادی‌ای نیستند و ملت خاصی هستند. ملت سخت‌کوش و منظم. ملت خاصی هستند. یک کشوری بتواند شصت سال مقاومت کند واقعاً قابل‌مطالعه و بررسی است. کره شمالی حدوداً هجده میلیون نفر هستند، اما ملت خیلی مقاومی‌هستند و این‌همه تحمل مسئله عادی نیست.

ایرانی‌ها درزمینهٔ علوم انتزاعی استعداد فوق‌العاده‌ای دارند. کامپیوتر غیر از ریاضی اپلای شده نیست. صنایع موشکی ما غیر از ریاضی و فیزیک اپلای شده نیست.

این ویژگی وجود دارد. اما بخش‌های منفی ما متأسفانه وجود دارد. بعد این در حدِّ فردی نمی‌ماند. می‌آید به‌اصطلاح سیستم را متأثر می‌کند. ساختارها را متأثر می‌کند.

و به‌هرحال، ویژگی خیلی استثنائی است. واقعاً ایران از همه نظر یک کشور استثنائی است.

ـ می‌گویند انقلاب اگر توسط یک سری عده نخبه‌ای که واقعاً نخبه بودند، پیگری می‌شد و انجام می‌شد نتایج بهتری داشت.

مسجدجامعی: این اصلاً امکان (تحقق) نداشت. به دلیل اینکه بعد از یک غیبت تاریخی – چون این را باید به‌صورت کلام ببینید – تودهٔ به اعتباری آرمان‌گرای تحریک‌شده خواهان حضور اجتماعی فعال بود. درنتیجه به کسی گوش نمی‌کرد. او خودش می‌خواست که بیاید و همه‌چیز را بگیرد.

به‌نوعی، انقلاب ما، ضد نخبه هم هست. نه اینکه نخبهٔ غرب‌زده، نخبهٔ آخوند و مجتهدش هم است. می‌شود یک فنومن کاملاً استثنائی است.

مسئله فقط جنگ نیست. مسئله فقط مبارزه نیست. این‌که شما بالاخره نسل جوانت، بچه‌های ریاضی‌ات و بچه‌های فیزیکت بتواند درزمینهٔ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری این مقدار صنایع دفاع شما را جلو ببرد، – یک‌بار دیگر هم گفته‌ام که ایران رشد یابنده‌ترین کشور درزمینهٔ صنایع دفاعی است، هیچ کشور دیگری این مقدار سریع رشد نکرده است.

جنوب اروپایی‌ها که در ایران هستند، می‌گویند خیلی مثل ماها هستید. بااینکه در خیلی جاها خیلی فرق می‌کند. مثلاً با ترک‌ها و عرب‌ها راحت نیستند. آمریکای لاتینی‌ها خیلی از ایران خوششان می‌آید. ایرانی قدرت انطباقش خیلی زیاد است و انصافاً خیلی لطیف است. یعنی جنبهٔ سختی ندارد.

غرب‌گرایی ایرانی

ایرانی‌ها ویژگی‌های خیلی خاص دارند. یکی‌اش این است که فوق‌العاده غرب دوست هستند. بدون استثناء همه‌شان. یک‌جور خاصی هستند. در دیگر ملل مسلمان به این مقدار غرب‌زدگی دیده نمی‌شود. احساس سنخیت با آنها می‌کنند

جنوب اروپایی‌ها که در ایران هستند، می‌گویند خیلی مثل ماها هستید. بااینکه در خیلی جاها خیلی فرق می‌کند. مثلاً با ترک‌ها و عرب‌ها راحت نیستند. آمریکای لاتینی‌ها خیلی از ایران خوششان می‌آید. ایرانی قدرت انطباقش خیلی زیاد است و انصافاً خیلی لطیف است. یعنی جنبهٔ سختی ندارد.

ـ در سال‌های اخیر مراجعه به شبکه‌های اجتماعی رشد فراوانی کرده است. در موردی سیاسی امروز یک هشتگ فارسی‌زبانان در میان هشت هشتگ برتر دنیا شده است. امروز در خبرها آمده که خانم نرگس کلباسی اشتری که هم ایرانی و هم انگلیسی است و در هند چند مهد کودک و یتیم‌خانه ساخته، بعد از فوت یک کودک در هند، محکوم به ممنوع‌الخروجی شده است. بچه‌ای در یکی از یتیم‌خانه‌ها مرده و ایشان متهم شده است به کم‌کاری. حالا دادگاه برای ایشان یک سال ممنوع‌الخروجی صادر کرده است. وزیر خارجه هند هم توئیت کرده است که من هیچ کاری نمی‌توانم بکنم. کمپین گسترده کاربران ایرانی در فضای مجازی تشکیل شده است که این فشار باعث شد وزارت خارجهٔ ایران وارد عمل شود. این کمپین‌های مجازی، ادبیات همگرایانه نسل جدید را متفاوت با نسل‌های قدیم کرده است.

مسجدجامعی: اصولاً مطالعات اجتماعی خیلی سخت است. نه‌تنها در ایران، در همه‌جا سخت است. بلکه مطالعات انسانی. ولی در ایران، به‌مراتب سخت‌تر است. شما مقاطع مختلفی می‌توانید بیان کنید. می‌توان با توجه به کلیت تاریخ ایران، و ویژگی‌های ایرانی‌ها که کمابیش در طول تاریخ هم، به‌صورت مشترک وجود داشته است مطالعه را پیش برد و یا می‌توان به‌صورت لایه‌لایه، مقاطع زمانی، به تعبیری مقاطع نسلی بررسی کرد.

هم‌چنین می‌توان به‌عنوان طبقهٔ نخبه و غیر نخبه و مذهبی و غیرمذهبی مسائل را طرح نمود. بخش‌های مرکزی ایران و بخش‌های مثلاً ترک‌زبان ایران، اصرار دارم ترک‌زبان‌های ایران تفاوت‌هایی دارند و جامعه ایران به آنها خیلی مدیون است و ثروت بزرگی برای ایران هستند.

فردگرایی ایرانی

در ایران، امکان ندارد کار خوب، غیر متکی به شخص باشد. اگر شما مدرسهٔ خوبی دارید. یک بیمارستان خوبی دارید. یک آموزشگاه رانندگی خوبی دارید و. هر چیز خوبی که هست، متکی به یک شخص است. سیستم نیست. یک چنین حالتی را دارد. این حالتِ سیستم نیست. توی ایران، یک‌کمی‌مثل ایتالیا است. واقعاً در یک جامعه‌ای مثل آلمان و هلند و نروژ، بدون دولت چیزی وجود ندارد و نمی‌تواند وجود داشته باشد. سیستم است که کار می‌کند. واقعاً درجایی مثل ایتالیا، اگر سیستم نباشد، خیلی وضع مردم بهتر است. واقعاً می‌گویم. یعنی وضع مردم به لحاظ اقتصادی و به لحاظ صنعتی، سیستم مزاحم است به معنی دقیق کلمه.

در ایران این‌گونه است که اگر قرار است کار خوبی انجام شود، متکی به شخص است. این‌یک واقعیت است و برخی صرفاً با این وضعیت به نبرد مشغول هستند غافل ا اینکه در شرایط کنونی امکان تغییر وجود ندارد در کل باید متناسب با واقعیت و وضعیت موجود برنامه‌ریزی کرد و پروژه‌های کلان و خرد جامعه و کشور را پیش برد. در ایران اگر قرار باشد ما در یک چارچوبی، به مردم مخصوصاً آنهایی که استعدادهای قوی‌ای دارند. به اینها امکان بدهیم که با خلاقیت‌های شخصی‌شان عمل کنند، در بخش‌های مختلف، علمی‌و اقتصادی و تجاری و خدماتی و حتی قسمت‌های تولید شغل، این‌ها خیلی موفق می‌شوند. یعنی ایران جوری نیست که از بالا شما دستور بدهید که درست عمل شود.

همان‌گونه که بیان شد یکی از ویژگی‌های جامعهٔ ما این است که مسجد موفق به خاطر امام موفقی است و به اداره اوقاف و ارشاد و … ربطی ندارد. شخص است که مهم است. این ویژگی را ایران همیشه این حالتش بوده و هنوز هم به قوت و قدرت است.

حالت خاصی است که در ایران خیلی قوی است. ابتکارات شخصی خیلی تأثیرگذار و مثبت است. بعدازآنکه آن شخص کنار می‌رود، تمام دست‌آوردهای او از بین می‌رود. فرق ما با ایتالیا به‌عنوانی این است که در ایتالیا مغازه‌های زیادی است که از سال‌های بسیار دور مثلاً از ۱۸۵۲ مشغول به فعالیت هستند و هم‌چنین برخی تولیدکنندگان نیز کارخانه‌هایی را اداره می‌کنند که طی نسل‌ها فعال مانده است.

این روش در ایران نیست و تقریباً یک حالت شناوری دارد. نمی‌شود در این شرایط چیزی را به‌اصطلاح نهادینه کرد.

 به‌ویژه بعد از انقلاب یک عده به همه کاری کار دارند الا کار خودشان. اگر واقعاً یک سلسله توصیه‌های اخلاقی و دینی به مردم بشود که تو مسئول کار خودت هستی، کار خودت را خوب انجام بده و به کسان دیگری هم کاری نداشته باش. باید روی این مسئله تمرکز شود و برای آن فرهنگ‌سازی شود.

شما نجار هستید، کارتان را خوب انجام بدهید. دانشجو هستید، کارتان را خوب انجام بدهید. استاد هستید، کارتان را خوب انجام بدهید.

در ایران این‌گونه است که اگر قرار است کار خوبی انجام شود، متکی به شخص است. این‌یک واقعیت است و برخی صرفاً با این وضعیت به نبرد مشغول هستند غافل از اینکه در شرایط کنونی امکان تغییر وجود ندارد

الحق خیلی جامعهٔ پیچیده‌ای است. در بین جوامع مسلمان، تنها جامعه‌ای است که بخش قبل از اسلامش، حداقل در تلقی مردم در تعارض با بعد از اسلامش است. نتوانستیم یک چشم‌انداز تاریخی کلانی برای کل ایران عرضه کنیم که این دو در امتداد همدیگر و یا مکمل هم باشند.

متأسفانه ما این را تشدید کرده‌ایم. ریشه‌اش هم به قبل از انقلاب بازمی‌گردد. کسانی که هدفشان دفاعِ از دین بوده است، عموماً و بلکه کلاً با کوبیدن متعصبانه و غیرواقعی قبل از اسلام، سعی کرده‌اند حقانیت بعد را ثابت کنند. قبل از انقلاب، ایران باستان را بزرگ کردند و اسلام را کوبیدند و بعد از انقلاب در جواب آن، کوروش را به‌شدت کوبیدند.

Print Friendly

دیدگاه ها بسته شده است